هنر و تمدن شرق( ژاپن )

ژاپن

مجمع الجزایر ژاپن (به ژاپنی: 日本، نیپون یا نیهون) (به انگلیسی: Japan) کشوری است در اقیانوس آرام واقع در آسیای شمال شرقی که یکی از قدرت‌های اصلی اقتصادی جهان است و سومین اقتصاد بزرگ جهان را از نظر تولید ناخالص داخلی دارد(۵/۴۷۴ تریلیون دلار در سال ۲۰۱۰ به گزارش صندوق بین المللی پول). ژاپن یک کشور پادشاهی است که برمبنای قانون اساسی اداره می‌شود.

این کشور در پایان جنگ جهانی دوم، تمامی متصرفات فراسوی دریاهای خود، از جمله کشور کره را که در آن موقع ۴۵/۵ درصد کل کشور را تشکیل می‌داد، از دست داد و وسعت آن به میزان فعلی که در حدود ۳۸۷۰۰۰ کیلومتر مربع است(چیزی کمتر از ایالت کالیفرنیا در آمریکا)، تقلیل یافت.

ژاپن با جمعیتی در حدود ۱۲۸ میلیون نفر دهمین کشور پرجمعیت جهان است. توکیو پایتخت ژاپن با بالغ بر ۳۵ میلیون نفر جمعیت از بزرگترین و گرانترین پایتخت‌های جهان به شمار می‌آید.

ژاپنی‌ها کشورشان را «نیپون کوکو» خطاب می‌کنند که به معنی خاستگاه خورشید است. در حقیقت این کشور شرقی‌ترین کشور جهان (بدون در نظر گرفتن خاک قطب) است. مطالعات باستان شناسی سابقه سکونت انسان در این کشور را از دوران پساپارینه‌سنگی می‌داند. ژاپن کشوری کوهستانی است و بیشتر جزایر آن آتشفشانی است و بشدت زلزله خیز است، آمار نشان می‌دهد که سالانه در حدود ۱۵۰۰ زمین لرزه در آنجا روی می‌دهد.

کشور ژاپن عضو سازمان ملل متحد، G8، G4 و APEC است.ژاپن پنجمین بودجه دفاعی جهان را دارد (۶۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۱) و چهارمین کشور صادرکننده در جهان (۷۶۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۰) و ششمین کشور بزرگ وارد کننده است(۶۳۹ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۰).

در جنگ جهانی اول، ژاپن از متفقین بود و در جنگ جهانی دوم با متفقین می‌جنگید. پایان جنگ جهانی دوم برای ژاپن بسیار تلخ بود، آنها پس از جنگی دراز مدت در اقیانوس آرام، سرانجام پس از بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی، بدون قید و شرط تسلیم شدند. برآیند این جنگ خانمان‌سوز برای ژاپن به اندازه‌ای وحشتناک بود که بسیاری از تحلیلگران در توصیف آن، عبارت «به کلی ویران شده» را به کار بردند. ژاپن پس از اشغال توسط آمریکا، با یک برنامه پیگیر توسعه صنعتی به رشد اقتصادی چشمگیری دست یافت و به یکی از بزرگ‌ترین اقتصادهای دنیا و همچنین دومین قدرت صنعتی جهان بدل شد. این کشور همچنین از بزرگترین هم‌پیمانان و شرکای تجاری آمریکا در قاره آسیا است.

پرچم ژاپن

پرچم ملی ژاپن یک پرچم مستطیلی سپیدرنگ است که دایره سرخ توپری به نشانهٔ خورشید در میانهٔ آن است. این پرچم به زبان ژاپنی نیش.شو.کی (به ژاپنی: 日章旗) است و معنی آن پرچم خورشیدنشان یا پرچم خورشید تابان است . این پرچم با نام هینو.مارو (به ژاپنی: 日の丸) به معنای “دایرهٔ خورشید” نیز شناخته می‌شود.

نام‌شناسی

ژاپنی‌ها به کشور خود، نیهون (にほん (Nihon می‌گویند. نیهون از دو واژهٔ NICHI (که به صورت هی Hi نیز تلفظ می‌شود) و HON تشکیل شده‌است. NICHI یا Hi به معنای خورشید و روز است و HON یعنی ریشه و آغاز. از آنجا که ژاپن در شرقی‌ترین نقطه قاره کهن و کشور چین قرار داشته تصور می‌شده که اولین سرزمینی است که خورشید در آن طلوع می‌کند. بر این اساس با نام سرزمین آفتاب یا سرزمین آفتاب تابان مشهور شده‌است. در زبان ژاپنی این نام نیپّون (にっぽん) نیز تلفظ می‌شود.

تاریخ ژاپن

تاریخ ژاپن شامل تاریخ رشته جزیره‌های ژاپن و مردم ژاپن می‌شود و از دوران پیش از تاریخ، تا تاریخ نوین این کشور را به عنوان یک دولت-ملت در بر می‌گیرد. نخستین ارجاع شناخته‌شده نوشتاری به ژاپن در قرن اول میلادی و در مجموعه متن‌های چینی بیست و چهار تاریخ دیده می‌شود. با این حال شواهد حاکی از آن است که بشر از اواخر دوران پارینه‌سنگی در جزیره‌های ژاپن زندگی می‌کرده است.در پایان آخرین عصر یخبندان ژاپن از طریق خشکی با قاره اوراسیا پیوند داشت. آب شدن یخ‌ها باعث جدا شدن جزیره‌های ژاپن از خشکی‌های قاره اوراسیا شد.

تشکیلات حکومتی ژاپن

حکومت در ژاپن بصورت سیستم پارلمانی مشابه با انگلستان می باشد. در قانون اساسی پارلمان به عنوان عالیترین ارگان تصمیم گیری پیرامون مسائل مملکتی تعین گردیده است.امپراطور تنها به عنوان مظهر اتحاد مردم عنوان گردیده و کلیه اعمال وی در رابطه با امور مملکتی (مندرج در قانون اساسی) بایستی با صلاحدید قبلی پارلمان انجام شود.نخست وزیر از بین نمایندگان پارلمان انتخاب می گردد و وی وزیران دولت را منصوب می نماید. غالبا” اکثر اعضای کابینه از بین نمایندگان پارلمان انتخاب می شوند.ژاپن دارای دو مجلس نمایندگان و مشاوران می باشد. مجلسین به عنوان چکیده و تحقق واقعی و عملی اصل حق حاکمیت مردم تلقی گردیده و بر طبق قانون اساسی، ارگان نمایندگی مردم،بالاترین رکن قدرت حکومتی و تنها رکن قانونگذاری کشور می باشد.مطابق با قانون اساسی کنونی ژاپن، مجلس نمایندگان نسبت به مجلس مشاوران از تفوق و برتری قطعی برخوردار است.نظام نوین انتخابات مجلس نمایندگان از ترکیب انتخابات در حوزه های انتخابیه تک کرسی و انتخابات در حوزه های انتخابیه تک کرسی و انتخابات از طریق نمایندگی سهمیه ای به وجود آمده است. ژاپن برای جبران اشکالات موجود در هریک از سیستم های فوق بطور منفرد، ترکیبی از این دو روش انتخاباتی را مورد پذیرش قرارداده است.در نظام جدید، مجلس نمایندگان دارای ۴۸۰ کرسی نمایندگی می باشد، که از این تعداد ۳۰۰ کرسی به حوزه های انتخابیه تک کرسی در ۴۷ ناحیه کشور تخصیص داده شده و ۱۸۰ کرسی دیگر بین ۱۱ بلوک منطقه ای توزیع گردیده که از طریق لیست ثابت نمایندگی سهمیه ای، مردم نمایندگان خود را انتخاب می کنند. در روش انتخاب در حوزه های انتخابیه تک کرسی، هم احزاب می توانند کاندیدای خود را به مردم معرفی نمایند. ولی در روش انتخابات از طریق نمایندگی سهمیه ای، فقط احزاب هستند که می توانند لیست کاندیداهای مورد نظر خود را ارائه نمایند.مجلس مشاوران در مجموع ۲۴۲ کرسی نمایندگی دارد. بر طبق قانون اساسی، دوره نمایندگی در مجلس مشاوران شش سال می باشد و انتخابات برای نیمی از نمایندگان این مجلس، هر سه سال یکبار صورت می گیرد. بر خلاف نظام نوین انتخاباتی مجلس نمایندگان، نظام انتخاباتی مجلس مشاوران اجازه شرکت یک نامزد انتخاباتی در هر دو روش (کاندیدای دوگانه) را نمی دهد.نظام نوین انتخاباتی با هدف تغییر نظام سیاسی ژاپن و تبدیل آن به یک نظام سیاسی دو حزبی تنظیم گردیده است که در آن انتقال قدرت به راحتی از حزب حاکم به حزب مخالف صورت پذیرد و اراده مردم در تعیین دولتها و در نتیجه سرنوشت خود نافذتر گردد. این نظام همچنین در راستای دادن نقش بیشتر به احزاب سیاسی بزرگتر و سیاستهای رقابتی آنها تنظیم گردیده است.

جغرافیای طبیعی

کشور ژاپن در شرق آسیا قرار دارد و به وسیله دریایی با همین نام از ساحل شرقی قاره آسیا جدا شده‌است. روسیه، چین و جمهوری کره نزدیکترین کشورها به ژاپن هستند. مجمع الجزایر ژاپن از چیزی بیش از ۶۸۰۰ جزیره تشکیل شده‌است. بیشتر این جزایر بسیار کوچکند و تنها ۳۴۰ جزیره بیش از یک کیلومتر مربع وسعت دارند. ۹۸٪ مساحت ژاپن از چهار جزیره به نام‌های هوکایدو، هونشو، شیکوکو و کیوشو تشکیل شده‌است. یوکوهاما و کوبه از مهمترین بنادر ژاپن هستند.

از نظر زمین شناسی مجمع الجزایر ژاپن حاصل برخورد تدریجی صفحات تشکیل دهنده پوسته زمین، فعالیت‌های آتشفشانی و تغییرات حاصل از خطوط ساحلی اقیانوسی است. ۶۸% مساحت کشور ژاپن کوهستانی است. کوه‌های ژاپن از زیباترین جاذبه‌های طبیعی آن به شمار می‌روند.

بلندترین قله کوهستانی ژاپن «فوجی» نام دارد که ارتفاع آن به ۳۷۷۶ متر می‌رسد.یک دهم کل آتشفشانهای جهان در ژاپن قرار دارند و به همین دلیل از زلزله خیزترین مناطق جهان به شمار می‌آید. این کشور به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود دارای ۱۰ رودخانه بزرگ و ۱۲ دریاچه است. کشور ژاپن به لحاظ منابع طبیعی، مواد معدنی و ثروت‌های زمینی و زیرزمینی از فقیرترین کشورهای جهان به‌شمار می‌آید.

وسعت ژاپن

کشور ژاپن به نسبت وسعتش از تراکم جمعیت بسیار بالایی برخوردار است، مساحت آن برابر است با ۰/۳ درصد کل مساحت دنیا که به صورت مجموعه‌ای از جزایر در جهت شمال شرقی ـ جنوب غربی بین ۳۵ تا۴۵ درجه عرض شمالی گسترده شده و به شکل یک کمان در میان اقیانوس کبیر و دریای ژاپن محصور مانده‌است.

زبان

زبان مردم ژاپن «ژاپنی» است. و با زبان چینی کاملا متفاوت است. زبان ژاپنی برخلاف بسیاری از زبان‌های زنده دنیا که از شاخه زبان‌های هند و اروپایی می‌باشند، جزو این گروه محسوب نمی‌شود. این زبان اگرچه بسیاری لغات را از زبان چینی گرفته‌است، ولی با این وجود با زبان چینی هم از یک ریشه نیست. زبان ژاپنی، زبانی است مستقل و تنها زبان کره‌ای را می‌توان با آن از یک ریشه دانست. زبان این کشور جزو یکی از مشکل ترین زبان‌های دنیا برای خارجیان به‌شمار می‌آید.

تاریخ

مجمع الجزایر ژاپن با اینکه از نظر وسعت کشور کوچکی است، اما از موقعیت استراتژیک و مهمی‏ برخوردار است، مجاورت آن با‏ روسیه، از مهم‏ترین عناصر جغرافیای ـ سیاسی ژاپن به ‏ویژه پس از جنگ دوم جهانی است. از طرف دیگر این کشور بر سر راه کوتاه‏ترین و مهم‏ترین خطوط مواصلاتی بین آمریکای شمالی و خاور آسیا در اقیانوس‏ آرام قرار گرفته‌است و کشتی‏هایی که از سواحل‏ غربی ایالات متحده به مقصد چین، هنگ کنگ، و کشورهای جنوب شرقی آسیا حرکت‏ می‏کنند، معمولا در بنادر آن پهلو می‏گیرند. به این جهت، ژاپن حائلی‏ است بین اقیانوس آرام و کشورهای روسیه و چین. گرچه گفته می‌شود که نخستین انسان‌ها بیش از ده هزار سال قبل در شبه جزیره ژاپن سکونت داشته‌اند اما خاســـتگاه واقعی مردمان امروز ژاپن هنـوز ناشنــــاخته‌است. آغاز تاریخ ژاپن، با مردمانی از نژاد آینو و مغول به سده‌های پیش از میلاد مسیح بازمیگردد و از آن زمان تاکنون تنها یک سلسله امپراتوری بر این سرزمین فرمانروایی کرده‌است. بطور کلی می‌توان تاریخ ژاپن را به چهار دوره تقسیم کرد:

دوران کهن

کشت برنج و استفاده از ابزار فلزی حداقل از سیصد سال قبل از میلاد مسیح در ژاپن آغاز شد. سیستم حکومتی متمرکز بر امپراتور، بین قرن‌های چهارم و هفتم با پایتختی که در استان امروزی نارا قرار داشته، بسط و توسعه یافت: آغاز بهار سال ۶۶۰ پیش از میلاد، همزمان بود با مراسم تاج گذاری امپراتور جیمو تنو در یاماتو (استان کنونی نارا). او نخستین امپراتور ژاپن بود، مورخان آن را آغاز امپراتوری ژاپن می‌دانند. در این دوره آئین بودائی در این سرزمین رخنه کرد و به سرعت انتشار یافت. اصلی‌ترین عامل پیشرفت آن تبلیغات غیر آزارنده و مسالمت آمیز، پرهیزکاری و اطاعت و انقیاد نسبت به حکومت بود. همزمان با به سلطنت رسیدن «امپراتریس سویکو»، نایب السلطنه او موسوم به امیر «شوتوکو_تیشی» که مدت ۲۹ سال (۶۲۱ـ۵۹۲م) زمامدار واقعی ژاپن بود، کوشش بسیاری در ترویج آیین بودا انجام داد و به دستور وی معابد بسیاری در سرتاسر ژاپن ساخته شد. کوشش او در این زمینه بحدی بود که به او لقب «آشوکای ژاپن» دادند.

معبد هوریو ـ جی، از قدیمیترین بناهای چوبی جهان، میراث جهانی یونسکو

در سال ۶۴۵ میلادی شورش عظیمی در ژاپن رخ داد که در تاریخ این کشور بنام −اصلاح بزرگ− از آن یاد می‌شود، دو تن از شورشیان به نام «باسامی کامتاری» و «امیر ناکا» قدرت را قبضه کردند و سرانجام ناکا تحت عنوان «سلطان تنجی» به سلطنت رسید و عامل ایجاد وحدت در سراسر کشور گردید. وی بر خلاف گذشته که امپراتور فقط ریاست قبایل را بر عهده داشت حکومت را مرکزیت قدرت کشور گردانید و این قدرت تتالیته را در سراسر امپراتوری برقرار کرد. به حکم وی حکام ایالات و ولایات موظف به پرداخت خراج سالانه شدند. بدین ترتیب دوره سیاسی تاریخ ژاپن سپری گردید ودوره امپراتوری، آغاز شد.

دوران امپراتوری (اشراف سالاری)

فرهنگ بودایی با نفوذ قوی چین در قرن هشتم رشد و شکوفایی یافت. سپس پایتخت به شهر کنونی کیوتو یعنی جایی که قواعد اشراف سالاری در مدتی مدید در آن تداوم داشت انتقال یافت. افسانه گنجی (The Tale of Genji)، که گفته می‌شود کهن ترین رمان جهان است در این محدوده زمانی نگاشته شده‌است: سلطان تنجی را باید بنیادگذار این دوره ژاپن دانست. وی امپراتوری بسیار مقتدر بود، شهر کیوتو پایتخت ژاپن، در دوره امپراتوری او به عظمت رسید. همچنین برخی از پادشاهان این دوره بعلت گرایش به آئین بودا و تعصب در این دین دست از زندگی مجلل و اشرافی خود برداشتند.

افسانه گنجی، که گفته می‌شود کهن ترین رمان جهان است _ نگاره بر جای مانده از آن مربوط به سده ۱۷

در این دوره همزمان با قدرت گرفتن کشور چین، فرهنگ و هنر این کشور نفوذ بسیاری در ژاپن پیدا کرد. ژاپن در این دوره بسرعت رو به ترقی نهاد. تمول بسیار موجب فساد و هرج و مرج گردید. بی‌عدالتی، دزدی و راهزنی افزایش یافت. خاندان‌های بزرگ نیز، امپراتوری را آلت دست خود کردند و علناً قدرت از امپراتور خلع گردید. به این ترتیب حکومت امپراتوری جای خود را به «حکومت شوگونی» داد.

دوران شگون‌ها

طبقه جنگجویان (سامورایی‌ها) به تدریج نیرومند شد و حدوداً در پایان سده دوازدهم به قدرت رسید. توکوگاواـشوگوناته با پایتخت خود در ادو (توکیوی کنونی) در اوایل قرن هفدهـــم بنیاد نهاده شد که منـــجر به سال‌های طولانی منازعه و درگیری و سرنگونی رژیم‌های متعدد شد. حـکومت ادو سیاست انزوای ملــــی را به منظور محدودیت روابط با کشورهای خارجی اختیار نمود. ورود «ناخدا پری» به ژاپن در سال ۱۸۵۳ به نحوی موثر سیاست درهای بسته را خاتمه داد: سده دوازدهم همزمان بود با آغاز دوره ملوک الطوایفی در ژاپن. همزمان امپراتوری رو به افول نهاد و شگون‌ها (لقب موروثی دیکتاتورهای نظامی ژاپن که از ۱۱۹۲ تا ۱۸۶۷م به رغم وجود امپراتور عملاً بر آن کشور حکومت می‌کردند) که به معنی سردار یا سرداران است تا نیمه اول سده نوزدهم حکومت مستبدانه خود را بر ژاپن ادامه دادند. اولین شُگون یورتومو بود. پس از وی خاندان هوجو قدرت را در دست گرفتند. خاندان هوجو در جدال بر سر قدرت، حاکمیت را به خاندان «آشیکاکا» واگذار کرد. در سال ۱۵۷۳م گروهی به رهبری سه فرد ناشناس که ویل دورانت آنان را بعنوان دزدان دریایی یاد کرده، خاندان آشیکاکا را برانداختند. نام یکی از سه تن که موفق شد حکومت شوگونی را تشکیل دهد، توکوگاوا_ یاسو بود. حکومت پر قدرت آنان تا سال ۱۸۶۸ ادامه داشت. در این دوره آیین مسیحی در ژاپن اشاعه پیدا کرد و مورد استقبال بسیاری از مردم قرار گرفت. نارضایتی و اعتراضات مردم نسبت به حکومت در این دوران باعث شد خاندان توکوکاوا که عامل این ناآرامی‌ها را تحریک بیگانگان مسیحی می‌دانست، دست به قلع و قمع آنها بزند و دروازه‌های مملکت را بروی پرتغالی‌ها ببندد و ژاپن به بیش از دو قرن انزوای خود خواسته فرو رفت. خاندان توکوکاوا در سده نوزده میلادی نفوذ وقدرت خود را در ژاپن از دست داد. سرانجام تحولات با ورود آمریکایی ها به ژاپن روند دیگری پیدا کرد. در سال ۱۸۵۴م دریادار پری با ده کشتی توپدار به آبهای ژاپن وارد شد و به دولت امپراتوری پیغام داد باید بنادر خود را بگشایند و با آنان روابط سیاسی بر قرار کنند. حکومت شگونی ژاپن که در نیروی دریایی خود توان مقابله را ندید، سرانجام مجبور به امضای «معاهده کاناکاوا» شد(این اولین معاهده ژاپن با یک کشور خارجی بود). ورود خارجی‌ها و انقلاب ۱۸۶۸(معروف به انقلاب میجی) مردم ژاپن را از خواب انزوا بدر آورد.

جنگجویان سامورایی، در جریان جنگ قدرت میان نیروهای توکوگاواـشوگوناته و سربازان گارد امپراتوری، معروف به (جنگ داخلی بوشین) -boshin-، سال ۱۸۶۷م

دوران مدرن

با استعفای شوگون از قدرت در سال ۱۸۶۷ (معروف به دوره بازگشت میجی) قدرت مجدداً به امپراتور انتقال یافت. با از سرگیری اداره امور حکومتی، دولت جدید ذیل «امپراتور میجی» سیاست گذاری‌های غربگرایانه، از جمله بنیاد نهادن سیستم کابینه‌ای، تدوین قانون اساسی، اصلاح سیستم حکومت محلی و سامانه آموزشی نوین را ترویج داد. فرهنگ غربی ذیل سیاست بهبود رفاه ملی و قدرت نظامی فعالانه رواج یافت: وی پایتخت را از کیوتو به توکیو (که به معنای پایتخت شرقی است) انتقال داد. در دوره امپراتوری او (که تا سال ۱۹۱۲ ادامه داشت و دوره میجی خوانده می‌شود)، اصلاحات بسیاری در ساختار اداری، حکومتی و نظامی صورت گرفت. چنان که در آغاز قرن بیستم ژاپن به سرعت صنعتی گردید و در آستانه تبدیل به قدرتی جهانی بود. پس از مرگ امپراتور میجی در ۱۹۱۲، امپراتوری ژاپن به قدرتی سلطه‌جو در منطقه تبدیل گشت و بعد از مجادله بر سر کره توانست چین را در جنگ نخست چین و ژاپن، شکست دهد(۱۸۹۴ تا ۱۸۹۵) و پورت آرتور و تایوان را به تصرف خود درآورد. از طرف دیگر با غلبه بر روسیه در زمین و دریا (۱۹۰۴ تا ۱۹۰۵) اروپا را شگفت زده کرد(این شکست موجب انقلاب ۱۹۰۵م روسیه گردید). در ۱۹۱۴، ژاپن تا اندازه‌ای به این دلیل که در مقام قدرت جهانی بزرگی پذیرفته شود بر ضد آلمان وارد جنگ جهانی اول شد. در این زمان افکار عمومی در ژاپن از لحاظ عقیده سیاسی به دو گروه تقسیم می‌شد: عده‌ای که آزادیخواه بودند و به هیچ‌وجه میل نداشتند که کشورشان با نیروی نظامی و قوه قهریه به اشغال ممالک دیگر بپردازد، و دسته دومی که معتقد بودند که جزایر ژاپن برای ملت پیشرفته و مترقی ژاپن کافی نیست، بلکه باید با تسخیر سرزمین‌های دیگر بر وسعت ژاپن افزود. با این حال، ژاپن به غیر از چند جزیره متعلق به آلمان در اقیانوس آرام، چیز زیادی به دست نیاورد و با سرخوردگی دریافت که قدرتهای بزرگ ظاهرا با این کشور به صورت هم‌تراز رفتار نمی‌کنند. پس از جنگ جهانی اول و شکست آلمان ژاپنی‌ها برای صنعتی شدن و تبدیل به یک ابرقدرت منطقه‌ای تلاش زیادی را مصروف داشتند و با گرفتن دانش فنی از آلمان، و دیگر کشورهای اروپایی به سرعت تبدیل به یک قدرت منطقه‌ای از لحاظ اقتصادی، نظامی گردید. بحران اقتصادی و فروپاشی تجارت جهانی در ۱۹۲۹م که تجارت ابریشم ژاپن را دستخوش فنا کرده بود بنفع طرفداران قدرت نظامی تمام گردید. ژاپنی‌ها دو سال بعد ۱۹۳۱م بر منچوری چین دست یافتند. آن‌ها در ۱۹۳۹م به هندوچین تاختند. و بر این خطه دست یافتند، در ۱۹۴۱م که یکسال از جنگ جهانی دوم می‌گذشت، دولت‌های آلمان، ایتالیا و ژاپن متحد شدند تا نیروهای خود را علیه متفقین به کار اندازند. ژاپن بدون اعلام قبلی به پرل هاربر در هاوایی حمله کرد و خسارت شدیدی به آمریکا وارد ساخت. این اقدام ژاپن موجب گردید تا ایالات متحده با تمام نیروی خود وارد جنگ گردد. ژاپنی‌ها بعد از پرل هاربر به اندونزی و سنگاپور حمله کردند و پیروزیهای درخشانی بدست آوردند، اما نتایج جنگ در اروپا به ضرر متحدین تمام شد و آلمان هیتلری در ۱۹۴۵م سقوط کرد. پیشرفت پرشتاب نظامی ژاپن در سرتاسر شمال شرق آسیا و اقیانوس آرام متوقف شد و ایالات متحده با توافق شوروی سابق با پرتاب دو بمب اتمی در شهرهای هیروشیما و ناگازاکی، ژاپن را وادار به تسلیم کرد. و به این ترتیب برای ژاپن، جنگ دوم جهانی با شکستی فاجعه آمیز و وحشت جنگ اتمی به پایان رسید. دولت ژاپن به دستور امپراتور هیروهیتو در ۱۴ اوت ۱۹۴۵م بدون قید و شرط، تسلیم متفقین شد و تمامی متصرفات خود در اقیانوس آرام از جمله کشور کره را از دست داد. ژاپن در جریان جنگ جهانی دوم صدمات فراوانی دید و در اواخر جنگ به چنان وضعی دچار شد که بسیاری از تحلیل‌گران در توصیف آن، عبارت «به کلی ویران شده» را به کار بردند.

امپراتور میجی (۱۸۶۸ـ۱۹۱۲)، معروف به امپراتور بزرگ میجی

جنگ از مردم ژاپن بیش از دو میلیون قربانی گرفت، حدود چهل درصد شهرهای آن به ویرانه مبدل گردید. تاسیسات صنعتی و تولیدی تخریب و نابود شد، مزارع سوخت، سررشته کشت و زرع و کار و تولید از هم گسیخت، اقتصاد کشور فلج شد و سرانجام چیزی جز سرزمینی ویران و مردمی بیکار و گرسنه بر جای نماند. با این همه مردم ژاپن، خیلی زود بر بهت و گیجی خود فایق آمدند و شروع به خودسازی و نوسازی کشور کردند. از آنجا که بلافاصله پس از جنگ در قانون اساسی خود به صلح‌دوستی و مجاهدت در راه حفظ و استقرار صلحی پایذار و جهانی تاکید ورزیدند، ارتش را به کلی منحل کردند. لذا افراد نظامی نیز به سایر مردم پیوستند، و به سازندگی کشوری مشغول شدند که از لحاظ منابع طبیعی، یکی از فقیرترین کشورهای جهان است. اشغال کشور از سوی متفقین (۱۹۴۵ تا ۱۹۵۲)نظام سیاسی کشور را تبدیل به نظامی دموکراتیک کرد و همچنین احیای شگفت انگیز اقتصادی را بر اساس سیاست فعال صادرات آغاز ساخت. آیین شینتوـ که با ملی گرایی افراطی همسان شده بود ـ به صورت دین رسمی کنار گذاشته شد و در همین خلال جریانی به نام نهضت آموزش پدید آمد که طی آن کشور، گروهی از افراد مستعد را به منظور کسب و آموزش تخصص راهی کشورهای پیشرفته جهان ساخت.

ژاپن بعد از جنگ به اشغال نیروهای نظامی ایالات متحده درآمد و این کشور در تربیت جوانان ژاپنی سعی بلیغی نمود. دو سال بعد از جنگ جهانی دوم در ۱۹۴۷م قانون اساسی ژاپن به تصویب رسید.

ژاپن پس از رهایی از جنگ، سیاست مسالمت آمیز در پیش گرفت و در ۱۹۵۶م به عضویت سازمان ملل متحد درآمد. اقتصاد این کشور بار دیگر تنها چند سال پس از پایان جنگ و در دهه ۱۹۶۰م با رشد متوسط ۱۰٪ در سال به بالاترین نرخ رشد اقتصادی در بین تمامی کشورهای درگیر جنگ رسید. و این کشور به یکی از بزرگترین قدرت‌های اقتصادی جهان تبدیل گردید و در عرصه فناوری پیشتاز شد. در ۱۹۸۸ ژاپن با پیشی گرفتن از آمریکا تبدیل به بزرگ ترین کشور تامین کننده اعتبار در جهان شد.هم اکنون نیز ژاپن دارای سومین اقتصاد برتر جهان بعد از آمریکا و چین می‌باشد. در ۸ ژانویه ۱۹۸۹ یک روز پس از مرگ امپراتور هیروهیتو، آکی‌هیتو پسر او جانشین وی شد. عرصه سیاست ژاپن تحت سلطه لیبرال دموکرات‌ها است، که به رغم رسواییهای مالی از ۱۹۵۵ قدرت را در دست دارند.

توکیو

توکیو (به ژاپنی: 東京 Tōkyō) با نام رسمی کلان‌شهر توکیو (به ژاپنی: 東京都 Tōkyō-to) پایتخت کشور ژاپن است. توکیو در شرق جزیرهٔ هونشوی ژاپن واقع شده‌است و یکی از استان‌های ۴۷ گانهٔ ژاپن به شمار می‌آید.[۲] توکیو در ابتدا یک دهکدهٔ ماهیگیری کوچک به نام ادو بود. در دوره‌های بعد ادو رفته‌رفته به شهری بزرگ تبدیل گشت، به گونه‌ای که در قرن ۱۸ میلادی به یکی از بزرگ‌ترین شهرهای جهان تبدیل شد. تا سال ۱۹۴۳ میلادی، تقسیم‌بندی و عنوان‌های شهر توکیو و استان توکیو وجود داشت اما در این سال این گونه تقسیم‌بندی منسوخ شد و شهر و استان توکیو با یکدیگر ادغام شدند. توکیو پس از نیویورک و لندن عنوان بزرگ‌ترین پایتخت‌های صنعتی جهان را به دست آورده‌است. در سال ۲۰۱۰ میلادی، منطقهٔ شهری توکیو که شامل توکیو و استان‌های مجاور آن می‌شود، با جمعیت ۳۶ میلیون و ۶۶۹ هزار نفر پرجمعیت‌ترین منطقهٔ شهری در جهان بوده‌است.

همچنین توکیو عنوان بزرگترین اقتصاد شهری جهان را دارا می‌باشد. در سال ۲۰۰۸ میلادی از پانصد شرکت برتر جهان، ۴۷ شرکت در توکیو واقع بوده‌اند و این شهر از این نظر، رتبهٔ نخست در جهان را از آن خود کرده‌است. توکیو شهری است که بارها به خاطر زمین‌لرزه، آتش‌سوزی و یا جنگ بطور کامل ویران شده‌است و هر بار با زیبایی بیشتر از نو ساخته شده‌است. به همین سبب چشم‌انداز کنونی شهر توکیو با معماری معاصر بسیار مدرن و جذاب به نظر می‌رسد و بناهای تاریخی و کهنه در شهر بسیار کمیاب هستند. حمل و نقل عمومی در توکیو بسیار پاکیزه و کارآمد است. قطارها و متروی توکیو به عنوان اصلی‌ترین بخش حمل و نقل عمومی فعالیت می‌کنند و در کنار این دو، اتوبوس، مونوریل و واگن برقی به عنوان مکمل فعالیت دارند. توکیو جشنواره‌های هنری، ورزشی و تفریحی متعددی دارد. جشنوارهٔ فیلم توکیو که بزرگ‌ترین رویداد سینمایی ژاپن به شمار می‌رود، معمولاً در ماه اکتبر و در دو منطقهٔ توکیو برگزار می‌شود. توکیو همچنین از نظر داشتن فضای سبز بسیار غنی است. پارک‌های طبیعی ۳۶٫۳ درصد مساحت کل توکیو را تشکیل می‌دهند و از نظر وسعت پارک‌های طبیعی، توکیو پس از استان شیگا جایگاه دوم را در ژاپن به خود اختصاص داده‌است. شهرداری توکیو از سال ۱۹۹۱ میلادی در نیشی شینجوکو جای دارد.

پیشینه

توکیو در ابتدا یک دهکدهٔ ماهیگیری کوچک به نام ادو بود. در اسناد به‌جا مانده از قرن دوازدهم برای اولین بار نام روستای ادو به چشم می‌خورد. از آن زمان به بعد این ناحیه به نام ادو خوانده می‌شده‌است. در زمان جنگ‌های داخلی دوره سن گوکو در سال ۱۴۵۷ میلادی سامورایی‌ای به نام اوتا دوکان، قلعه ادو را در آن محل می‌سازد. در سال ۱۵۹۰ میلادی، توکوگاوا ایه‌یاسو ادو را پایگاه خود قرار می‌دهد و هنگامی که وی در سال ۱۶۰۳ میلادی، نظام مبتنی بر حکومت شوگون‌ها به نام ادوباکوفو را پایه‌گذاری کرد، این شهر تبدیل به مرکز سیاسی دولت نظامی شوگون‌ها در سراسر ژاپن گردید. از دوران ادوباکوفو با عنوان دورهٔ ادو نیز یاد می‌شود. در واقع در دورهٔ ادو با این که امپراتور در شهر کیوتو زندگی می‌کرد و کیوتو پایتخت محسوب می‌شد ولی در عمل شهر ادو به پایتخت ژاپن تبدیل شده‌بود. در دوره‌های بعد ادو رفته‌رفته به شهری بزرگ تبدیل گشت، به گونه‌ای که در قرن ۱۸ میلادی جمعیت این شهر به یک میلیون نفر رسید و به یکی از بزرگ‌ترین شهرهای جهان تبدیل شد. در دوره باکوماتسو (بین سال‌های ۱۸۵۳ و ۱۸۶۷ میلادی) جمعیت بزرگی از ساکنان ادو را سامورایی‌ها تشکیل می‌دادند که ۱۰۰ درصد آنها باسواد بودند، به همین علت نرخ سواد در بین مردان بالغ ادو در این دوران حدود ۷۰ درصد تخمین زده می‌شود که بسیار فراتر از نرخ سواد در سطح جهانی بوده‌است. دوره ادو حدود ۲۶۰ سال بطول انجامید و در طی این مدت پانزده شوگون قدرت را در اختیار داشتند.

اساطیر ژاپن

اساطیر ژاپن، مجموعه‌ای از باورهای تأثیرگرفته از آموزه‌ها و سنت‌های شینتو و بودیسم است که بر فرهنگ و آداب و رسوم فولکلوریک مبتنی می‌باشد و با کشت و زرع و شرایط اقلیمی و جغرافیایی در ژاپن نیز مرتبط است. پانتئون یا مجموعه خدایان آئین شینتو، خود به تنهایی شامل تعداد غیر قابل شمارش از کامی است. کامی یک واژهٔ ژاپنی است که ترجمهٔ آن معادل «خدایان» یا «روح» می‌باشد. این مقاله، ضمن مروری بر ریشه‌های احتمالی پدیداری اساطیر ژاپن، به برخی عناصر معمول که در اساطیر مشرق زمین مورد توجه می‌باشند، همچون منشاء خلقت و نحوهٔ پیدایش عالم وجود، مروری خواهد کرد، و ضمن اشاره به خدایان مهم در اساطیر ژاپن، از شناخته شده‌ترین داستان‌های ژاپنی نیز، صحبت می‌کند.[۱]

ژاپن را سرزمین افسانه‌ها و روایات اساطیری و فولکلوریک دانسته‌اند و شاید این سرزمین بدین لحاظ از غنی‌ترین سرزمین‌های جهان باشد. کتاب‌ها و نمایش‌های ژاپنی، سرشار از افسانه‌های خدایان، خدای بانوان، قهرمانان است و کانون‌های خانوادگی نیز، جایگاه بازگویی این گونه افسانه هاست. روایات و افسانه‌های ژاپنی همانند داستان‌های خوب و ماندگار، همچنان از طریق سینه به سینه و انتشار آثار مکتوب تکرار می‌شوند و به همین دلیل است که ژاپن را دیار اسطورهها، روایات، افسانهها و فولکلور (فرهنگ تودهٔ مردم) دانسته‌اند.[۲]

تنوع و گوناگونی روایات و داستانهای اساطیری و فولکلور ژاپن، به عوامل مختلفی وابسته‌است که از آن جمله می‌توان به تنوع شرایط اقلیمی و جغرافیایی ژاپن اشاره نمود که بدون شک در تنوع افسانه‌های اساطیری این سرزمین، ایفای نقش نموده‌است.

اثر شرایط اقلیمی و جغرافیایی

جزایر اصلی ژاپن، از جمله هوکایدو(به زو)، که در شمال واقع است، هونشو، که جزیرهٔ اصلی و میانی ژاپن را تشکیل می‌دهد و شامل شهرهای بزرگی همچون توکیو، کابه، یوکوهاما و هیروشیما می‌باشد و همینطور شیکوکو و کیوشو، در کنار مجموعه جزایر کوچکتری که به همراه چهار جزیرهٔ اصلی، نیم دایره‌ای به طول هزار مایل را تشکیل می‌دهند، هریک به لحاظ اقلیمی و جغرافیایی شرایط خاصّ خود را دارند. گذشته از این، ژاپن سرزمین کوهستانهایی با قلل مرتفع و آتشفشان، آبشارها، دریاچهها، چشمههای آب گرم، رودهای خروشان و زلال و جنگلهای ژرف انبوه و سبز است و همواره دستخوش وقایعی همچون زلزله، طوفان، خروش و طغیان آتشفشانی، امواج ناشی از جزر و مد و… می‌باشد که هریک از آنها می‌توانسته‌اند به نوبهٔ خود منشاء شکل گیری داستان‌ها و افسانه‌هایی باشند. علاوه بر این، درختان بومی خاص ژاپن همچون: سرو ژاپنی، گیلاس ژاپنی، شکوفههای هلو در بهار، و درختان افرای زرین و سرخ در خزان، همانطور که زیبایی همیشگی این سرزمین را تکمیل کرده‌اند، هریک در اساطیر ژاپن نیز جایگاهی به خود اختصاص داده‌اند.[۳]

اثر آئین‌های شینتو و بودا

تنوع و گوناگونی و همینطور تعدد و بسیاری افسانه‌ها و داستان‌های ژاپنی از آئین شینتو نیز متأثر است. در آئین شینتو بسیاری از نمودهای طبیعت مثلاً یک آتشفشان، یک درخت هلو، یک رود یا دریاچه و…. همگی می‌توانند نماد یک انسان، یک روح و یا یک کامی باشند.

در آئین شینتو، بسیاری از درختان و حیوانات، پیک‌ها یا پیام آوران خدایان محسوب می‌شوند و به همین دلیل نباتات و حیوانات در اساطیر و فولکلور ژاپن از نقش اساسی برخوردارند.

همچنین آئین بودا نیز در پاره‌ای از افسانه‌های اسطوره‌ای و فولکلوریک مشهود است. از طرفی معابد و عبادتگاههای بودایی و شینتو در مناطق جنگلی و کوهستانی ژاپن از زیباترین جلوه‌های هنر دست ساز انسان به شمار می‌روند. از جملهٔ این قبیل معابد، معبد منطقه‌ای نی کو، واقع در چند صد کیلومتری توکیو و همینطور آرامگاه شوگون‌های توکوگاوا، جزو زیباترین‌ها به شمار می‌روند.

این قبیل مکان‌ها نیز در شکل گیری پاره‌ای از اساطیر و فولکلور، تأثیر داشته‌اند. ازجمله در زبان ژاپنی، واژهٔ ککو به معنای زیبا است و کمتر جهانگرد و مسافری است که در ژاپن با ضرب المثل: «تا نی کو را ندیده‌ای، از ککو سخن مگوی!» را نشنیده باشد و با آن آشنا نباشد.[۴]

اثر جدایی و انزوای مکانی

ژاپن دیرزمانی از تاریخ خود را در اتکای به خود، و در حالت جدایی و انزوا از سرزمین‌های دیگر سپری کرده‌است. افزون بر این، رودهای کم عمق ژاپن، با جریان تند خود در کنار آبشارهای بسیار و سایر شرایط طبیعی موجود در این سرزمین، مردمان آن را به ماندگار شدن در بومزاد خویش و پرهیز از پراکندگی و سفر تشویق کرده‌است. این پرهیز از سفر، دلبستگی به زیبایی‌های طبیعی و اشتیاق به سرزمین، خود از دیرباز نه فقط خالق ژاپنی‌های وطندوست بوده، بلکه به شکل گیری افسانه‌هایی خاص و منحصربفرد نیز منجر گردیده‌است. انزوای ژاپن موجب شناخت بیشتر محیط طبیعی و آفرینش افسانه‌ها و روایات بومی بوده‌است که هریک با منطقه‌ای خاص یا نمودهایی از آن پیوند دارد. مثلاً روایات و افسانه‌های مربوط به کوه فوجی بسیار متعددند و تاریخ بسیاری از آنها به زلزلهٔ بزرگ سال ۲۸۶ قبل از میلاد باز می‌گردد. زلزله سال ۲۸۶ قبل از میلاد موجب شکافته شدن زمین و ویرانی بسیار گردید. (این ماجرا در سال ۱۹۲۳ میلادی هم تکرار گردید و سبب نابودی بناها و مرگ مردمان بسیار در توکیو و یوکوهاما شد.

دریاچهٔ بیوا، واقع در ایالت ئومی در جنوب غربی هونشو نیز همانند کوه فوجی، خاستگاه افسانه‌های بسیاری است. نام این دریاچه یعنی بیوا، از یک ساز ژاپنی به هیأت عود یا ماندولین گرفته شده‌است.در ئومی تپه کوچکی به نام میگامی وجود دارد که شکل آن همانند کوه فوجی است. فوجی از دیرباز کوه مقدسی بوده‌است و می‌گویند در گذشته زائران ژاپنی، فاصله میگامی تا فوجی را به جای هفت روز، در صد روز طی می‌کردند. همگی این مکانها منشأء و خاستگاه افسانه‌ها و اسطوره‌هایی هستند. مثلاً نزد عامه و در روایات افسانه‌ای ژاپن، فوجی یاما (کوه فوجی)، مادینه و کوه هاکو نر می‌باشد و در مورد هریک از آنها افسانه‌هایی نقل شده‌است.[۵]

خاستگاه اسطوره‌ای ژاپنی‌ها

خاستگاه و منشاء مردمان ژاپن مبهم و نامشخص است، اما غالباً آینوهای کنونی ساکن هوکائیدو را نیاکان مردمان کنونی ژاپن می‌دانند. در اسطوره‌ها و افسانه‌ها، آینوها را غالباً بربرهایی می‌نامند که توسط مهاجمانی که از بوملاد آسیا و از طریق شبه جزیره به ژاپن هجوم آوردند، به شمال رانده شدند.

در اواخر قرن گذشته، ژاپنی‌ها را یکی از قبایل گم شدهٔ بنی اسرائیل می‌دانستند. برخی از هواخواهان جدی این نظریه، زاپنی‌ها را از اعقاب بنیامین و جزو قبیلهٔ او محسوب می‌کردند.[۶]

آفرینش در اساطیر ژاپن

در افسانه‌های کودکان، از قنات ماهی عظیمی یاد می‌شود که در ژرفای دریا در خواب بود. وقتی قنات ماهی آغازین بیدار شد از حرکت او جزر و مدی عظیم پدید آمد و سپس دریا طوفانی شد و بدین ترتیب جزایر ژاپن شکل گرفت. اما اسطورهٔ آفرینش ژاپن از گزارش‌های کهن تری نیز متأثر است که ایزاناگی نومیکوتو و ایزانامی نومیکوتو به نوعی آغازگر آنند.[۷]

در آغاز آسمان و زمین توده‌ای درهم و بی شکل به مانند تخمی بی قواره بود. بخش سبکتر، یعنی قسمت صافتر، بالا ماند و با گذشت زمان به آسمان تبدیل شد. رفته رفته و با گذشت زمانی بیشتر، بخش سنگین تر، یعنی قسمت غلیظ تر و فشرده تر، پائین رفت و زمین را تشکیل داد. در آغاز، همانند ماهی که در آب شناور است، قسمت‌هایی از زمین در فضا شناور بود. سپس جسمی مجزا مانند جوانه نی، هنگامیکه تازه از خاک سر بیرون می‌زند، همانند ابری که بر سر دریا شناور باشد، در فضای میان آسمان و زمین شناور گشت. این جسم سپس به نخستین خدا تبدیل شد، آن گاه خدایان دیگری پدید آمدند که جوانترین و خردترین آنها، ایزاناگی نومیکوتو و ایزانامی نومیکوتو نام داشتند. [۸]

هنر ژاپن

از هجوم شن تا تولد مروارید

در شرق هر هنری دو سیما دارد یکی جلوه‌ی رویین که فوت و فن و شناخت مواد و روش‌ها است و آن دیگری جان درونی هنرمند است که به واسطه‌ی ژرف اندیشی و نگرش به دنیای پیرامون و الهام از جهان روبروی هنرمند رشد می‌کند. در فلسفه‌ی هندی به آن سیمای رویین ویجن یانا (عقل) و به آن جلوه‌ی مینوی پرجنیا (دل) گفته ‌می‌شود. اگر بیشتر در زندگی و روش‌های شرقیان دقیق شویم، می‌بینیم که این شیوه نه تنها درهنر بلکه در جای جای زندگی انسان‌های شرقی نیز وجود داشته است. در این میان ایران و هند و چین سرچشمه‌ی زاینده‌ی هنر بوده‌اند و هر آنچه در آسیا می‌بینیم، خرده فرهنگ‌هایی است که از این سه رود خروشان آبخور دارند. آنچه بیشتر از همه در دیدگاه تازه آشنایان با این سه تمدن رخ می‌نمایاند، جدایی این تمد‌ن‌ها از هم است. چه این دیدگاه فقط به واسطه‌ی دیدن آن سیمای رویین به دست آمده است و نه آنچه در ژرفنای جان تفکر شرقی جاری است. با نگرش دقیق بر زندگی مردمان شرق درمی یابیم که ریشه‌های تفکر آنان به قله‌ی یک کوه می‌رسند، گرچه مسیر‌هایی متفاوت دارند و این در بطن تمام هنرهای شرقی جلوه‌ می‌کند.

تاریخ هنر هر تمدن نماینده‌ی بسیاری از شاخصه‌های فرهنگی و حتی اقتصادی و سیاسی است و روش‌های زندگی و دیدگاه‌های مردمان آن را نشان می‌دهد. در این میان تمدن ژاپن به سبب اینکه چه به لحاظ جغرافیایی و چه به لحاظ فرهنگی در انتهای قاره کهن قرار گرفته میراث دار تمدن ایران و هند و چین است و رگه‌هایی از فرهنگ این تمدن‌های بزرگ آسیا را می‌توان در هنر ژاپنی مشاهده کرد . اما با این حال هنر ژاپن نه از پیوستگی و استمرار سبک‌های هنرهای هندی برخوردارند و نه از تنوع گسترده‌ی هنرهای چینی. سیر تکامل هنر ژاپن متاثر از عوامل خارجی گوناگونی بوده است اما در آن سنت‌های بومی ژاپنی نیز همواره خودنمایی کرده‌اند. در این میان میراث مشرق زمین به ویژه چین به نحو بارزی در تاریخ فرهنگ ژاپنی بازتاب یافته است. هنر ژاپنی در تمام مراحل تحول خود از هنر چین مایه گرفت. مواد و اسلوب‌های مورد استفاده‌ی هنرمندان غالبا چینی بودند و حتی مضمون‌ها نیز عمدتا ریشه‌ی چینی داشتند. تاریخ و اساطیر ژاپنی و موضوعات برگرفته از آیین شینتو و بودایی نیز از دیگر مضامین هنر ژاپن هستند. افزون بر آن، ورود هنر غرب و برخورد آن با فرهنگ و هنر ژاپنی، تاثیراتی در هنر ژاپن بر جای گذاشت. اما آنچه که در این میان جالب توجه است آن است، که هنر ژاپن در برخورد و مواجهه با عناصر خارجی چه اروپایی و چه چینی هویتی مستقل برای خود می‌سازد و با بهره‌گیری از سنت‌های بومی ژاپنی، صورت و روحی جدید و متفاوت به هنر خود می‌دهد. نتیجه آن، صورت‌های ویژه و منحصر به فردی همچون طومارهای یاماتوئه و آثار چاپ دستی و نقاشی‌های رنگی چاپی است. به طور کلی فرهنگ ژاپن را می‌توان به صدفی تشبیه کرد که به روی حمله‌‌های مکرر اقیانوس باز می‌شود و دانه‌های شن تمدن‌های دیگر را به مروارید بدل می‌کند .

از نخستین لحظه‌ای که به هنر ژاپن می‌نگریم مارا فرا می‌خواند که به روشی شخصی با کیفیت‌های ناقص انسانی که در اثر هنری به کار رفته ارتباط برقرار کنیم در هنر ژاپنی هنرمند خود را کاملا به اثر می‌سپارد. ژاپنی‌ها همواره خود را در هر جنبه زندگی وقف این کرده اند که حس صلح و هماهنگی و گرما و آسایشی را پدید آورند که فکر می‌کنند بخش ذاتی از زیباییست. سرشت گذرا و ناپایدار قلمرو ماده در هنر و فرهنگ ژاپنی نقشی محوری دارد. در ژاپن، کاخ‌های پر شکوه و پرستشگاه‌های بی پیرایه از کاغذ و چوب ساخته می‌شوند. مصالح ساده‌ای چون خیزران ، ماسه‌هایی که در حیاط صومعه‌ها با شن‌کش مرتب می‌شوند همان قدر و ارزش حریر، ورق طلا و لاک را دارند. هر نشانه‌ای از هنر چنان سنجیده می‌شود که بصیرت آدمی را نسبت به جهان در پیوندی بی آلایش میان حیاط درون و برون بگشاید.

در هنر ژاپن، گرایش‌های گوناگون و گاه بسیار ناسازگار با هم را می‌توان شناسایی و دنبال کرد. دو گرایش و نگاه مجزا از هم در هنر ژاپن قابل بررسی است. نخست گرایشی که مبتنی است بر تقلید از طبیعت و طبیعت‌پردازی. هنرمند ژاپنی جهان بیرونی را آن‌گونه که هست تجسم و بازنمایی می‌کند. شیفتگی هنرمند ژاپنی به طبیعت، متفاوت با برخورد هنرمند چینی است. در نظر هنرمند چینی طبیعت بسیار گسترده و بی پایان و مظهر و نماد آرامش و ایستایی است. اما همین طبیعت در هنر ژاپن ویژگی صوری و تصنعی و تزیینی به خود می‌گیرد و در نهایت راه به تفنن می‌برد.در هنر ژاپنی، رنگ‌ها بسیار درخشان و ترکیب‌بندی‌ها شگفت‌انگیز و تمایل به تزیین فراوان دیده می‌شود. گرایش دوم، گرایش درون‌نگرانه و صور خیال شاعرانه است. روح اثر هنری در چنین آثاری از نظر بیننده بیشتر و مشخصا ژاپنی است و بهره‌مندی آن از نگاه عارفانه و درون‌نگر فرهنگ ژاپنی در کنار بهره‌گیری از سنت‌های بومی، جلوه‌ی نمایان‌تری می‌یابد.

فرهنگستان هنر تا کنون کتاب‌های متعددی را درباره‌ی هنر ژاپن به بازار کتاب عرضه کرده است که از میان آنها می‌توان به «ژاپن روح گریزان» نوشته‌ی نلی دله با ترجمه‌ی ع. پاشایی ۱۳۸۲ (با همراهی انتشارات روزنه) ، «هنرژاپن» نوشته‌ی جوان استنلی بیکر با ترجمه‌ی نسترن پاشایی ۱۳۸۴ و «زیبایی شناسی مدرن ژاپنی» نوشته‌ی مایکل کارا با ترجمه‌ی هاشم رجب زاده در سال ۱۳۸۷ اشاره کرد. کتاب «هنر ژاپن نگاهی به جزئیات» نوشته جان ریو به تازگی توسط بابک محقق ترجمه و توسط انتشارات فرهنگستان هنر و به کوشش پژوهشکده‌ی هنر منتشر شده است.

این کتاب با نام اصلی (Japanese art in detail) در سال ۲۰۰۵ میلادی توسط انتشارات دانشگاه هاروارد منتشر شده است. کتاب هنر ژاپن با تمرکز بر مضامین رایج در هنر ‌ژاپنی تالیف شده است. موضوعات جذابی همچون تصویرگری چشم اندازها، هنر جنگ، باورهای مرتبط با زیبایی را از میان هنرهای سنتی ژاپنی استخراج کرده و به کمک تصاویر متنوع از مجسمه‌ها، نقاشی ها و طرح‌های قلمی، مخاطب را با زوایای هنر ژاپنی آشنا می‌کند. ریو با گرد آوری نمونه‌های شاخص هنری در حوزه‌های چاپ ، نقاشی، فلز کاری،سفالگری،چوب ، سنگ و لاک به توضیح هرکدام از این آثار می‌پردازد.

ریو در مقدمه‌ی کتاب آورده است: «هنر ژاپن را اغلب با یک نگاه می‌توان تشخیص داد: دورنما‌های مشهور کوه فوجی، زنان زیبای ادو و تصاویرعالم طبیعت از از اوتامارو یا مناظر خاطره انگیز هیروگیشه. همه‌ی این هنرمندان و البته هنرمندان بسیار کم نام و نشان‌تر نیز در این کتاب معرفی شده‌اند ؛ از جمله هنرمندان متقدم و متاخری که در قرون ۱۹ و ۲۰ می‌زیسته‌اند و همچنین هنرمندان قرن ۱۸ به بعد که استاد به تصویر کشیدن عالم لذت بودند و گاه این کار را با چنان صراحت حیرت انگیزی انجام می‌دادند که نمونه‌اش در هنر غرب آن زمانه هم یافت نمی‌شد. قطع و اندازه‌ی کارها، قواعد و سبک باسمه‌های چوبی، نقاشی‌ها و پاروان‌ها، آثار خوشنویسی و کیمونو‌ها، باغ‌های ذن و تاتر کابوکی برای هنرمندان اروپایی و امریکایی اواخر قرن نوزدهم در حکم هوای تازه بود. هنرمندانی از قبیل مانه و دگا، تولوز، لوترک و بونار هنر ژاپنی را دریچه‌ای به سوی رهایی از قواعد هنر غرب یافتند. آنان ظرافت خط ، تکه‌های پرمایه و تخت رنگ و ایده‌های بسیار متفاوت درباره‌ی پرسپکتیو و ترکیب بندی را تحسین می‌کردند. این هنرمندان آثار هنری ژاپن، از جمله بادبزن‌ها و پاروان‌ها و باسمه‌هایی از زندگی در ادو را گردآوری می‌کردند. آنها نیز به جای تاریخ و افسانه، تصاویر زندگی مدرن و به ویژه لذت‌های آن را به تصویر می‌کشیدند. آهنگسازانی همچون دبوسی و بریتن و همچنین معماران و طراحانی مانند فرانک لوید رایت نیز در آفرینش آثارشان از ژاپن الهام می‌گرفتند.»

بخش بزرگی از تصاویر این کتاب از گنجینه‌ی هنر ژاپنی موزه‌ی بریتانیا تهیه شده است. جان ریو نویسنده‌ی کتاب رییس پیشین بخش آموزش در موزه‌ی بریتانیا و متخصص گنجینه‌های هنر آسیایی، از نخبگان شناخته شده‌ی موزه در حوزه‌ی بین‌الملل است و با «انجمن آموزش در لندن » همکاری می‌کند. ریو این کتاب را به پنج بخش تقسیم بندی کرده است. وی نخستین و آخرین بخش‌های این کتاب را آرامش و آشوب نامگذاری کرده است که دو قطب فرهنگ کهن و مدرن ژاپن به شمار می‌رود. در بین این دو فصل به مفهوم طبیعت و لذت، منظره و زیبایی پرداخته می‌شود. وی فصل‌های بعدی کتاب را به ترتیب طبیعت، لذت، کوه‌ها و دریاها نامگذاری کرده است. به غیر از این پنج فصل ریو در مقدمه‌ی کتاب با عنوان «هنر ژاپن چیست ؟ » به اجزا و تا اندازه‌ای تاریخ هنر ژاپن می‌پردازد در انتهای کتاب نیز منابعی دیگر برای مطالعه بیشتر ، منابع نقل قول در متن، شماره ثبت آثار در فهرست موزه‌ی بریتانیا، فهرست نام‌ها ، فهرست آثار، واژه نامه‌ی فارسی- انگلیسی و نمایه گنجانده شده است. در بخش آخر آشوب در هنر ژاپن مورد بررسی قرار می‌گیرد آشوب درونی در هنر ژاپنی همچنان تداوم یافته و در قرن جدید در سایه‌ی کار نقاشان، معماران، طراحان، رمان نویسان و فیلم نامه سازان و به ویژه هنرمندان عرصه‌ی ویدئو،‌اجرا و چیدمان که در هنر ژاپن وزن و اعتبار خاصی به دست آورده‌اند، قالب‌های جدیدی یافته است.

طراحی جلد این کتاب را فاطمه سوزنگر و صفحه آرایی را الهام هاشمی بر عهده داشته اند. طراحی جلد این کتاب نسبت به طراحی داخلی آن چنگی به دل نمی‌زند. استفاده از شاخه گل «به ژاپنی» که معمولا در هنر ایکی بانا (هنر گل آرایی ژاپنی) کاربرد دارد روی زمینه‌ی زرد خاکی و استفاده از ستون‌های سبزیشمی که شاید به بامبو اشاره دارد و در کنار شاخه گل قرار گرفته‌اند، ترکیبی ناهمگون به وجود آورده است که چندان مخاطب را جذب نمی‌کند. اما بر خلاف جلد، طراحی صفحات به خوبی انجام شده و با استفاده از جزییات آثار دیدگاه بهتری نسبت به اثر هنری در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند. خالی بودن فضا در صفحات یاد آور نقاشی‌های ذن در فرهنگ ژاپنی است و باعث دید بهتر آثار و متن می‌شود. همچنین استفاده از رنگ آبی آسمانی در صفحات نخست هر فصل به چشم آرامش می‌بخشد و مخاطب را برای شروع فصلی جدید از کتاب آماده می‌کند. هنر ژاپن در قطع خشتی (۲۱×۲۱ )، چاپ چهار رنگ بر روی کاغذ گلاسه منتشر شده است. این کتاب در چاپ نخست (زمستان ۱۳۸۸) در شمار ۲۰۰۰ هزار نسخه و با قیمت ۱۲۰۰۰ تومان به بازار کتاب عرضه شده است.

بررسی مفهوم «کامی» در آیین شین تو در ژاپن

اگر استانبول را شهر مناره ها بدانیم،ژاپن را به حق باید سرزمین معابد و ایزدکده های شینتویی نامید. آیین شینتو،نگرشی مادی گرایانه به جهان دارد که به نظر می رسداین نگرش در ادیان دیگر به ندرت دیده می شود.این آیین به استدلال های عقلانی اهمیتی نمی دهد و تنها ادراک باطنی امور را به عنوان مشخصه اصلی خود می شناسد. به همین علت پیروان شینتو معمولا پرسش های جهان شناختی را مطرح نمی کنند،بلکه در نظر آنان کافی است حقیقت کامیادراک شود.

از اینرو، پرداختن به آیین شینتو از این رو در خور بررسی است که ذهن بشر امروز را با شیوه های گوناگون دین ورزی و مواجهه با خدایان در سرزمین های شرق دور آشنا می کند و مجال خوبی را برای مطالعات تطبیقی فراهم می آورد.در واقع آن چه جهان بینی ملل شرق را از پیروان ادیان ابراهیمی متمایز می کند ،همین روحیه تکثرگرا این جوامع است که بستر مناسبی را برای پرورش روحیه تسامح و تساهل فراهم نموده است. نگارنده بر آن است در این مقاله به بررسی مفهوم کامی در آیین شینتویی بپردازد و ضمن ذکر نمادهایی از کامی ،باورهای عامه پیرامون این مفهوم را نشان دهد.از آن جا که مفهوم خدا نزد مردم این سرزمین پیوند تنگاتنگی با عناصر طبیعت دارد،لذا پس از ذکر تاریخ اجمالی شین تو، از خلال بررسی مفهوم طبیعت در این آیین، به بازنگری اصطلاح کامی پرداخته می شود.

روث بندیکت، مردم شناس معروف آمریکایی،فرهنگ ژاپنی را«فرهنگ شرم»تعریف کرده و گفته است که در دنیا دو فرهنگ وجود دارد:یکی فرهنگ بر پایه شرم ودیگر فرهنگ بر اساس گناه.به عقیده او مردم ژاپن به سنگینی و بار شرمساری بیش تر اهمیت می دهند تا به بار گناه. این گفته ممکن است صحیح باشد ،زیرا که در سنّت ژاپنی نه یکتاپرستی وجود دارد و نه احساس اصلی گناه.امّا به گمان نگارنده این فرهنگ را باید با تامّل بیش تری نگریست.بندیکت می گویددر جایی که شرمساری نیروی اصلی الزام آور باشد،لازم نیست که مردم از خطایی که در ملأ عام نباشد و دیده نشود،نگران باشند.بدین سان مدعی است که درچنین فرهنگی هرکس می تواندبه خود اجازه هر کاری را بدهد،مگر آن که بر مردم دیده وآشکار شود.

ژاپنی هاعبارت «من در مقابل آسمان وزمین شرمسار نیستم» یعنی که من در برابر چشمان خدا و خلق خدا،کارصحیح انجام داده ام را زیاد به کار می برند. معیار شرمنده نبودن، فقط عکس العمل دیگران نیست،بلکه مفهوم واقعی این عبارت آن است که «باید چنان رفتار کنید که در برابر آسمان وزمین شرمنده نباشید» و «شما باید مطابق «گی»gi (عدالت)رفتارکنید.اگررفتار کسی مخالف با عدالت باشد،باید از خود شرمنده باشد. مفهوم شرمساری فقط عکس العمل نسبت به انتقاد دیگران نیست. مفهوم آن بسیار بالاترو مهم تراز ملاحظه دیگران است. (نقل به مضمون تاکه شی،۱۳۷۴: ۵۲)

در فرهنگ ژاپن، آرامش و آشفتگی، معنویت و کشتار اغلب دست به دست یکدیگر داده اند. روث بندیکت کوتاه زمانی پس از پایان جنگ جهانی دوم این فرهنگ را تلفیقی از «گل داوودی و شمشیر» توصیف کرده بود. چه بسا چنین توصیفی شامل حال یونان باستان، اروپای عصر گوتیک و رنسانس یا دوران پادشاهی فردریک کبیر هم بشود. در ژاپن در کنار سامورایی با آن شمشیر مهلک و واکنش های سریع، شاعر، حامی مراسم چای و خط شناس نیز وجود داشتند. این گونه دوگانگی را به ویژه در هنر بودیسم می بینیم که همراه با شینتو نقشی محوری در شکل بخشیدن به زیبایی شناسی ژاپنی ایفا می کردند. هنر ژاپنی،همچون دین ژاپنی می تواند متضمن آرامش یا پندار آرامش باشد، و در عین حال آشفتگی زندگی درونی وبیرونی را نیز بازتاب دهد.(ریو،۱۳۸۸: ۲۵)

آمار نشان می دهد که سالانه نزدیک به ۹۰% ژاپنی ها،به بازدید از مزارهای اجدادی خود می روند،۷۵%مردم این سرزمین در خانه های خود ،شاه نشین ویژه بودایی و شینتویی دارند.(Kisala: 2010, 108)

یک حقیقت شایان ذکر در مورد سرزمین ژاپن این است که کم پیش آمده در میان آن هاحس تقسیم نژادی تا تخاصم نژادی پدید آمده باشد و این تا حدی برخاسته از سیمای جغرافیایی این کشور است،که دریاهای نا آرام پیرامونش را گرفته،وشکل دراز و باریکش را زنجیره کوه ها به درّه ها و دشت های بی شمار تقسیم کرده است.

وقایع نامه های کوجیکی(۷۱۲م) و نیهون گی(۷۲۰م) در فهم دین ژاپن و شکل گیری شینتو اهمیت بسیار دارند.این آثار دو ایده مرسوم دینی را نشان می دهند؛ اوّل این که اصل ژاپن و مردم آن به خدا یا نیمه خدا برمی گردد و دوّم این که تعدد کامی هابا این سرزمین ومردم آن رابطه نزدیکی دارد.برای مثال حتی در گزارش های قدیمی می توانیم عشق خاص ژاپنی هانسبت به طبیعت را احساسی دینی و در عین حال زیبایی شناختی تلقی کنیم.شینتو، نامی است که به دینی نظام مند اطلاق می شود که سعی دارد این مضامین و مضمون های شبیه به آن را یکدست و ابدی سازد.(ارهارت:۱۳۸۴، ۳۸)

بدین ترتیب فهم این مطلب که چگونه فرد ژاپنی نمی تواند،از لحاظ سنتی، خود را از شینتو جدا کند،بسیار آسان تر است.تا همین اواخر،شینتو بر آن بوده است که از ارزش فرهنگی و میراث دینی خود دفاع کند.شینتو،در هر دو سطح ملی ومحلی، به وطن و مردمش قداست می بخشد،آن چنان که پیوند میان نظام دینی،سیاسی و طبیعی را تقدیس می کند.با توجه به چنین وضعیتی می توانیم دریابیم که چرا محققان شینتو مفتخرانه تاکید دارند که شینتو بیش از آن که ساخته مجموعه ای مشخص از اصول یک گرایش مذهبی حساب شده باشد،بیان طبیعی زندگی ژاپنی است.(همان،۳۹)

از اینرو می توانیم دریابیم چرا همواره پیوند تنگاتنگی بین ایمان دینی و وطن پرستی واحترام نسبت به امپراتور وجود داشته است. سه نشانه امپراتوری شمشیر، آینه، گوهر، برطبق شواهد باستان شناسی، از زمان های پیش از تاریخ در این سرزمین همواره مقّدس بوده اند که خود گواه خوبی برای تایید این مطلب است.

با این مقدمه کوتاه،ابتدا به بررسی اجمالی تاریخ شینتو پرداخته و سپس به ذکر پیشینه کامی در آیین شینتو می رسیم.

تاریخ شین تو:

آیین شینتو، آیین سنتی و بومی کشور ژاپن است. کلمه شینتو(۲) در اصل از دو کلمه چینی شِن» (shen) به معنی ارواح یا خدایان، و دائو (dao) به معنی راه تشکیل شده و در مجموع به معنی راه ارواح یا راه خدایان است. وبدین سبب بدین نام تغییر یافته تا میان دو آیین تمایز قائل شوند.آن را در قرن هشتم پس از معرفی بودا چنین نامیدند. ( هینلز،۱۳۸۶: ۴۲۸؛قرائی،۱۳۸۲: ۹۱)

نام این آیین به زبان ژاپنی،»کامی نومیتی» یعنی طریق خدایان بود(دورانت،۱۳۸۷:۸۹۶؛هینلز،۱۳۸۶: ۴۲۷)، بعدها چینی هااین آیین را به نام «شینتو» خواندند که در زبان چینی به همان معنی «طریق خدایان» بود، و این نام از طریق چینی هاوارد زبان اروپایی گردید.(دورانت،۱۳۸۷: ۸۹۶) واژه شینتو،نخستین بار در کتاب نیهون گی یا نیهون شوکی به کار رفته که اشاره به مناسک خاص کامی دارد.(C.F.Aston, 1981: 463)

شینتوبه عنوان دسته یی از آیین های کشاورزی پیشا تاریخی، به هیچ وجه شامل ادبیات فلسفی یا مباحث اخلاقی نمی شد. شمن های ابتدایی یا همان میکو ها مراسم را اجرا می کردند؛سرانجام شمن های طایفه یاماتو از سوی طایفه های دیگر این کار را انجام دادند و سرکرده ی آنها وظایفی را بر عهده گرفت که به ریاست دولت شینتوانجامید.در قرن هشتم نویسندگان یاماتو خاستگاه های خدایی خاندان امپراتوری را نوشتند و از اینرو ادعای مشروطیت برای فرمانروایی کردند وشینتو صبغه سیاسی (۳) به خود گرفت. ( هینلز،۱۳۸۶: ۴۲۸)

آیین شین توی در کنار هندویی،یکی از دو سنّت دینی بدون بنیانگذار عالم است که در نتیجه،تاریخ پیدایش معینی ندارند وبیش تر به مجموعه آداب ورسوم وسنن باستانی یک قوم و ملّت می ماند تا یک دین عرفی و آسمانی.اکثر قریب به اتفاق ژاپنی هاخود را شین تویی می دانند تا مذهبی.بدین معنا که از نظر آنان شینتویی بیش تر یک سنت آبا و اجدادی است تا یک آیین زنده مبتنی برفقه و شریعت و تکالیف دینی. در قرون و اعصار اخیر نیز مقامات و مسئولان ژاپنی از شینتو،به عنوان ابزار تقویت افکار و ارزش های ناسیونالیستی میلیتاریستی استفاده کرده اند. بنای دین شین تویی چیزی جز مجموعه ای از اساطیر اولین نیست که به مرور زمان ،جنبه قداست پیدا کرده وبعدا در دو روایت تاریخی کوجیکی و نیهون گی جمع آوری شده است.(نقل به مضمون گواهی،۱۳۸۷: ۱۳-۱۴)

شینتودر طول قرن ها نماد هویت و بقای مردم ژاپن بوده و به آن ها توانایی می بخشد که با دامنه ی تاثیرات دینی یا فکری تماس بگیرند و حتی جذبشان کنند،بی آن که هویتشان را از دست بدهند.(پاشایی،۱۳۸۱: ۲۱)

ژاپن در سراسر حیات هنری خود نه تنها از اسلوب ها و شیوه های هنر چین وام گرفته ،تا جایی که حتی در هنر خود به ندرت از تاریخ و اساطیر و کیش ژاپنی «شینتو» ذکری به میان آورده است. شین تو، که قدمتش به سده ششم پ.م. می رسد، مبتنی بر دو اصل جان گری و نیاپرستی بوده و تا زمان حاضر نیز چون مذهب رسمی ژاپن(۴) برقرار مانده است. با این وجود، نمی توان انکار کرد که ژاپنی هااز حدود آغاز میلاد به بعد با بهره گیری فراوان از منابع هنر چین و سپس کره، و زمانی دیرتر (سده ششم میلادی)با برخورداری از مضامین والهامات کیش بودا، که از راه کره و همراه با عناصر و قالب های هنری آن سرزمین وارد ژاپن شد، توانستند آثاریاز هنر ملی خود چون نقاشی های طوماری مکتب یاماتوئه۴(۵) ،یا پیکره مفرغیتودایی جیبه بلندی ۱۸مترویا باسمه های رنگی به وجود آوردند، همان گونه که توانستند اسلوب هایی در سفالگری و لاک کاری و فلزکاری معمول دارند که منحصرا متعلق به خودشان بوده و در عالم هنر بی مانندند. (مرزبان،۱۳۶۷:۵۲)

با اندک مدارک مبهم که درباره دوران پیش از تاریخ ژاپن، یعنی سرزمین متشکل از تجمع نزدیک به هزار جزیره آتشفشانی-گرد آمده چنین معلوم است که ژاپنی هاشاخه ای از نژاد مغولی، و در گذشته های دور پیش از تاریخ از آسیای مرکزی به ژاپن کوچ کرده بودند. قدمت آثار سنگی مکشوف در ژاپن به حدود هزاره هفتم پ.م. می رسد، که حاکی از همان انگاره زندگی شکارگری و آذوقه گردآوری و صید ماهی در دوران پارینه سنگی است و در واقع در حال حاضر از آن زمان طولانی نشانه ای از کشاورزی ودامداری در میان آن قوم به دست نیامده است. این مرحله تمّدنی که به خوانده شده نام»جومون» حدود شش هزار سال به حال خود باقی ماند، تا آن که در سده چهارم پ.م. قدم به مرحله نوسنگی گذارد و از مزایای کشاورزی ودامداری برخوردار شد.(مرزبان،۱۳۶۷: ۵۲)

در دوره «آسوکا» یعنی سده های ششم و هفتم میلادی بود که ژاپن با پذیرش کیش بودا از طریق کره، قالب ها و عناصر هنری تازه ایاز معماری پرستشگاهی با چوب و آجر، و پیکره سازی بودایی با چوب و مفرغ و نقّاشی روی ابریشم و لاک، و ساختن صورتکهای نمایش خانه ای معمول در دو تمدّن چین و کره را جذب کرد. (مرزبان،۱۳۶۷: ۵۲)

مشکل بزرگ در فهم تکوین شینتواین است که به محض گذشتن از دوره پیش از تاریخ به دوره تاریخی، نفوذ فرهنگ چینی به زودی خود را نشان می دهد. زیرا ژاپنی ها پیش از خط چینی هیچ زبان مکتوبی نداشتند. کهن ترین اسناد ژاپنی در سالهای ۷۱۲ و ۷۲۰ میلادی با نام کوجیکی(۶) و نیهون شوکی(۷) یا نیهون گی کامل شد، که متونی مرکب از کیهان شناسی، اسطوره شناسی و وقایع نامه اند و درآنها قدیمی ترین گونه های شینتوثبت شده است. امّا به دو دلیل نمی توان برای بررسی تکوین شینتو تنها بدین منبع اکتفا کرد؛ زیرا اوّلا، این متون ترکیبی از انگیزه های دینی و سیاسی آگاهانه برای متّحد کردن ژاپن درآن زمان است. این متون را برگزیدگان دربار تحریر کرده اند و لزوما منعکس کننده ایمان عموم کشور به طور کلی نیست. دوّم اینکه، احتمالا چیزی به عنوان اسطوره بنیادی در تاریخ دینی ژاپنی وجود ندارد. در ژاپن اسطوره متعارف یا کتاب مقدس دینی ای که همه زمینه های دینی را فراهم کند وجود ندارد. اما این موضوع از اهمیت کوجیکی و نیهون گی نمی کاهد و دید وسیع تری را برای آن که ماهیت پیچیده این نوشته های قدیمی و نقش آن هارا در شکل گیری شینتوبررسی کنیم، به ما می دهد.برای مثال، گفتار آغازین نیهون گی داستان خلقت است که ژاپنی نیست، بلکه وامگیری از روایت چینی مربوط به آفرینش قالب است.(نقی به مضمون ارهارت،۱۳۸۴: ۳۵-۳۶)

جهان شناسی چینی صرفا زمینه را برای معرفی آیین های نامتشکل ژاپنی فراهم می کند. نقش این عنصر چینی القای این ایده است که کیهان از توده های آشفته و درهم مانند تخم مرغ پدید آمده که سپس به دو بخش آسمان(نر) و زمین(ماده)تقسیم شده است. دو فصل آغازین کتاب با عنوان «عصر خدایان» تصویری چهل تکه و تلفیقی از روایات مختلف درباره نسل های خدایان و پیدایش جزایر ژاپنی ارائه می دهد. در این دوره اسطوره ای هفت نسل از خدایان یا کامی ها، حاصل ازدواج ایزاناگی(۸) و ایزانامی(۹) است. ایزاناگی و ایزانامی با فرو کردن نیزه جواهرنشان آسمانی از فراز پل آسمان در آب های شور زیرین جزایر ژاپن را به وجود آوردند. آن گاه به زمین که اینک پدیدار شده بود، فرود آمدند وسایر کامی هاو نیز دیگر اجزای این جهان را آفریدند(همان،۳۷)

شینتوکه از لحاظ دینی، تحت الشعاع آیین بودا واز لحاظ فلسفی کنفوسیوس قرار گرفته بود، از حدود قرن چهارده در جستجوی توازن بود. در این دوره علی الظاهر،»پنج متن کلاسیک»باستانی شینتو(شینتوگوبوشو)را می یابیم که با ایسه شینتو مربوط اند،اما متاسفانه هنوز ترجمه نشده اند.(هینلز،۵۴۶:۱۳۸۹)

به گفته برخی، این دین، بستگی تنگاتنگی با سنّت های ملی و نهادهای اجتماعی دارد و از اینرو است که آن را دین ملّی یا عامیانه ی ژاپن خوانده اند.(Bowans, 1971: 343)

اگر بخواهیم کلی بگوییم، شینتوکه دین بومی مردم و حاصل زندگی و خوی آنان بود، بستگی تنگاتنگی با سنت‏های ملی و نهادهای اجتماعی داشت. شینتودر اصل یک دین سازمان‏نیافته بود، بدین معنا که دشوار است بگوییم دارای یک نظام اعتقادی است؛ اما کیش آن در اندیشه‏ها و احساس‏های این ملت خوب تجسم یافته است و نفوذ آن در سراسر فراز و فرودهای تاریخ ملت پایدار مانده است. وحدت ملّی و همبستگی اجتماعی همیشه با احترام به خاندان فرمانروا حفظ می‏شد و باور به خاستگاهِ آسمانیِ اورنگ پادشاهی از پرستش بانوخدای خورشید جدایی‏ناپذیر بود. با آن که فکر شأن آسمانیِ اورنگ پادشاهی در تاریخ توسعه یافته و با کیش وابسته خدایان نیاکانی و پهلوانان ملی همراه بوده، امّا همیشه در نهادهای سیاسی و اجتماعی یک نقش اصلی ایفا کرده است. نقش فکر ماندگاری خانواده و اهمیت زندگی مشترک اجتماعی کمتر از چیزهای دیگر نبود؛ هنرهای دلاوری و وفاداری، همچنین رعایت وفادارانه سنت‏های خانوادگی، همواره عوامل اصلی دین بومی بودند. (نقل به مضمون آنه ساکی،۱۳۷۹: ۷۰)

شینتوسه صورت دارد: پرستش اجداد خانواده، پرستش نیاکان عشیره و پرستش امپراتوران و خدایان ژاپنی. آیین شینتومشتمل بر اعتقادات و مراسم پیچیده و قوانین اخلاقی و کاهنان مخصوص نبود و صحبتی از بهشت و جهنم نمی کرد. فقط مومنان را موظف می کرد که گه گاه به زیارت جاهای متبرک بشتابند و با زهد و تقوا،به گذشته ونیاکان و امپراتور حرمت گذارند.(مقدّس،۱۳۸۰: ۱۶-۱۷)

شوتوکو، بنیادگذار تمدن ژاپنی، سه نظام دینی و اخلاقیِ موجود ژاپن را به ریشه، ساقه‏ ها و شاخه‏ ها، و گل‏ها و میوه‏ های شینتو آن ریشه است که در خاکِ منشِ مردم و سنت‏های ملی نشانده شده؛ آیین کنفوسیوس در ساقه و شاخه‏ های نهادهای آموزشی دیده می‏شود؛ آیین بودا گل‏های احساس دینی را شکوفا کرد و میوه‏ هایش زندگانی روحی بود. این سه نظام را اوضاع و احوال آن زمانه‏ ها و نبوغ مردم در یک کل مرکبِ حیات روحی و اخلاقی ملت قالب زده و ترکیب کرده بود. امّا در قرن پانزدهم خط فاصل میان آیین بودا و نظام‏های دیگر مشخص شد، و سرانجام آن ترکیب در سیر قرون بعد تجزیه شد. بااین‏همه، این سه نظام چنان از درون و باظرافت در جان و دل مردم عجین شده‏اند حتی ژاپنی‏های امروزی هم، دانسته یا ندانسته، در آن واحد پیروان این آموزه‏ های گوناگونند، و هیچ نظامی را به طور مطلق کنار نگذاشته‏اند(آنه ساکی،۱۳۷۹: ۷۲)

باید در این فرآیند امتزاج به یک نکته اشاره کرد و آن تساهلی است که در آن می‏بینیم. در سراسر این تاریخِ تماس و ترکیب، فقط نمونه ‏هایی استثنایی از اذیت و آزار و جنگ‏های دینی به چشم می‏خورد و این تا حد زیادی ناشی از طبیعت عمل‏گرای این مردم بود که آن‏ها را از دویدن به سوی کرانه‏ها یا زیاده‏روی‏ها و تعصب باز می‏داشت. علت دیگر را باید در سرشت خودِ دین‏های وارداتی جُست. آیین کنفوسیوس یک نظام اخلاقی عملی بود که چندان توجهی به اعتقاد و عقیده جزمی نداشت، در حالی که آیین بودا دینی بود که به طور چشم‏گیری ایده‏الیستی و تساهل‏گرا بود. این دو نظام هرگز گرفتار کشاکش نشدند، مگر موقعی که کنفوسیوس‏ های متعصب قرن هفدهم، شروع کردند به حمله کردن به آیین بودا، برای انگیزه‏ای که صرفاً دینی نبود.امّا به طور کلی می‏توان گفت که تساهل رواج یافت، و این هنگامی بود که این تماس هرگز نه به هماهنگی کامل منجر شد و نه به جذب کامل یکی در دیگری. نبودِ چنین تخاصمی شاید تا حدی ناشی از میل به جدا نگه‏داشتنِ جنبه‏ های فرارونده یا متعالیِ آرمان دینی از اخلاق عملی زندگی روزمره باشد، چنان که گویی تقسیمی میان این دو مرحله از زندگی وجود داشت. همیشه راه‏ حل را در مصالحه عملی می‏جستند نه در جست‏وجوی نظری یا عقلیِ پیامده(آنه ساکی،۱۳۷۹: ۷۳)

نکته دیگری را که باید در زمینه تساهل مطرح کرد رابطه میان دین و دولت است،شین تو همیشه از سوی حکومت واجتماع حمایت می شده، هر محلّی ایزدکده‏ای داشته است، اما هرگز به سطح یک سازمان کلیسای دولتی نرسید. از طرف دیگر، آیین بودا هم که مدتی به مقام قدرت کلیسای دولتی رسید و اسقف‏ هایش همپایه مقامات دولتی شدند، باز هرگز سعی نکرد دین‏های دیگر را سرکوب کند، بلکه همیشه تلاش می‏کرد آن‏ها را جذب کند. آیین کنفوسیوس در دست حکومت نقش یک ابزار مفید را بازی می‏کرد، اما به‏ندرت مدعی اقتدارانحصاری شد. به این ترتیب حکومت شاهرگ‏های مهار نهادهای دینی را در دست داشت، در حالی که مردم، هم دین‏پیشگان و هم مؤمنان، از رهبری طبقات حاکم پیروی می‏کردند. این وضع تا موقعی رواج داشت که ملت را یک حکومت مرکزی اداره می‏کرد و سلطنت بالاترین مرجع دین و اخلاق به شمار می‏آمد. اما موقعی که کشور به دولت‏های خان‏خانی یا ملوک‏الطوایفی (فئودالیسم) تقسیم شد، پیکره‏ها یا هیئت‏های دینی به نفع قلمروهای فئودالی شروع کردند به جنگ و جدال با یکدیگر. به این ترتیب، در عصر جنگ‏ها که از قرن پانزدهم تا شانزدهم طول کشید، نبردهای خونینی در میان فرقه‏های بودایی درگرفت، در همان حال آشوب زمانه دامن‏گیر هیئت های میسیونری یا دستگاه‏های تبلیغاتی کاتولیک‏ها هم شد و سرانجام هم آنان را از ژاپن بیرون راندند.

به این طریق، نظر و منافع حکومت مرکزی در مرحله اول، و همین طور هم نظر و منافع طوایف مسلط یا امیران فئودال در مرحله بعدی، سرنوشت نهادهای دینی و نهضت‏های تبلیغی را تعیین می‏کرد. کنترل حکومت، که نجبا از آن حمایت می‏کردند، یا رهبری آن، که به دست طبقات بالا بود، تقریباً همیشه احساسات و وجدان بیشتر مردم را هدایت می‏کرد. البته نمونه‏های استثنایی هم وجود داشت، مثل موقعی که یک شخصیت قوی اظهار وجود می‏کرد یا توده مردم صدایشان را بلند می‏کردند، چنان‏که در قرن سیزدهم می‏بینیم. وانگهی، حالا دیگر زمانه به‏سرعت در حال دیگرگونی است و زندگی اخلاقی و دینی ملت وارد مرحله تازه‏ای از آزادی شخصی و انتخاب فردی می‏شود. این تنازع برای آزادی و اظهار وجود از سوی مردم نتیجه اوضاع جدیدی است که خود ناشی از تأثیر یک تمدن نو است، خصوصاً در رژیم صنعتی؛ هر چند پیامد آن را بعداً باید دید، اما این جریان هرگز به سوی رژیم قدیمیِ فرمان‏برداریِ صرف نخواهد رفت(همان: ۷۴-۷۵)

طبیعت:

«هرگونه پژوهشی در فرهنگ ژاپن،در فروکاهش فرجامین آن،باید به مطالعه‏ی طبیعت ژاپن برگردد»واتسوجی تتسورو(واتسوجی:۲۱۴؛نقل از پاشایی،۱۳۸۴: ۶۴)

واژه ی ژاپنی شی ذن ۱،که قاعدتا برابر نهادی است برای طبیعت ،از نظر ریشه شناختی در برگیرنده داست دو حالت است:۱- نیرویی است که به گونه ایخود جوش خود به خود شکوفا می شود.۲-چیزی است که از آن نیرو نتیجه شود.معنی کان جی یا واژه انگاری چینی شی ذن این است:»از خود چنین است.» شی ذن بیش تر بیانگر وجهی از بودن است تا وجود یا طبیعت.(وُآن:۱۳۵۱،۸۱)

ژاپنی هامانند چینیان پیوسته دلبسته و ستایشگر طبیعت بوده اند،لیکن برخورد ایشان با هنر بیش تر جنبه احساسی داشته است.آنچه در هنر چین والامنش،ژرف، و خویشتن دار یا بگوییم ساده و بی تظاهر می نماید،در هنر ژاپن خاصّیتی صوری،سطحی،پر زینت. جلا می یابد.هنرمند ژاپنی با نهایت چیره دستی و دقّتی که در آثار خود به کار می برد،غالبا در بیان عمق حالت و معنی ناتوان می ماند و چه بسا که به سهولت در دام شگردهای تفننی و تزیینی می افتد.و یا با رنگهای شاد و روشن،و قلم موی نازک پرداز خود به همان وصف صحنه های عادی زندگی روزانه با روایات عامیانه اکتفا می کند.(مرزبان،۱۳۶۷: ۵۵)

همدلی مردم را در احساسشان به طبیعت و در عشقشان به نظم در زندگی مشترک اجتماعی می توان دید.بستگی تنگاتنگشان با طبیعت در زندگی و شعرشان نمودار می شود.این شاید تا حدی،هم ناشی از تاثیر بوم و اقلیم باشد و هم ناشی از زود رسیدنشان به تمدن کشاورزی اسکان یافته.این سرزمین که از راه سلسله کوه های قابل عبور به همه جای آن می توان رفت،سرشار از رودهاو دریاچه هاست، مطلوب خانه و کاشانه و توسعه زندگی مشترک اجتماعی بود.اقلیمش معتدل،چشم اندازهایش گوناگون و محصولات دریایی اش غنی بود و فقدان چشم گیر جانوران درنده،به توسعه کامل گرایش صلح دوستی و به توانایی برقراری نظم و رسیدن به همبستگی یاری می کرد.(آنه ساکی،۱۳۷۹،۶۸)

باورهای آغازین شینتواز یک هیبت و حرمت دینی به جهان طبیعی‏ سرچشمه می‏گرفت. طبیعت‏ تنها همان نمودهای طبیعی مثل درخت و گل نیست،بلکه خود حیات‏ است که تمدن و رفتار انسانی را نیز در برمی‏گیرد. انسان امروز سرانجام میان خود و طبیعت هارمونی‏ و تعادل ایجاد می‏کند بیان حقیقی هنر همین رسیدن به‏ هارمونی و تعادل است. (ر.ک.پاشایی،۱۳۸۳: ۶۳-۶۵)

حتی در گزارش های قدیمی می توانیم عشق خاص ژاپنی هانسبت به طبیعت را احساسی دینی و در عین حال زیبایی شناختی تلقی کنیم.شینتونامی است که به دینی نظام مند اطلاق می شود که سعی دارد این مضامین و مضمون های شبیه به آن را یکدست و ابدی سازد.(ارهارت،۱۳۸۴،۳۸)

یکی از ویژگی های زبان ژاپنی، تنوع و غنای عبارات درباره پدیده های طبیعت است. مثلا در مورد باران، علاوه بر نام عمومی آن، برحسب نحوه باریدن و فصل و ماه آن بیش از دو کلمه و ترکیب وجود دارد. این موضوع درباره باد و ابر نیز صادق است و علت آن حساسیت مردم ژاپنی نسبت به طبیعت و فصل های سال است.(تاکه شی:۱۳۷۴: ۴۵)

اگرچه زمین لرزه و گردباد و بلاهای طبیعی دیگر بسیار در ژاپن اتفاق می افتد، طبیعت این کشور چه در خشکی و چه در دریا روزی مردم را گشاده دستانه فراهم می آورد. برای ژاپنی های باستان» زندگی خوب و زیبا بود و انسان ضرورت داشت که از بابت نصیبش از دنیا شاکر باشد(یوسا،۱۳۸۴: ۲۲)

باید به این نکته هم توجه کرد که دین آغازین ژاپنی‏ها، پرستش سازمان‏نیافته خدایان و ارواحِ طبیعت و نیز ارواح مردگان بود. این دین، که به شینتومعروف است، در سپیده‏دم تاریخ کمابیش به توسعه دادن تجلیات روشنِ قهرمان‏پرستی و نیاپرستی، با یک زمینه طبیعت ‏پرستی آغاز کرد. این دین، بخش تفکیک‏ناپذیرِ سنت اجتماعی بود، و ایل یا زندگی مشترک اجتماعیِ مردم تأیید و همبستگی خود را از پرستش آن خدایان می‏گرفت. وقتی ایلات و طوایف به‏تدریج تحت قدرت و اعتبار یک خاندان فرمانروا، که باور می‏داشتند از بانوخدای خورشید آمده‏اند، به هم آمیختند، به این ایزدبانو به مثابه برترین خدای شینتوحرمت می‏گذاشتند و پرستش او سیمای محوری آیین ملی شد. این دو جنبه ازشینتو، یعنی اجتماعی و ملی بودن، در سپیده‏دم عصر تاریخی قدرت گرفتند، و آن سنت حتی امروزه نیز نقش قابل توجهی در زندگی اجتماعی وروحی ملت بر عهده دارد.(آنه ساکی:۱۳۷۹،۷۶)

دو عامل احتمالا بر نظر مردم نسبت به طبیعت اثر گذاشته است:یکی آن که برنج کاری در ژاپن که نسبتا سرزمین شمالی می باشد،از دیرباز متداول است، و دیگر این که آیین قدیمی طبیعت پرستی در میان ژاپنیان رسوخ کرده است و کمتر تحت تاثیر یکتاپرستی مسیحیان بوده اند. یکتاپرستی، ادیان بومی را نفی می کند، امّا دین بودا که در قرن های پنجم و ششم به ژاپن وارد شد، چنان موثر بود که فرقه ای از آن با یکی از مذاهب بومی و کوهستانی ژاپن آمیخته شده و فرقه مذهبی تازه ای را به نام شونگین دو (۱۰) به وجود آورد. علاوه بر آن، تا دوره تجدد ژاپن، در اواخر قرن نوزده، معبدهای بودایی و زیارتگاه های شین تو، تقریبا همه جا کنار هم بود.(تاکه شی،۱۳۷۴:۴۶)

اما گاهی داستان‏هایی از کامی‏هایی می‏گفتند که صرفاً داستان یا خیالات شاعرانه‏ای بود درباره رویدادهای طبیعت که به شیوه رویدادهای انسانی نقل می‏شد. هم پای با عناصر بازیگوش این اسطوره‏ها، اسرار هیبت‏آمیزی هم در این پرستش وجود داشت؛ نقش سنت‏ها و آداب همان قدر بزرگ بود که که نقش تجلیات بنیادیِ امیال و غرایز، و تمام این عوامل غالباً چنان به هم آمیخته بود که شین‏توْ دربردارنده دین و رسوم، شعر و فرهنگ توده‏ها، سیاست و جادو بود .

شینتو، امر مقدس را در طبیعت و جانورانی همچون گوزن،گیاهان،سنگ ها،آبشارها و مناظر و به ویژه کوه هامی یابد. کامی، روح ملکوتی، در همه جا و از جمله در کوه مقّدس فوجی زندگی می کند. این احترام ریشه در دوران پیش از تاریخ دارد و درهمین دوران است که نیاز به طبیعت برای ادامه حیات و کوشش برای رام کردن عالم طبیعت با همه بی نظمی هایش جلوه می نماید. در گذار قرون، ژاپن در قیاس با چین در کنار آیین بودا بیش ترین تاثیر بیرونی را بر هنر متقدم ژاپن برجا گذاشته است. برای مثال، درنا نماد زندگی درازمدت است ودرخت کاج،خیزران و آلو،»سه نجیب زاده زمستان»نیز چنین هستند؛ میمون و گوزن پیام آوران خدایانند؛ اژدها معانی متعددی دارد.اما روباه و راکون چه بسا ارواح شریر در چهره مبدل باشند. بنابراین چه بسا حتی اشیا یا نقاشی های به ظاهر ساده هم حاوی معانی بسیار و اشاراتی به شعر و رویداد خاصی باشند(ریو: ۱۳۸۸ ،۴۳-۴۴)

شین تو، آمیزه ای از واکنش ها و پاسخ های گوناگون ژاپنیان به محیط انسانی و طبیعی خودشان است و به عبارتی راه زندگی پیچیده و پرپیچ و خمی است که اساس فکر و اخلاق مردمان ژاپن را تشکیل می دهد.(شمس،۱۳۸۱: ۴۱)

جیون(۱۱) از روحانیان بودایی قرن هجدهم و محقق شین تویی، درباره این دین می گوید:»دین شین تویی، طبیعت پرستی محض است.»(C.F.Bowans, 1971: 342)

ژاپنی هااز قرن های هفتم و هشتم خدایان بی شمار شینتورا می پرستیده اند. برای آن هاپیشکش ها می آورده و مراسمی در ایزدکده ها را به گونه ای نامتعارف طراحی می کردند که با طبیعت هماهنگی داشته باشند. توری (دروازه های)بزرگ با رنگ سرخ روشن را در مدخل ایزد کده هایا به شکل ردیف های طولانی که به درون جنگل کشیده می شدند، علم کرده اند.حتی در دشت ها و تپه ها یا کنار جاده ها می توان بناهای ساده ی چوبی را دید که به کامی محلی اهدا شده اند.همه آن ها بخشی از زندگی روزانه اند که در جشن های ماتسوری۱ نقشی بر عهده دارند.هر خانه یی یک محراب شینتودارد که ارواح نیاکان یا کامی خانواده را آن جا می پرستیدند وبه گونه ای آیینی برنج، میوه یا عود پیشکش آنان می کنند. برای ژاپنی ها، جهان نامرئی همان قدر واقعی است که جهانی که که در آن زندگی های گذرنده مان را می گذرانیم. هر فرصت مهمی حاوی یک آیین شینتواست که راهبان بر آن ریاست می کنند.(دُله،۱۳۸۱: ۲۱-۲۲)

شینتو به ‏طور چشم‏گیری، دین مردم کشاورز است. تجلیِ مکرر ارواح گیاهان و غلّه، رابطه نزدیک موجود میان مردم و خدایان مشترک اجتماعی، بندهای تنگاتنگی که خدایان را به اشیای طبیعت می‏بندد، تمام این‏ها زندگی مردمی کشاورز و اسکان‏یافته را در اجتماعات نزدیک به هم نشان می‏دهد. موقعی که این دین در طی چند قرن تا قرن هشتم کمابیش سازمان یافت، در آن بر برتری بانوخدای خورشید تأکید می‏شد، و او طبعاً به مثابه نگهدارنده کشاورزی و به مثابه نیابانویِ خاندانِ فرمانروا ستایش می‏شد. به این ترتیب دین شین‏توْ یک دین ابتدایی به معنای دقیق کلمه نیست، بلکه نشانه‏های دین ملی را دارد که وحدت ملت را تحت فرمانرواییِ امپراتور، که آن فرمانروایی را با نگهبانی آن بانوخدای بزرگ می‏دانستند، شکوه می‏بخشد(آنه ساکی،۱۳۷۹: ۸۲)

مفهوم کامی در آیین شین تو:

کامی (۱۲)، واژه ژاپنی خدا است که به معنای»مافوق» و «برتر» است و قابل قیاس با واژه لاتین»superi» و یا «»coelicoli می باشد.(Aston, 1981: 463)

می توان کامی را از منظر چند خداانگاری،»خدایان» تلقی کرد.شین تو،قابل قیاس با ادیان چند خدایی پیش از میلاد مسیح مانند یونانی ها، رومانی هاو مردمان سرزمین های شمالی است. به طور قطعی ،شینتوهمواره به حیات خود ادامه می دهد و به عنوان یک آیین شهروندی برای افراد جامعه- خانواده، روستا، شهر، نیروی انسانی در کارخانجات، در ستایش ملی، مراسم تطهیر و جشن ها و زندگی معمول مردمانش در مصاحبت با خدای حامی یا نگهبان اوجی گامی (۱۳) حضور دارد.امّا این که معنای بنیادین کامی تا حدی مرموز و گمراه کننده است، بدین خاطر است که هیچ یک از این معانی، متکی به درک دقیقی از این اصطلاح نیست.( Ellwood, 2008: 48)

در کوجیکیو نیهون شوکی دو نوع کامی وجود دارد.کامی اوّل که به صورت انسان وار در اساطیر ابتدایی ظهور کرده است؛ برای نمونه سه کامی نخستین که گفته می شود خود را در دشت های مرتفع افلاکی نمایان ساخته اند(برطبق متون کوجیکی)، و یا در مرداب های نِی مابین فلک و زمین، (برطبق متون نیهون شوکی)و امِا کامی¬نوع دوم که به فرزند کامی اوّلیه محسوب می شود. اکثرا کامی «طبیعت»،سنگ ها،کوه ها،رودخانه ها،درختان و همچنین کامی اجدادی در این طبقه قرار می گیرند. هر موجودیتی در طبیعت مانند موجودیت و هستی انسان، جداگانه قابلیت این را دارند که کامی محسوب شوند.بنابراین کامی،می تواند طبیعت روحانی هر موجودیت منفردی را در بر گیرد.(Kenji, 1995: 243)

تلاش های بی شماری برای طبقه بندی کامی از منظر پدیدارشناسی صورت گرفته است،بیش تر محققان از دو نوع کامی طبیعت و کامی اجدادی سخن می گویند، در حالی که عدّه ایدیگر کامی را به سه نوع کامی خانواده،کامی محلی و کامی قیم،تقسیم بندی کرده اند.هرچند این نکته در خور توجه است که اغلب کامی ها، به طور گسترده تنها در یک طبقه گنجانیده نمی شوند، بلکه به طور هم زمان در چند طبقه قابل بررسی اند.به طور مثال بیش تر کامی های طبیعت هم زمان به طبقه کامی اجدادی، کامی خانواده و کامی قیم هم می باشند. Kenji, 1995: 243))

کامی به خدایان شینتو گویند. کامی ها که اشیای مقدس یا باشندگان خدایی و پدیده های طبیعی یا نمادهای مورد احترام اند که با مردم نسبت پدر-فرزندی دارند یا بهتر بگوییم نسبت نیا- خلفی. نویسندگان قرن هجدهم اولین کسانی بودند که کوشیدند تعریفی از آن هابه دست دهند:موتوئوری نوری ناگا (۱۴)(۱۸۰۱-۱۷۳۰) می گفت که آن ها فرا معمول وآراسته به مهارت بسیارو هیبت انگیزند.با آن که در همه جای طبیعت حضور دارند(خصوصا با کوه های مقدس و صخره ها و آبشارها و سیماهای دیگر پیوند دارند اما نکته این است که نه قادر مطلق هستند و نه همگی خوش رویند.(هینلز:۱۳۸۶؛۴۹۶-۴۹۷)

کامی در لغت به معنای «والا و قدسی» و در اصطلاح به معنای برخوردار بودن همه پدیدههای طبیعی از نوعی روح قدسی است و در فرهنگ ژاپنی شامل همه پدیدههای طبیعی از قبیل خورشید، ماه، رودخانه، کوه، درخت، حیوان، روح نیاکان (شامل ارواح خاندان امپراتوری، ارواح خانواده درگذشته، ارواح مشاهیر، ارواح رهبران قبائل، ارواح قهرمانان و ارواح کسانی که در راه شرافتمندانهای جان باختهاند) و با کمی وسعت نظر، شامل همه خدایان ژاپنی که تعداد آنها به هزاران هزار میرسد میشود (قرائی، ،۱۱۸:۱۳۸۲؛ ویر رابرت اف، جهان مذهبی «ادیان در جوامع امروز: ۵۳۳)

لازم است بدانیم، در ژاپن به کلمه خدا واژه کامی ساما (۱۵) می گویند .(پاسبان:۱۳۷۹،۸۰)

نگرش کلی به مفهوم کامی در دوره های مختلف تاریخی متفاوت بوده است.نگرش اوّلیه آن ساده بود،امّا بعدها به دلیل نفوذ افکار وعقاید بودایی و کنفوسیوسی وادیان دیگر، این نگرش رفته رفته دگرگون شد. برای مثال آثار و افکار کنفوسیوسی درباره آسمان نتوانست نظر نویسنده ای از نویسندگان قرن هفدهم را درباره کامی چندان تغییر دهد که وی می نویسد:»هنگامی که می گوییم کامی با چیزهای ناپاک تفاوت دارد.این مطلب مترادف است با این موضوع که بگوییم شخص پلیدی باعث خشم کامی می شود و این بدان جهت است که کامی مظهر و جوهره راستی و امانت است. نویسنده دیگری سعی می کند که بین دو کلمه کامی و کاگامی (۱۶) ارتباط برقرار کند، او معتقد است که «آن موجودی که در آسمان است، کامی است و هموست که روح طبیعت است و هموست که در آدمی اخلاص نامیده می شود.»(مقدّس:۱۳۸۴ :۲۰)

این نظر که نخستین خدایان، اشیاء افلاکی بودند، توسط موتوری نوری ناگا(۱۷۳۰-۱۸۰۱)بیان شده است. وی از محققان برجسته شینتوی معاصر است که می گوید:» واژه کامی، نه تنها به انسان، بلکه به پرندگان، جانوران، گیاهان و درختان، دریاهاو کوه ها، و تمامی اشیاء دیگری که مایه ترس و هیبت می شوند، همچنین دارای نیروهای ویژه و مافوق بشری اند، اطلاق می شوند. Aston, 1981: 463))

در نهایت، موتوری نوری ناگا، کامی را هر موجودی می داند که دارای نقش روحانی فرامعمول و موثری باشد و حس احترام همراه با ترس و شگفتی را برانگیزد. ازآن زمان تاکنون تعریفی جامع تر از این تعریف ارائه نشده است. ( Kenji 1995: 243)

کامی، روح ملکوتی،در همه جا و از جمله در کوه مقدس فوجی زندگی می کند. این احترام ریشه در دوران پیش از تاریخ دارد و درهمین دوران است که نیاز به طبیعت برای ادامه حیات و کوشش برای رام کردن عالم طبیعت با همه بی نظمی هایش جلوه می نماید(ریو،۱۳۸۸: ۴۳)

کامی هالزوما خوب نیستند؛در سایه ابهام واژه»مقدّس» می توانند نیروهای خیر و شر هر دو را با هم داشته باشند.نوع توصیف موتوری یاد آور تعریفی است که رودولف اتو دین پژوه آلمانی از واژه مقدس به دست می دهد:»مرموز- باصلابت- مسحورکننده»خارق العاده و با مهارت می تواند خود را در قالب نیرویی سازنده یا ویرانگر به نمایش بگذارد.(یوسا،۱۳۸۴: ۲۱)

کامی ها تنها دربرگیرنده «برتر»، «شکوهمند»،«خیر» نیستند،بلکه موجودهای شرّ و خطرناک، و مرموز و استثنائی هم کامی هستند.(Aston, 1981: 463)

کامی هارا به آماتسو-کامی و کونتیسو –کامی دسته بندی کرده اند که اولی ارواح آسمانی اند که ابدی اند و در آسمان باقی می مانند و دومی ارواح زمینی اندو خیرات رادر میان مردم توزیع یا آن ها را تربیت می کنند. آن ها به شیوه های مختلف سرچشمه های چادر نشینی و کشاورزی دارند و خاستگاه شان یا از طایفه ی یاماتو است یا از طایفه ی ایزومو. اما این دسته بندی هاتنها پاسخگوی تعداد کمی از کامی هاست که به اسم و با فعالیت های معین و نیازهای انسانی شناخته می شوند. بنا بر سنت هشت میلیون کامی وجود دارند. (هینلز:۱۳۸۶؛۴۹۷)

عالم فیزیکی را سه بخشی می دانستند: آسمان اثیری در بالا، جهان در سطح زمین، و مناطق پست سایه گون در بطن خاک. در این عالم خدایان بی شمار بودند، «هشتصد تا ده هزار تا)هشت میلیون(. همه را با هم کامی می نامیدند، که در لغت به معنای «بالا» یا «مهتر» است در مقام و منصب،معادل ژاپنی مانای ملانزیایی است.(شونزو ،۱۳۸۰:۲۴)

هشت میلیون کامی، تعبیری ازعدد بی نهایت است .هرچند بسیاری این واژه را به معنی مآلوف الهه یا خدا ترجمه می کنند، امّا بسیاری معتقدند که این واژه را باید به همان صورت اصلی آن به کاربرد. زیرا که بسیاری از مظاهر طبیعی (نظیر کوهستان، رعد و برق، دریا، درندگان، پرندگان و غیره) دلالت می کند. بی گمان رهبران فعلی شینتومعتقدند که :» خود ژاپنی هانیز برداشت واضحی از کامی ندارند. آنان کامی را دراعماق وجود خود درک می کنند وبه طور مستقیم با او ارتباط برقرار می کنند، بدون آن که برداشتی لاهوتی وتصوری معین از کامی داشته باشند، و بدین گونه است که به طور کلی نمی توان چیزی را که اساس و نهاد آن مبهم و پیچیده است، توضیح داد.(مقدّس:۱۳۸۴: ۱۹)

کامی اصلی همان آماته راسو- ئومی کامی یا بانوی خورشید است که خانه اش در ایسه جین گو است. شرایط تاریخی همچنان کامی هایبیش تری به وجود می آورد مانند دولت مردان و شخصیت هاینظامی خدا شده؛ و از دوره میجی(۱۸۶۸-۱۹۱۲) تمام سربازانی که در جنگ ها کشته شده اند و اکنون در ایزدکده های یاسوکونی در توکیو دفن اند از آن هابه مثابه کامی یاد می شود. (هینلز:۱۳۸۶؛۴۹۷)

شاید بتوان هر چیزی یا هر باشنده‏ای را که هیجانی یا عاطفه‏ای مهرآمیز یا هیبت‏انگیز برمی‏انگیزد، و برای حسِ سرّ جاذبه داشته باشد، کامی به شمار آورد و سزاوار حرمت دانست. برخی از کامی‏ها را ساکنان آسمان‏ها می‏پنداشتند و برخی دیگر را مقیم موقتِ هوا یا جنگل‏ها می‏دانستند یا ساکن در سنگ‏ها و چشمه‏ها، یا آن که خود را در جانوران و انسان‏ها نشان می‏دادند. شاهزادگان و پهلوانان کامی‏هایی بودند متجلی در شکل انسان، یا هر شخص می‏توانست با نشان‏دادن نیروهای فراهنجاری خود کامی شود. این خدایان، چنان‏که یک نظریه‏پرداز متأخر شین‏توْ می‏گوید، انسان‏هایی بودند به سن و سال خدایان، حال آن‏که انسان‏ها خدایانی هستند به سن و سال انسان‏ها. در حقیقت، فقط یک خط ساختگی می‏توان میان عصر خدایان و عصر انسان‏ها کشید، و خدایان، ارواح، انسان‏ها و هر چیز یا هر پدیده طبیعی، حتی در عصر بعدی انسان‏ها، به‏آسانی از یک قلمرو گذشته به قلمرو دیگر می‏روند. در آغاز انسان‏ها و جانوران خدا بودند و گیاهان و سنگ‏هازبان داشتند؛ اما حتی حالا هم، بنا بر تصور شین‏توْ، چندان فرقی نکرده است. به این ترتیب تعجبی ندارد که از این خمیرمایه هر گونه خدایی را بتوان به کرسی نشاند و گرامی داشت، و آن اسرار خام، که غالباً در حالت پدید آمدنشان نیرومندند، میزان معینی از نفوذ اِعمال می‏کنند.(آنه ساکی ،۱۳۷۹، ۸۰)

در توصیف و شخصیت پردازی خدایان در ادیان جهان، تفاوت هایمهمی به چشم می خورد. به عنوان نمونه ، بودا شباهتی به ایده یک خدای مشخص و متعیّن در ادیان ابراهیمی ندارد. تتسائو یامائوری،استاد آیین شینتومی گوید:»خدایان نیستند، مگر انسان ها». به عبارت دیگر در تصور بشر یا پیامبران است که خدایان شکل می گیرند.(نقل به مضمون مینایی،۱۳۸۳: ۲۷)

اصطلاح کامی درنیهون گی (گاهنامه ژاپن)، و مان یوشو(جُنگ هزاران برگ در حدود ۷۵۰ م)، که جُنگ شعر کهن است، به ببر و گرگ هم اطلاق می شود.ایزاناگی به هلو ،و به گوهرهای گردنش،نام هایی می دهد که اشاره به کامی بودن آن هااست.نمونه های بسیاری از دریاها و کو ه ها هست که کامی خوانده می شوند. مقصود، ارواح آن ها نیست. این کلمه مستقیما به خود دریاها و کوه ها،به مثابه ی چیزهای بسیار هیبت آمیز، اطلاق می شد.(شونزو،۱۳۸۰: ۲۵)

وقایع نامه های کوجیکی و نیهون گی در فهم دین ژاپن و شکل گیری شینتواهمیت بسیار دارند. این آثاردو ایده کاملا مهم دینی را نشان می دهند؛ اول این که اصل ژاپن و مردم آن به خدا یا (نیمه خدا)بر می گردد و دوم این که تعدد کامی هابا این سرزمین و مردم آن رابطه نزدیکی دارد. برای مثال حتی در گزارش هایقدیمی می توانیم عشق خاص ژاپنی ها نسبت به طبیعت را احساسی دینی و در عین حال زیبایی شناختی تلقی کنیم. شینتونامی است که به دینی نظام مند اطلاق می شود که سعی دارد این مضامین و مضمون های شبیه به آن را یکدست و ابدی سازد.(ارهارت:۱۳۸۴،۳۸)

پیش از آن که آیین بودا در قرن ششم میلادی از قاره آسیا به ژاپن بیاید،در این کشور تفکر متافیزیکی چندانی وجود نداشت، نه پیکره ادبیات وجود داشت و نه مکتب فلسفه، و نه انگیزه یی عقلی که پژوهش های مستمر را در زمینه چیزهای پیشی ناپذیری عالم ترغیب کند یا ادامه دهد. واژه یی برای طبیعت وجود نداشت؛ طبیعتی که جدا و متمایز از انسان باشد، چیزی که انسان به قول پاسکال «نی اندیشنده»، در آن به نظاره بنشیند. انسان یک جزء اصلی از یک کل به شمار می آمد،جزئی که بستگی تنگاتنگی با عناصر ونیروهای پیرامونش داشت و با آن یگانه بود.(شونزو،۱۳۸۰: ۲۴)

طوفان ها، فوران های آتشفشانی و قدرت صخره ها و آب، همیشه این باور را به ژاپنی ها القا کرده است که جهان نیروی خاص خود را دارد. مردم بخشی از نظم عالمند و هستی فردی ندارند که آن ها را از هستی آغازین جدا کند. همه چیز جزیی از کل یا مرکز نیرو است. خلآ فقط ماده لطیفی است که با چشم انسانی قابل رویت نیست و پیوندهای میان سازه های گوناگون گیتی در آن خلق می شوند. مرئی و نامرئی چنان تنگاتنگ به هم بافته اند که کل یک اسطوره شناسی را حول ارواح یا کامی رشد کرده است. باور این است که کامی هادر گیاهان، درختان، سنگ ها، و حیوانات زندگی می کنند. این موجودات خیالی می توانند خیر خواه یا بد خواه باشند و هم مایه هراس اند و هم سخت از حرمت و احترام برخوردارند.حضور آن هارا با رشته های کلفتی نشان می دهند که نذر و دعا به آن ها می آویزند. در نارا گوزن ها را تقدیس و پرستش می کنند؛ یکی از ایزدکده های بزرگ شینتودر فوشی می وقف ایناری روباه شده است، و در ناچی، آبشار است که مقدس شمرده می شود.(دُله:۱۳۸۱، ۲۱ )

ژاپنی هااز قرن های هفتم و هشتم خدایان بی شمار شینتورا می پرستیده اند . برای آن ها پیشکش ها می آورده و مراسمی در ایزدکده هارا به گونه ای نامتعارف طراحی می کردند که با طبیعت هماهنگی داشته باشند. توری (دروازه های) بزرگ با رنگ سرخ روشن را در مدخل ایزد کده هایا به شکل ردیف های طولانی که به درون جنگل کشیده می شدند، علم کرده اند. حتی در دشت ها و تپه ها یا کنار جاده ها می توان بناهای ساده چوبی را دید که به کامی محلی اهدا شده اند.همه ی آن هابخشی از زندگی روزانه اند که در جشن های ماتسوری (وابسته به آیین های کشاورزی)،نقشی بر عهده دارند.هر خانه یی یک محراب شینتودارد که ارواح نیاکان یا کامی خانواده را آن جا می پرستیدند و به گونه یی آیینی برنج،میوه یا عود پیشکش آنان می کنند. برای ژاپنی ها، جهان نامرئی همان قدر واقعی است که جهانی که که در آن زندگی هایگذرنده مان را می گذرانیم.هرفرصت مهمی حاوی یک آیین شینتواست که راهبان بر آن ریاست می کنند.

در فوشی می، که نزدیک کیوتو است،مجموعه یی از ایزدکده ها، توری و نمازخانه ها وقف ایناری روباه خدا و پیام آورانش یعنی روباه های کیتسونه شده است.اولین بناها در این ایزدکده های شینتودر ۷۱۱ ساخته شد.زائران به آن جا می روند تا خوشبختی کنند، پیشکش هایی تندیس های سنگی روباه خدا تقدیم کنند، پیشبند سرخی به مثابه نماد قدرت به گردن آن ها می بندند.(دُله:۱۳۸۱، ۲۲)

از جمله مضامین عمده این اسطوره تولد الهه نامدار خورشید، آماتِراسوamaterasu) )از این جفت است، زیرا تیره امپراتور ژاپن از این الهه منشا می گیرد.(ارهارت:۱۳۸۴،۳۷)

در فوشی می و جاهای دیگر یک ریسمان حصیری چپ تاب دور تنه درختانی که بیش از صد سال عمر دارند، می بندند که دال بر اهمیت دینی آن ها و احترام به ارواحی است که در آن ها زندگی می کنند. به ریسمان ها، تکه هایی از کاغذ سفید که به طور آیینی، تاخورده، آویزان میکنند که خطاب به کامی هااست.( دُله:۱۳۸۱، ۲۲)

راهبان شینتوکه در ایزدکده ها خدمت می کنند، کارشان بیش تر آیینی است تا دینی. آن هابه مثابه پیام آورانی برای انسان هاو کامی ها، آیین های تطهیر را با آب و نمک و برنج اجرا می کنند.

ایزدکده های ایسه شیمو گوجین جا،وقف آماتراسو بانو خدای خورشید است و جایگاه آینه ی مقّدس است که نماد خویشاوندی امپراتور با خورشید است. بام گاله پوش و تیرهای چوبی نمایان که به هم قلاب شده اند، مخصوص معماری شینتواست.

فرقه های مختلف آیین شینتوبسیارزیادند و به ده ها فرقه بالغ می شوند. امّا تمامی فرقه های شین تویی در یک چیز مشترکند و آن پذیرفتن کتاب کوجیکی به عنوان کتابی مقدس است که از خدایان شین تویی سخن می گوید.(مقدّس:۱۳۸۰،۱۸)

تصور امپراتور به عنوان کامی زنده:

ادعای استقلال دین شینتودر دوره مورو ماچی به معبد های محلی شینتوانگیزه داد که در جلب پیروان بیش تر بکوشند. برنامه روحانیان شینتوابلاغ پیام تندرستی، طول عمر، وپیروزی نظامی(به جنگاوران)، سود اقتصادی(به فروشندگان)، محصول خوب(به دهقانان) و سخاوت دریا (به ماهیگیران)بود- همه در ازای عبادت کامی. این گونه اعتقاد مردم به خدایان سودمند (فوکوجین) تقویت شد. محبوب ترین خدایان شین تو،»اِبیسو»یا خدای ماهیگیری و تجارت،»دائیکوکو»یا خدای ثروت(میچیکو یوسل مولف کتاب دین های ژاپنی از این کامی به عنوان نوعی بابانوئل ژاپنی تعبیر کرده است)و»بیشامون»یا خدای ثروت و قدرت)بودند. بسیاری از این خدایان، هنوز در میان کسانی که از راه ماهیگیری، کشاورزی، یا تجارت گذران زندگی می کنند، مورد تکریم اند. در پرتو «سود نقد»، رفتن به زیارت معبد ایسه نیز از ارزش فوق العاده ای برخوردار شد.(یوسا،۱۳۸۴: ۸۴)

معابد شینتودر نیمه های سده هفدهم، با حمایت امپراتور تِنمو(۶۷۳-۶۸۶) و ملکه جیتو (۶۸۶-۶۹۷) از مقام والاتری برخوردار شدند.نیز امپراتور تنمو فرمان تالیف تاریخ قدیم ژاپن را دادکه دو اثر به نام های کوجیکی(۷۱۲)و نیهون گی(۷۲۰)به بار آورد.او معبدهای عمده را تحت حمایت امپراتوری قرار دادو در سال ۶۷۴ شخصا به زیارت معبد ایسه به عنوان معبد اجدادیش رفت.حرکتی دینی- بینشی در جهت شناسایی خاندان امپراتوری به منزله بازماندگان آماتراسو در جریان بود. از آن جا که شاهان و ملکه های باستانی ژاپن اغلب دارای نیروی شمنی پنداشته شده و حکم کاهنان و کاهنه های اعظم راپیدا کرده بودند،برقراری نسبتی میان امپراتور یا ملکه با آماتراسو دشوارنبود. بدین سان تِنمو و جیمو هردو را شاعران دربار همچون کامی های زنده توصیف کردند. این نسبت میان خانواده امپراتور و اساطیر شینتوبعد ها حکم محور بینشی ملی گرایی ژاپنی را پیدا کرد و از این رو هنوز برای بسیاری از ژاپنی ها موضوع حساسی است.(یوسا:۱۳۸۴، ۸۱)

هر شغلی که داشتند کشاورزی، شکار، یا صنایع دستی، احساس می کردند «وسیله ای در دست کامی اند که اراده اش را از طریق آنها به اجرا در می آورد.»با این که شینتودنیا را تایید میکرد،به محرماتی نیز قائل بود که بر رعایت آن ها تاکید داشت. مرگ، خون، بیماری، عمده «آلاینده «هایی بودند که مردم باید از آن ها پرهیز می کردند. هرگاه که انسان به آلاینده ای از انبوه آلاینده ها آلوده می شد، باید آیین تطهیری را از سر می گذراند که کاهن طایفه برگزار می کرد.(یوسا،۱۳۸۴: ۲۲)

هفت خدای نیکبختی یا سعادت نزد ژاپنی هابسیار مشهورند.این هفت خدا عبارتند:هوته ئی،خدای بودائی که مشخصه او شکمی برآمده و جامه ای است که در بالای شکم قرار می گیرد. این ویژگی برخلاف سرزمین های دیگر نماد قناعت و خوش سیرتی و روح بزرگ است.هوته ئی از خدایانی است که به نیروی خرد به آرامش بودائی دست یافته است. (پیگوت،۱۳۷۳: ۹۶-۹۸)

جوروجین، خدای طول عمر که غالبا در تصاویر با درنا، لاک پشت ویا گوزنی نر همراه است و همه این حیوانات به داشتن عمر طولانی مشهورند.این خدا ریشی سفید دارد و غالبا در دست او شاکو یعنی عصا یا چوبدستی مقدسی دیده می شود که طومار خرد جهان بدان آویخته است. می گویند جوروجین از نوشیدن ساکی لذت می برد و اشتیاق او به این کار در حد میانه روی و دوری جستن از مستی است.

فوکوروکوجی(فوکوروجین)،خدای طول عمرو خردمندی و به هیات انسانی دارای سردراز و تنه و پاهای کوتاه تر از سر ترسیم می شود. او را پیامبر و فیلسوف چینی میدانند و چنین می نماید که خدائی کاملا ژاپنی نیست.

بیشامون در شمارخدایان ثروت چینی و در ژاپن از خدایان نیکبختی است. بیشامون را همیشه به هیات انسانی زره پوش که یکدست نیزه و در دست دیگر او پاگودایی قرار دارد ترسیم می از جنگاوری و دینداری.

دایکوکو، خدای ثروت و پاسدار دهقانان و خدائی نیکخواه و شادمان است.در تصاویر این خدا غالبا دو عدل برنج بر دوش دارد و گاهی موشی را در این تصاویر می توان دید که عدل برنج ر سوراخ کرده و مشغول به خوردن است و خدای بخشنده را به اوی کاری نیست.

تبیسو، از خدایان نیکبختی، کارگری سخت کوش و نماد کارگران شرافتمند است. تبیسو را حامی ماهیگیران و بازرگانان می دانند و مشخصه او در تصاویر،حمل چوب ماهیگیری و یک ماهی تای (سیم)است.

بنتن تنها خدای نیکبختی زن و از خدابانوانی است که با دریا پیوند داردو بسیار از نیایشگاههای او در ساحل یا در جزایر برپا شده اند. ساز مورد علاقه این خدا بانو بیوا از سازهای زهی شبیه ماندولین، رفتارش ظریف و زنانه و مشخصه او در تصاویر همراه بودن با اژدها یا سوار شدن بر این موجود افسانه ئی است.(همان)

گاه در فاصله اینه چندان دور از محوطه معابد به مجسمه سنگی یا چوبی عجیبی می رسید که هزاران ریگ کوچک گرد پاهایش دیده می شود. این مجسمه پیکه جیزوjizo،خدای کودکان است. او را خدای لبخند ها و آستین های دراز می خوانند. فراونان دوستش می دارند و او را بسیار دانا می دانند. او همبازی همه خردسالان است.کودکان او را برادر بزرگتری می شمارند که در حفاظت آنان می کوشد.پیشبند کودکانه ای به دور گردن دارد.گاه شماره پیش بندهای او زیاد میشود،چون که هرگاه کودکی بیمار میشود، مادرش پیشبند او را به دور گردن جیزو گره می زند، به این امید که جیزو بر سر مهر آید و کودک بیماررا یاری کند.(وُآن،۱۳۵۱: ۸۸)

ایناری،خدای مزارع برنج:

در قدیم اساس و پایه اقتصاد ژاپن را برنج تشکیل می داد و به همین علت وضع اقتصادی سالانه کشور بستگی به محصول برنج سالانه و در آمد ناشی از آن داشت.به همین خاطر برنج کاران مراسم تائوه۲ برگزار می کردند که هنوز در برخی از مناطق ژاپن برگزار می شود. در این مراسم که همه ساله در روز چهاردهم ماه ژوئن در اوساکا برگزار می شود و بسیار مشهور است برنج کاران آرزو میکنند که رب النوع برنج محصول برنج را زیاد کند.برای برگزاری مراسم سکویی در شالیزار قرار می دهند و خانم ها با کیمونو روی آن می رقصند.از برگزاری ایم مراسم در ژاپن حدود هزار و هفتصد سال می گذرد.(پاسبان:۱۳۷۹، ۱۷۴)

دو عامل احتمالا بر نظر مردم نسبت به طبیعت اثر گذاشته است: یکی آن که برنج کاری در ژاپن که نسبتا سرزمین شمالی می باشد، از دیرباز متداول است، و دیگر این که آیین قدیمی طبیعت پرستی در میان ژاپنیان رسوخ کرده است و کمتر تحت تاثیر یکتاپرستی مسیحیان بوده اند. یکتاپرستی، ادیان بومی را نفی می کند، امّا دین بودا که در قرن های پنجم و ششم به ژاپن وارد شد، چنان موثر بود که فرقه ای از آن با یکی از مذاهب بومی و کوهستانی ژاپن آمیخته شده و فرقه مذهبی تازه ای را به نام شونگین دو۳ به وجود آورد.علاوه بر آن ، تا دوره تجدد ژاپن، در اواخر قرن نوزده، معبدهای بودایی و زیارتگاه های شینتو، تقریبا همه جا کنار هم بود.(تاکه شی،۱۳۷۴: ۴۶)

در این افسانه‏ها تمامی خدایان ازجمله خدای برنج، خدای مزارع و کشتزارها و روح برنج حضور دارند. در ژاپن خدایان زراعت، خدایانی هستند که در مزارع به صورت دائمی‏زندگی نمی‏کنند و تنها در زمان رشد برنج‏ به مزارع می‏روند. خدایان کوهستان نیز که در فصل بهار به شالیزارها می‏آیند به صورت خدایان مزارع درآمده و در پاییز پس از برداشت محصول‏ بار دیگر به خدایان کوهستان تبدیل و در زمستان به کوه‏ها می‏روند. در ژاپن خدای مزارع برنج، ایناری‏۵را به شکل مردی با ریش بلند نشان می‏دهند و گاه او را خدابانو و گاهی خدا می‏دانند که زمانی در شکل‏ روباهی ترسیم می‏گردد. (معصومی،۱۳۸۲: ۱۳۹)

ایناری(۱۷) در ژاپن، خدای مهمی به شمار می آید، چون که محافطت همه شالیزارها را برعهده دارد. این خدا معمولا شبیه روباه است، اما می تواند شکل چیزها و مردم دیگر را به خود بگیرد. برای مردم خوب یاور مهربانی است و نسبت به بدان خسیس و ناسازگاراست. گاه برای آن که به انسانی خسیس درسی عبرت آمیز دهد، خود را به عنکبوتی در می آورد. گاه به شکل گدایی ظاهر می شود تا ببیند شما به تهیدست کمک می کنید یا خیر، به پسران و دختران ژاپنی می آموزند که خاطره نیاکان خود رامحترم دارند. ژاپنیان چنین می پندارند که مردگان در اواخر تابستان مدت سه روز به زمین برمی گردند. از این رو برای برگزاری این مدت ، تدارک فراوان می بینند.(وُآن ،۱۳۵۱: ۹۳)

در کتاب اساطیر ژاپن آمده است: «خدای برنج‏ هر بهار از مأوای کوهستانی خود فرود می‏آید و هر خزان به کوهساران باز می‏گردد و این اعتقاد ممکن است با باورهای کهن شینتو که کوهساران‏ را جایگاه ارواح خدایان می‏داند پیوند داشته باشد. از کیش‏های کوهستانی در این کتاب سخنی نیست اما گفتنی است که بسیاری از کوه‏ها در اسطوره‏ها نماد آلت نرینگی است و این نماد نقش‏ خاصی در مراسم آیینی این آیین‏ها دارد، خدای جاده‏ها نیز با نیایش آلت نرینگی‏ پیوند دارد اما این رابطه در حد روش‏ قدیمی نگهداری برنج در ژاپن‏ روش«تف دادن»است که‏ با آیین‏های نشا کردن‏ برنج و اسطوره‏ی ایناری‏ – ساما که همان الهه‏ حاصل برنج است‏ ارتباط دارد. (معصومی: ۱۳۸۲،۱۳۹-۱۴۰)

از نظر برنج کاری ،ژاپن شمالی ترین کشور برنج کار در جهان است. اگر زمین حاصلخیز را بکارند، برنج زیاد برداشته می شود.شمار دام محدود است و علفزار نیز برای تربیت دام کم است. برنج که اصولا در نواحی جنوبی به عمل آمده، در کشوری شمالی مانند ژاپن در مقایسه با گیاهان بومی کم رشد و ضعیف بوده است. پس کشاورزان مجبور بودند هر روز صبح برای کندن علف های هرزه و پاشیدن کود برای حفظ شالی هایبرنج از خواب برخیزند.(تاکه شی،۱۳۷۴ : ۴۶)

شایان ذکر است که علاوه بر روباه، در اسطوره‏های زراعت برنج حضور حیواناتی را شاهدیم. در ژاپن‏، لک‏لک آورنده‏ برنج است(معصومی:۱۳۸۲ ،۱۳۷)

از حفاری ها، اطلاعات چندانی درباره باورهای دینی قبایل آغازین به دست نمی آید. از قرن سوم بود که شکل ابتدایی شینتوکم کم پدید آمد. چون شینتوبا کشت برنج مرتبط بود، در آغاز آیین خاص یا پرستشگاه نداشت، بلکه مستقیما از اسطوره هاو زندگی انسان ها در همزیستی با طبیعت پیدا شد.(دُله،۱۳۸۱: ۲۱)

راهبان شین توهم که در ایزدکده ها خدمت می کنند،کارشان بیش تر آیینی است تا دینی.آن ها به مثابه پیام آورانی برای انسان ها و کامی ها، آیین های تطهیر را با آب و نمک و برنج اجرا می کنند.(همان: ۲۲)

نتیجه گیری:

آن چه از این پژوهش نتیجه می شود، آن است که دین، همواره در سرزمین ژاپن، با قدمت دیرینه خود، نقش بسزایی درشکل گیری فولکلور و فرهنگ عامه مردم داشته است. به گونه ای که دین، یکی از مهم ترین عناصر مطالعات و پژوهش های فرهنگی را در بر می گیرد.

یکی از عواملی که در شکل گیری و تداوم هویت مردم ژاپن همانند سایر ادیان خاور دور، درخور توجّه است، یکی انگاری میان پدیده های گوناگون است. به گونه ای که در نگاه ایشان، ثنویت و دوبینی میان پدیده های« انسان و طبیعت»، «انسان وخدا» دیده نمی شود. از این روست که یکی از راهبان شینتواذعان می دارد: «خدایان نیستند، مگر انسان ها».

از طرفی یک عبارت معمول درباره ژاپن مطرح است که: ژاپنی ها،شین تویی به دنیا می آیند، مسیحی ازدواج میکنند و بودایی می میرند. این عبارت، بیانگر همزمان دو مقوله است: میزان گسترده مراسم و آیین های مذهبی مقدّس به همان وسعت وگستردگی روحیه پلورالیستی. بسیاری از محققان، با ذکر این عبارت، می کوشند تا خصیصه چند خدا انگاری در این سرزمین را نشان دهند.

همین روحیه، در کناریکی دیدن پدیده هاموجب می شود، مردم این دیار، با تسامح بیش تری، نسبت به باورهای اقوام و ملل دیگر برخورد کنند و اجازه ورود آیین جدید را به سرزمینشان بدهند و سپس با بینش خود به همسان سازی میان باورهای جدید و فرهنگ دیرینه خود بپردازند؛ چنان چه ذکرشد شین تو، در اصل کیش وارداتی بودیسم و تائوییسم بود که با درایت ژاپنیان، متناسب و همسان با بافت دینی جامعه و به شکلی منحصر به فرد، در بطن فرهنگ این سرزمین شکل گرفت.

در ژاپن معاصر همانند سایر سرزمین ها، خدایان محلی، کماکان مورد پرستش قرار می گیرند، به ویژه خدایانی که با طبیعت در ارتباط اند. باورهای عامه نسبت به انواع کامی، کارکرد بسزایی را درحفظ هویت مردمان این سرزمین در طول تاریخ ایفا کرده است. چنان چه حس وطن پرستی وتوجه به امور اجتماعی از گذر همین باورها همواره پدیده ای پویا بوده و موجب شده مردم در شکل بخشی به چهره جهانی سرزمینشان، همواره اثربخش باشند وهرگز جنبه منفعل به خود نگیرند.

«فرهنگ ژاپن»

فرهنگ ژاپن برای ما از ابتدا جذابیت خاصی داشت زیرا ژاپن تنها کشوری بود و هست که در شرق آسیا، از ابتدای قرن بیستم توانست خود را در رده کشورهای توسعه یافته قرار دهد و اخلاق و ادب و نظامی اجتماعی را با حوزه های مدرنی که صنعتی شدن و سپس انقلاب اطلاعاتی بر همه جهان تحمیل می کرد سازش دهد. البته ژاپن از دورانی که در اواخر قرن نوزدهم دروازه های بسته خود را به سوی بیرون گشود تا سال های دهه ۱۹۶۰ قرن بیستم که به عنوان یک قدرت یافته تثبیت شده در سراسر جهان مورد پذیرش قرار گرفت فرود و فراز های بی شماری را از سر گذراند. از جمله جنگ های متعددی در قرن بیستم را با کشورهای روسیه، چین، دو جنگ جهانی و غیره و تراژدی بزرگ بمباران اتمی دو شهر هیروشیما و ناکازاکی را.

با وجود این ژاپن توانست به اهمیت مردم خود، همه این مصیبت ها را پشت سر بگذارد و تمدنی واقعی و الگو وار را به جهان عرضه کند که امروز بسیاری از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه در آرزوی آن هستند.

هر چند باید توجه داشت که این امر نباید سبب آن شود که آسیب شناسی های جامعه ژاپن نادیده گرفته شود. از فرایندهای نظامی گرایانه و مرد سالارانه ای که ریشه های عمیقی در این کشور دارند تا گرایش به بیگانه هراسی و مشکلی که هنوز این فرهنگ برای همزیستی از نزدیک با فرهنگ های دیگر از جمله اقلیت های درون خودش (به ویژه کره ای ها) نشان می دهد. این آسیب شناسی از سوی دیگر و از رویکرد جامعه شناختی به موقعیت متناقض رابطه جامعه ژاپن با حوزه فناوری، یعنی رشد بی اندازه فناوری هایی چون اتوماسیون و ساخت دستگاه های انسان نما گرفته، تا گسست و فاصله گرفتن طبقات اجتماعی و ظهور پدیده های فرد گرایی و «موفق ها» در برابر «شکست خورده ها» ، بالا گرفتن رقابت های فردی و از میان رفتن یا تضعیف روحیه ای که به آن روحیه «بنگاه به مثابه خانواده» گفته می شد به سود روحیه ای که باید به آن عنوان «بنگاه سرمایه داری رقابتی» نامید، و در یک کلام شکاف و گسست و تنش میان ژاپن سنتی و ژاپن مدرن، گسترده هستند.

بخشی دیگری از این نگاه انسان شناختی و جامعه شناختی را می توان به مسئله و مشکل هویتی در ژاپن مربوط دانست، جوانان ژاپنی که همچون بسیاری دیگر از جوانان در سراسر جهان غیر مرکزی توسعه یافته، در میان سنتی که ریشه های خود را باید در آن بیابند و مدرنیته ای که باید در نمونه ای بومی و محلی ساخته شود ولی در عین حال باید آکنده از عناصر جهانی نیز باشد، سرگردانند و این سرگردانی را به صورت های مختلف در پدیده های زندگی روزمره از مد و لباس گرفته تا اشکال مختلف و عجیب و غریبی از گذران اوقات فراعت و رفتارهای نامتعارف نشان می دهند. و یا مسئله مردسالاری در این فرهنگ، که در تضادی آشکار با موقعیت جدید زنان در این کشور توسعه یافته قرار دارد و بیش از پیش ما را به سوی آن می کشد که دقت کنیم هیچ فرهنگی نه برای خود مردمانش و نه برای دیگران یک الگوی مطلق و پایدار به حساب نمی آید و نیاز به اندیشیدنی دائم بر خود و دیگران و اعتلا بخشیدن پیوسته به روابط خود با دیگران دارد.

با این نگاه، این ویژه نامه که برای نخستین بار ما را با فرهنگ ژاپن از دیدگاه هایی بسیار متفاوت آشنا می کند، نام «فرهنگ ژاپن» را در خود دارد، همچون زندگی ژاپنی، آکنده از سنت و وتاریخ است، تداومی که قابل پشت سر گذاشتن نیست. بنابراین دقت داشته باشیم که «معاصر» نامیدن این ویژه نامه، امری بسیار نسبی است. این ویژه نامه می تواند به ما یادآوری کند که چگونه فرهنگی که چنین از ما «دور» می نماید می تواند به ما بسیار نزدیک باشد. تاریخ روابط فرهنگی میان دو کشور و موقعیت و روابط بی شماری که اندیشمندان و مردم و این دو فرهنگ را با هم پیوند زده و همچنان تداوم دارد شاهدی بر این ادعاست.

هنر ژاپن نوشته جوان استنلی-بیکر- Joan Stanley Baker فارغ التحصیل کالج بنینگون‌ Bennington در ورمونت است.او در تاریخ هنر چین از دانشگاه آکسفورد دکترا گرفته و از ۴۶۹۱ جنبه‌های گوناگون هنر آسیایی را مطالعه کرده‌ و چهار سال در ژاپن به مطالعه‌ی هنرهای ژاپن پرداخته است. وی سرپرست افتتاحیه‌ی هنر آسیایی در گالری هنر Greater Victoria در B.C (بریتیش کلمبیا)کانادا بوده و تاریخ هنر چین و ژاپن در دانشگاه ملبورن و دانشگاه ملی تایوان و دانشگاه‌ ملی تسینگ هوا Tsing Hua آموزش داده است.وی بنیانگذار تاریخ هنر و نقد هنر در کالج ملی هنر تاینان‌ Tainan در تایوان‌ است.از آثار او درباره‌ی مطالعه‌ی دریافت و تغییر ژاپنی در نقاشی ادیبان چینی می‌توان به کتاب انتقال نقاشی آرمان‌گرایی‌ چینی به ژاپن.نکاتی در باب مرحله‌ی آغازین که در بررسی‌ دیگرگونی قلم‌گیری در سازگاری فرافرهنگی می‌باشد(۲۹۹۱) و دیگری با عنوان استاد کهن در نقاشی مجدد.ووجن‌ wu zhen (0821-4531)اشیا و افرودهای آغازین(۵۹۹۱) اشاره کرد.

ژاپن در سراسر حیات هنری خود نه تنها از اسلوبها و شیوه های هنر چین، بخصوص در زمینه معماری، تقلید مرحله به مرحله کرده، بلکه همچنین از مایه ها و مضامین فرهنگی چین وام گرفته، تا جایی که حتّی در هنر خود بندرت از تاریخ و اساطیر و کیش ژاپنی «شینتو»(۱) ذکر و یاد عمده ای به میان آورده است. کیش شینتو، که قدمتش به سده ششم ق م می رسد، مبتنی بر دو اصل جانگری و نیاپرستی بوده، و تا زمان حاضر نیز چون مذهب رسمی ژاپن [با اصل سوم حرمت امپراتور در مقام فرزند آسمان] برقرار مانده است. با این همه انکار نمی توان کرد که ژاپنیها از حدود آغاز میلاد به بعد با بهره گیری فراوان از منابع هنر چین و سپس کُره، و زمانی دیرتر [سده ششم میلادی] با برخورداری از مضامین و الهامات کیش بودا، که از راه کُره و همراه با عناصر و قالبهای هنری آن سرزمین وارد ژاپن شد، توانستند آثاری از هنر ملی خود چون نقاشیهای طوماری مکتب «یاماتوئه»(۲) [مکتب سنتی نقاشی ژاپن که در سده هشتم میلادی در شهری به همان نام رونق گرفت]، یا پیکره مفرغی «تودایی جی»(۳) به بلندی ۱۸ متر [سال ۷۴۹ ب م]، و یا باسمه های رنگی به وجود آورند؛ همان گونه که توانستند اسلوبهایی در سفالگری و لاک کاری و فلزکاری معمول دارند که منحصراً متعلق به خودشان بوده و در عالم هنر بیمانندند.

با اندک مدارک مبهم که درباره دوران پیش از تاریخ ژاپن – یعنی سرزمینی متشکل از تجمع نزدیک به هزار جزیره آتشفشانی – گرد آمده، چنین معلوم است که ژاپنیها شاخه ای از نژاد مغولی، و در گذشته های دور پیش از تاریخ از آسیای مرکزی به ژاپن کوچ کرده بودند. قدمت آثار سنگی مکشوف در ژاپن به حدود هزاره هفتم ق م می رسد، که حاکی از همان انگاره زندگی شکارگری و آذوقه گردآوری و صید ماهی در دوران پارینه سنگی است؛ و در واقع تا حال حاضر از آن زمان طولانی نشانه ای از کشاورزی و دامداری در میان آن قوم به دست نیامده است. این مرحله تمدنی که به نام «جومون»(۴) خوانده شده حدود شش هزار سال به حال خود باقی ماند، تا آنکه در سده چهارم ق م قدم به مرحله نوسنگی گذارد و از مزایای کشاورزی و دامداری برخوردار شد. اثر شایان توجهی که از اواخر دوره جومون – یعنی هزاره اول ق م – به دست آمده پیکره کوچک اندامی ساخته شده از گل پخته است.

از آغاز تحوّل نوسنگی و رواج کشاورزی در ژاپن – یعنی حدود ۳۰۰ ق م – سفالینه های تکرنگ و تزیین یافته با شیارهای قیطانی موازی، و یا به شکل سبد بافت بر جا مانده است. این مرحله نوین که از حدود ۳۰۰ ق م تا ۳۰۰ ب م دوام یافت تمدن «یایویی»(۵) نام گرفته است.

مفرغکاری در آغاز تاریخ مسیحی از چین به ژاپن رسید. نخستین نمونه های تصویرسازی ژاپنی به شکل کنده کاریهای خفیف خطی از صحنه های عادی زندگی بر سطح زنگهای بزرگ مفرغی نقش بست. از سده سوّم به بعد آهنگری مراحل مقدماتی خود را گذراند، و انواع بافندگی رونق و کمال یافت. از همان زمان قبرهای صندوقی شکل بالا نشسته از زمین متدرجاً جای قبرهای گودکنی شده دوره پیشین را گرفت، تا در سده های پنجم و ششم تبدیل به «مقبره های بزرگ» شود؛ و آنها اتاقهای بزرگی بودند که برای نگهداری ظرف خاکستر مرده [به تَبَع رسم جسدسوزی آن زمان] ساخته و با انواع اثاثه و اشیاء تدفینی وارد شده از چین و آسیای مرکزی – چون مفرغینه ها، زرینه ها، سلاحها و سفالینه ها – تزیین می شده اند.

در دوره «آسوکا»(۶) [نام پایتخت ناحیه یاماتو] یعنی سده های ششم و هفتم میلادی بود که ژاپن با پذیرش کیش بودا از طریق کُره، قالبها و عناصر هنری تازه ای از معماری پرستشگاهی یا چوب و آجر، و پیکره سازی بودایی با چوب و مفرغ، و نقاشی روی ابریشم و لاک، و ساختن صورتکهای نمایشخانه ای معمول در دو تمدن چین و کُره را جذب کرد، و از جانبی هم درودگران و سفالسازان [برای ساختن و بامپوش کردن پرستشگاههای پر تفصیل بودایی] و مفرغگران و پیکرتراشان و نقاشان کُره ای را به کار فرا خواند؛ و سرانجام ژاپن با مجموعه آن محصولات و مکتسبات هنر ملی خود را در سده هفتم میلادی بنیان گذارد.

ژاپنیها مانند چینیان پیوسته دلبسته و ستایشگر طبیعت بوده اند؛ لیکن برخورد ایشان با هنر بیشتر جنبه احساسی داشته است. آنچه در هنر چین والامنش، ژرف، و خویشتن دار – یا بگوییم ساده و بی تظاهر – می نماید، در هنر ژاپن خاصیتی صوری، سطحی، و پرزینت و جلا می یابد. هنرمند ژاپنی با نهایت چیره دستی و دقتی که در اجرای آثار خود به کار می برد غالباً در بیان عمق حالت و معنی ناتوان می ماند، و چه بسا که به سهولت در دام شگردهای تفننی و تزیینی می افتد؛ و یا با رنگهای شاد و روشن، و قلم موی نازک پرداز خود به همان وصف صحنه های عادی زندگی روزانه یا روایات عامیانه اکتفا می کند.

کشور ژاپن از زمان استقرار بشر ، یعنی در حدود هزاره دهم پیش از میلاد، تا به امروز در طول تاریخ، در معرض تهاجم ناگهانی ایده های جدید و بیگانه متعدد قرار گرفته است و در پی آن ، ادوار زیادی را به دور از ارتباط وسیع با سرزمین های دیگر، سپری کرده است. در این مقاله می توانید با کلیاتی در مورد دیدگاه های هنر ژاپنی آشنا شوید.

هنر ژاپنی

فرهنگ و هنر بومی و ملی ژاپن،ریشه در تاریخ این سرزمین کهنسال دارد.این کشور در طول تاریخ پرفراز و نشیب خود،هنر و فرهنگ پراهمیتی را بارور ساخته که یکی ازنشانه های مشخص هویت ملی مردم این سرزمین است،هنری که عمق و لطف درون را به شکوه و جلال ظاهری بیرون ترجیح می دهد.

به مرور زمان ژاپنی ها توانستند از فرهنگ بیگانه الگو پذیرند و آن را جذب کنند و حتی توانستند آن دسته از سازه های فرهنگ بیگانه را که مکمل خاستگاه های زیبا شناختی شان بود ، ژاپنی کنند.

نخستین هنر تکامل و تنه یافته ژاپنی در قرون هفتم و هشتم میلادی در ارتباط با بودایسم به وجود آمد . در قرن نهم زمانی که ژاپنی ها از هنر چینی روی برگرداندند و ساختارهای بومی بیان [ احساسات] را گسترش دادند ، هنر های غیر مذهبی بسیار پر اهمیت نمود. تا اواخر قرن پانزده هر دو گونه هنر- مذهبی و غیر مذهبی- به اوج خود رسید .

پس از جنگ اونین ( ۱۴۷۷-۱۴۶۷ ) ، ژاپن وارد دوره ای از اختلالات سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی شد که نزدیک به یک قرن به طول انجامید؛ در این وضعیت که حکومت در دست تو کو گاوا کلن بود ، نقش مذهب سازمان یافته و متمرکز در زندگی مردم کم رنگ تر شد وساختار های هنری ای که قابلیت رشد یافتن در این شرایط را داشتند، بیشتر جنبه غیر مذهبی داشتند.

در طول دوره موروماچی ( ۱۵۷۳-۱۳۳۸)، که دوره آشیکاگا نیز نامیده می شد ، تحولی شگرف در فرهنگ کشور ژاپن روی داد . خاندان نظامی آشیکاگا بر سرزمین شوگان ها ( فرماندهان موروثی ژاپن که همه کاره محل قلمرو خود بودند و تا سال ۱۸۶۷ حتی امپراطوری را هم تخت سلطه داشتند)تسلط یافت و ستاد فرماندهی خود را دوباره به ناحیه موروماچی کیوتو انتقال داد. با بازگشت دولت به پایتخت ، گرایش های رایج و مردم پسند دوره کاماکورا به پایان رسید و بیان فرهنگی، وجهه ای اشرافی تر و نخبه سالارانه به خود گرفت و ذن بوداییسم ، فرقه چه ان که از قدیم تصور می شد در قرن ششم میلادی در چین پایه گذاری شده است ، باری دیگر در ژاپن ترویج یافت.به خاطر رفت و آمد های صرفا تجاری و تصمیمات بازرگانی معابد ذن در چین , بسیاری از اشیا و آثار هنری این معابد به ژاپن منتقل شد و بی شک بر هنر مندان ژاپنی که برای معبد ذن و شوگان ها کار می کردند اثیر گذاشت. این واردات نه تنها محتوی و مضمون نقاشی را تغییر داد بلکه تعریفی نو از کابرد رنگ به دست داد؛ رنگ های روشن اماتوه جای خود را به تک رنگ های نقاشی چینی داد.

هنر های ژاپنی

ژاپنی ها مجسمه سازی را کمتر با بیان هنری خود همسو و موافق می بینند . بیشتر مجسمه های ژاپنی با مذهب مرتبط است و با کم رنگ شدن اهمیت بودا گرایی سنتی، استفاده ( کاربرد) از این هنر نیز کاهش می یابد.هنر سرامیک ژاپن که شامل نخستین دست ساخت های فرهنگ ژاپنی نیز هست ، در زمره برجسته ترین و عالی ترین سفاگری های جهان جای دارد. در معماری ژاپنی، ترجیح به کار گیری مواد طبیعی و بر هم کنش فضای داخلی و خارجی ( نما ) به وضوح قابل رویت است.

خاندان نظامی شیکاگا بر سرزمین شوگان ها ( فرماندهان موروثی ژاپن که همه کاره محل قلمرو خود بودند و تا سال ۱۸۶۷ حتی امپراطوری را هم تخت سلطه داشتند)تسلط یافت و ستاد فرماندهی خود را دوباره به ناحیه موروماچی کیوتو انتقال داد. با بازگشت دولت به پایتخت ، گرایش های رایج و مردم پسند دوره کاماکورا به پایان رسید و بیان فرهنگی، وجهه ای اشرافی تر و نخبه سالارانه به خود گرفت و ذن بوداییسم ، فرقه چه ان که از قدیم تصور می شد در قرن ششم میلادی در چین پایه گذاری شده است ، باری دیگر در ژاپن ترویج یافت

یکی دیگر از رویدادهای مهم این دوره مراسم چای خوری و محل برگزاری این مراسم بود . این مراسم به این منظور برگزار می شد که دوستان علاقمند به هنر و آثار هنری گرد هم آیند و به دور از دغدغه های زندگی روزمره یک فنجان ( کاسه) چای که به گونه ا ی با وقار و خوش سرو می شد ، بنوشند. معماری این عمارت که در آن مراسم چای خوری برگزار می شد، به سبک یک کلبه ساده روستایی بود که درساخت آن از مواد طبیعی همچون الوار توزه ای و بافت های حصیری به کثرت استفاده شده بود.

از نقاشی دوره موروماچی به عنوان نمونه می توان به تصویر گری عظیم و بدیع کایو ، موبد نقاش ( اوایل قرن پانزدهم) از لحظه نایل شدن راهب کنسو ی نامدار ( هیزن – تزو ، چین اشاره کرد. این گونه از نقاشی با حرکت سریع قلمو و با کمترین توجه به جزییات خلق شده بود. اثر صید گربه ماهی با کدو ( اوایل قرن ۱۵ ، تازو- این، میاشین- جی ، کیوتو) از جوستسو ، موبد نقاش ( سال ۱۴۰۰) ، نقطه عطفی در نقاشی دوره موروماچی پدید آورد.

در پیش زمینه مردی در کنار نهری تصویر شده است که کدویی ( قلیانی) در دست دارد و به گربه ماهی بزرگ لغزنده ای چشم دوخته است و قسمت میانی اثر در مه فرو رفته است وکوه ها در پس زمینه بسیار دور می نمایند. معمولا این طور تصور می شود که سبک نوین نقاشی، که به حدود سال ۱۴۱۳ باز می گردد، به نوعی حس پیش روی در عمق اثر که بیشتر در آثار چینی به چشم می خورد، اشاره دارد.

در هنر ژاپنی نقاشی شیوه برتر بیان هنری به حساب می آید و نقاشان چیره دست و تازه کار به طور یکسان به آن می پردازند. تا به امروز ژاپنی ها بیشتر از قلم مو تا قلم برای نوشتن استفاده می کردند و به این سبب آشنایی آنها با تکنیک های قلم مو سبب شده است که به ویژه نسبت به ارزش های نقاشانه حساس باشند .

ویژگی متمایز هنر ژاپنی قطبیت ( دوگانگی) منحصر به فردش است . به عنوان نمونه در سفالگری های ماقبل تاریخ نقش های برجسته با هنروری ناب و سازمان یافته ای همراه بود . نمونه دیگر این هنر عمارت های قرن شانزدهم است که کاملا دو نقطه متقابل یکدیگرند: معماری کاخ کاتسورا ساده و بی پیرایه است و در ساخت آن ازمواد طبیعی و خام و ساده استفاده شده و زیباییش به طور تصادفی به دست آمده است . در حالی که آرامگاه توشوگو دارای ساختاری کاملا متقارن است که با کنده کاری های نقش برجسته به رنگ روشن آراسته شده است . هنر ژاپنی، که نه تنها به خاطر سادگی اش بلکه به سبب نقش برجسته های متنوع اش نیز شهرت دارد، به گونه چشمگیری بر نقاشی غرب در قرن نوزدهم و معماری غرب در قرن بیستم تاثیر گذار بوده است.

در هنر ژاپنی نقاشی شیوه برتر بیان هنری به حساب می آید و نقاشان چیره دست و تازه کار به طور یکسان به آن می پردازند. تا به امروز ژاپنی ها بیشتر از قلم مو تا قلم برای نوشتن استفاده می کردند و به این سبب آشنایی آنها با تکنیک های قلم مو سبب شده است که به ویژه نسبت به ارزش های نقاشانه حساس باشند .

فرهنگ غنی و گونه گون و هنر ریشه دار و سنت های آن همواره مورد توجه فرهیختگان سراسرجهان بوده است.ژاپنی ها بی آنکه گذشته پر از اهمیت خود را نادیده انگارند یا فراموش کنند یا سنت های بومی و ملی خود را کناربگذارند،درطی سده اخیر به مدرنیسم رسیدند.هنرمندان این سرزمین،ازغرب تاثیر پذیرفتند اما توانستند بی آنکه هویت اصیل خود را ازدست بدهند،سیرتحول هنرمعاصر را بافرهنگ بومی و سنت های ملی آشتی دهند و در واقع مدرنیسم را خودی یا به تعبیری ژاپنیزه کنند و در عین حال هنر و هنرمندان غرب را تحت تاثیر خود قرار دهند،آنچنانکه در قرن بیستم،تاثیر هنر ژاپن را در کار بسیاری از هنرمندان غربی همچون براشیست ها می توان آشکارا ردیابی کرد.

عناصر تشکیل دهنده نر ژاپن از دل فرهنگ سنتی آن بیرون آمده است.در یک تعریف کلی،هنرمعاصرژاپن،بزرگنمایی شده اجزاء کوچک این هنر سنتی است که تمامی آنها در زندگی روزمره مردم این کشور قابل مشاهده است.در واقع اگر تکه ای از زندگی روزمره را بزرگنمایی،برجسته و استیلیزه کنیم به هنر جدیدی می رسیم.این چنین است که اگر هنر امروزی ژاپن و به ویژه هنر مفهومی آن را به دقت بنگریم،رشته ای نا مرئی بین هنر سنتی و نقش مایه های آن با زبان و بیان هنر معاصر را خواهیم شناخت.

معماری ژاپنی

کینکاکو-جی، کیوتو، ۱۳۹۷، دوره موروماچی

کتابخانهٔ دانشگاه هنر تاما، توکیو، ۲۰۰۷

معماری ژاپنی (به ژاپنی: (日本建築 (Nihon kenchiku) را به شکل عرفی با ساختمان‌های چوبی، با ارتفاع کم و سقف‌های سفالی یا کاهگلی می‌شناسند. در این ساختمان‌ها درهای کشویی (فوسوما) به جای دیوار به کار برده می‌شوند و به این ترتیب این امکان را به دست می‌دهند که پیکربندی فضاهای داخلی را، بسته به موقعیت، بتوان تغییر داد. آدم‌ها در شکل سنتی معماری ژاپنی معمولاً روی کوسن یا روی زمین می‌نشستند. صندلی‌ها و میزهای بلند تا قرن نوزدهم میلادی چندان مورد استفاده نبود. اگرچه از قرن نوزدهم به بعد ژاپن بسیاری از نشانه‌های معماری غربی، مدرن و پست مدرن را در طرح‌های سنتی ژاپنی ادغام کرده و امروز در تکنولوژی و طراحی معماری پیشرو است.

قدیمی‌ترین آثار معماری ژاپن، که به دوران پیشاتاریخ بازمی‌گردد، خانه‌های سادهٔ گودال شکل و انبارهایی بود، منطبق با شیوهٔ زندگی مردمی شکارچی-گردآورنده. بعدتر، تحت تأثیر معماری در سلسله هان چین که از طریق کره به ژاپن رسیده بود، انبارهای غلات و اتاق‌های مخصوص تشریفات دفن مردگان طراحی پیچیده‌تری یافتند.

با ورود بودیسم به ژاپن در قرن ششم میلادی ساخت معابدی در ابعاد بزرگ و با تکنیک‌های پیچیده در به کار بردن چوب رونق گرفت. تحت تأثیر دودمان تانگ و سوئیِ چین اولین پایتخت دائمی ژاپن در نارا بنا شد. خیابان‌های شطرنجی نارا بر اساس الگوی پایتخت باستانی چین (شانگ-آن) طراحی شده‌است. به تدریج ابعاد ساختمان‌ها افزایش یافت و به تبع آن واحدهای استاندارد اندازه‌گیری پیدا شد و اصلاحاتی در طرح‌بندی کلی ساختمان‌ها و طراحی باغ‌ها به وجود آمد. با رواج مراسم چای سادگی و طراحی بی‌پیرایه، در تقابل با معماری افراطی اشرافی، اهمیت بیشتری یافت.

طی دوران اصلاحات میجی در ۱۸۶۸، دو رخداد مهم تاریخ معماری ژاپن را دگرگون کرد. اولین رخداد جداسازی قانونی کامی و بودا از یکدیگر در سال ۱۸۶۸ بود که به طور رسمی بودیسم و شینتو را از هم و معابد بودایی را از معابد شینتو مجزا کرد. شکستن ارتباط این دو که بیش از هزار سال با هم پیوند داشتند، مستقیم و غیر مستقیم آسیب‌های فراوانی به معماری ژاپن وارد کرد.

دومین رخداد این بود که ژاپن برای رقابت با سایر کشورهای توسعه‌یافته، به غرب‌گرایی افراطی رو آورد. در نتیجهٔ این رخداد معماران خارجی و سبک‌های خارجی به ژاپن وارد شدند، اما به تدریج ژاپن معماران وطنی را تعلیم داد و سبک ویژهٔ خود را به وجود آورد. معمارانی که از تحصیل در کنار معماران غربی بازمی‌گشتند سبک بین‌المللی مدرنیسم را به ژاپن وارد کردند. با این حال، تنها پس از پایان جنگ جهانی دوم بود که معماران ژاپنی توانستند در صحنهٔ معماری بین‌المللی تأثیرگذار باشند، ابتدا با آثار معمارانی چون کنزو تانگه و بعدتر با جنبش‌های تئوریکی مانند متابولیسم.

معماری ژاپن پیوند ژرف و منطقی با طبیعت برقرار نموده به گونه ای که تمام مواد و مصالح ساختمانهای سنتی ریشه گیاهی دارند. الوار درختان مخروطی چون صدر و کاج و سرو و صنوبر برای ساخت سازه بنا و از چوب درختان ریز برگ مانند بلوط و شاه بلوط برای آرایه خانه های سنتی استفاده می شده .

کاغذ ساخته شده از چوب درخت توت برای پوشش درهای کشویی (شوجی) مورد استفاده قرار می گرفت .چوب درخت خیزران (بامبو) در ترکیبی از خاک رس و ماسه و کاه برای ساخت دیوار کاربرد داشت.

– کف پوش ژاپنی به نام (تاتامی) به ابعاد ۹۰×۱۸۰ سانتی متر از پوشال برنج کوبیده شده با نی بافته می شد و مدولی برای ابعاد اتاقها در معماری ژاپنی بود.

از سنگ در شالوده ستونها ی چوبی و از گل رس برای روکش دیوار و از کاشی برای پوشش بام استفاده می گردید

– معماری ژاپن مانند هنر نقاشی و پیکر تراشی با تاثیر از هنر چین به ویژه سبک دوره ی تانگ پدید آمده .

با ورود آیین بودا (۵۵۲م) که دوران تغییر و تحول اندیشه و برخورد ژاپن با فرهنگ چین و کره است؛ بسیاری از سنتهای کهن ژاپن از هم گسست و هنرهای این کشور با هنر چینی در آمیخت

– معبد هوریوجی در نزدیکی نارا (ژاپن) نمونه بارز معماری معبد بودایی است .

– معبد ایسه شاخص ترین معبد باستانی شینتو در ژاپن است. این معبد در زمینی به مساحت ۵۰×۱۱۵ متر مربع بنا شده است و بنای اصلی معبد به نام شودن روی تختگاهی با ستونهای چوبی بنا شده و بام کاه گلی دارد. ستونهای سهندوار زرین فام و بدنه ها از چوب درخت سرو است. برج پنج طبقه ای به نام پاگودا در برگیرنده فضای ویژه ی استقرار تندیس خدایان به نام کندو و ساختمان دیگری برای برگزاری مراسم مذهبی با نام (کدو ) میباشد.

هاشیرا گونه ای از زیارتگاه ژاپنی میباشد .از جمله اشیایی که در ان نگه داری میشوند ستونهایی است انسان ساخت که نماد حاصلخیزی می باشند. بخش های اصلی این زیارتگاه عبارتند از :

۱-محراب ۲-سالن نیایش ۳-دالان مرتبط دو فضای یاد شده

خانه های ژاپنی

خانه های سنتی ژاپنی بطور کلی فاقد پارتیشن بندی و تفکیک فضا بوده اند. و تنها در قرن اخیر بعد از آنکه ژاپنی ها به این فکر افتادند که محل خوردن خوابیدن و غذا پختن را از هم جدا کنند از صفحات جدا کننده استفاده کردند. این اسکرین ها معمولا قابل جمع شدن بوده و حداقلی از حریم خصوصی را تامین می کنند. در حومه های شهری و روستاها هنوز از جدا کننده های از جنس کاغذ استفاده می کنند که قابلیت عبور نور را داشته باشد(که شوجی مینامند). این جدا کننده ها براحتی جمع شده و می توان فضاها را در مواقع لازم ترکیب کرد. معماری سنتی ژاپن کلاً برونگراست و فضای اندرونی و بیرونی را همسان می بیند و نه بصورت مجزا. یک فضای انتقال این دو را باهم متصل می کند که همان محل نشستن و تماشای باغچه یا چشم اندازهای پیرامونی است. در واقع توجیه در و بنجره ها و ورودی ها به گونه ای است که بیشترین تسلط دید بر فضای بیرونی برای ناظر در موقعیت نشسته در داخل خانه فراهم شود. کف خانه های ژاپنی ها با حصیرمانندهایی پوشانده می شود که تاتامی نامیده می شود و جالب آنکه تاتامی در تابستان گرم و در زمستان سرد می شود. تاتامی واحد متراژ خانه است و هنگام مراجعه به بنگاه املاک باید تعداد تاتامی مورد نیاز ذکر شود . معمولا ۶ تاتامی برای یک زوج و ۴ تاتامی برای یک مجرد کفایت می کند. خانه های ژاپنی ها در دل باغ قرار می گیرند و باغ ژاپنی تبلوری از زیبایی شناسی طبیعت گرایانه آنهاست. ترکیب باغ و خانه نشان از همزیستی مسالمت آمیز محیط زیست طبیعی با محیط مصنوع دارد که کنار هم در یک نقطه ی زمانی به خدمت بشر درآمده اند. و برخلاف آنچه در توسعه مدرن اتفاق افتاده ساختمان دشمن طبیعت نیست. اصل حفظ بخش‌های ارزشمند فرهنگ گذشته یکی از راهکارهای اصلی توسعه فرهنگی در کشور ژاپن است؛ در این بین مسأله مسکن و معماری مربوط به آن دارای اهمیتی ویژه در زندگی یک ژاپنی است. انسان بدون معماری نمی تواند در این کره خاکی به راحتی زندگی کند. محیط زیست طبیعی و محیط زیست مصنوعی (ساختمان) هر دو محیط زیست هستند و هر دو لازم برای زندگی بشری. ولی وقتی به رابطه میان این دو محیط زیست توجه کنیم متوجه می شویم که معمولا معماری در نقطه مقابل حفاظت محیط زیست طبیعی قرار دارد. هدف از معماری ساختن محیط زیستی بهتر برای انسان و جامعه بشری است. ولی برای رسیدن به این هدف انسان چاره ای جز تخریب طبیعت نداشته، ندارد و شاید نخواهد داشت! این تخریب تا بدانجاست که امروزه صنعت ساختمان سازی یکی از مخرب ترین صنایع جامعه بشری است

بی شک طبیعت گرم و مرطوب ژاپن به معمار آموخته است که جهت بهره مندی از وزش نسیم باید سقف را تاحد امکان پایین آورد تا سایه سقف روی کف باشد.گفتنی است فرهنگ نشستن روی زمین یا به حالت نیمه نشسته وارد اتق شدن خود لزوم ارتفاع بیشتر را منع می کند،چرا که در دید کاربری روی زمین ارتفاع به اندازه ۵۰ سانتیمتر نسبت به افق دید فدی نشسته بر روی صندلی کاهش می یابد.

از طرف دیگر بازشوهای عظیم از جنس کاغذ نازک – shuji – که دیوار های لغزان بنا هستند، همزمان که وزش باد رامیسر می‌کنند، شفافیت ( transparency ) و ارتباط دورن و برون را به غایت می‌رسانند.

اینجا طبیعت بیرونی نیست که دیوار، خط جدا کننده حریم درون خانه باشد از آن، که طبیعت جزئی از درون است. اکنون درک این عبارت ساده‌تر می‌شود : «وارد بیرون می‌شویم…» اگر خطوط افقی و لبه های بیرون زده بام که دست در آغوش درختان زده اند همان لغزندگی افقی المان در کارهای ارگانیک رایت باشد عامل اصلی پیش آمدگی بامها در اینجا ایجاد سایه است بر روی دیوار بنا.

معماری ژاپن معماری کف و سقف است در مقابل معماری غرب که مهمترین المان آن دیوار است با نهایت درخشندگی نما. اینجا نمای خانه، در هیچ شکلی اسیر نمی‌شود، بنا چون رشد یک بافت زنده به هر سمتی که اتفاق افتد رشد می‌کند : فرم بنا تصادفی است، خطوط دور بنا در طبیعت محو شده اند و هیچ تاکیدی بر جلوه نما ندارند، درست نقطه مقابل نماهای درخشان معابد یونانی که تیغ آفتاب حد هر سایه – روشنی را به وضوح نشان می‌دهد( CLARTE ).

معماری ژاپن، معماری چوب است، معماری انعطاف پذیر و ناپایدار، حال آنکه معماری غرب معماری سنگ است، معماری پایدار و ابدی، یک بار که معمار می‌آفریند هیچ انسان دیگری حق ندارد چهره شهرسازی پاریس را دگرگون کند. حال آنکه در این سو، بنا همچون پوست تن یک مار هر گاه به صاحبش تنگ آ ید، تغییر می‌کند.

در غرب مهم چهره است، جلوه، رخ، خطوط پررنگ نما، این یانگ yang است، خطوط پر ارزشی که هر گاه انرژی خود رااز دست می‌دهند به یین yin بدل می‌شوند.ایندو اجزای جوهره هر شی یعنی Qi را تشکیل می‌دهند.خطوط محو سازه ژاپنی در سایه عمیق سقف، خطوط یین yin است، یانگ که جوهره اصلی معماری غرب است، روشنی است، تفکر عقلانی، سختی، علم در مقابل جوهره معماری ژاپنی یین که سایه است، ادراک درونی، لطافت و ایمان.

– چایونو مراسم آیین ذن برای چایخوران است که در باغ خانه ها فضایی به همین منظور اختصاص میافت. اتاق چای بسیار کوچک و ساده طراحی میشود و نوعی معماری ارگانیک دارد .معمولاً یک راه سنگفرش از میان باغ سرسبز به دری می رسد که در آنجا میهمانان پس از شستن دستها در یک چشمه طبیعی از درگاه کوتاهی وارد اتاق چهارگوش میشدند. در آنجا میزبان و گروه چهار نفره میهمانان در فضایی آکنده از سادگی بی پیرایه در کنار یکدیگر برای صرف چایی می نشینند.

در تزیین این اتاق سعی بر احترام به طبیعت شده و مصالح به کار برده شده (چوب) به شکل طبیعی با گره های موجود در بدنه درخت آشکار است.

کاخ ژاپنی

کاخها در ژاپن به این صورت ساخته میشدند که دارای یک بنای اصلی و چند ساختمان فرعی در یک فضای محصورند و راهروهایی سرپوشیده این ساختمانها را که برای واحدهای متفاوت خانواده گسترده شده اند ، به یکدیگر می پیوندند. اتاقها چند منظوره و دیوارهای داخلی و خارجی آنها قابل جابجایی اند تا به راحتی با محیط طبیعی پیرامون یکی شوند .همیشه ارتفاع بنا کم و نوع مصالح به کار رفته سبک انتخاب میشود تا تز زلزله در امان بماند.از نمونه های ابن کاخها میتوان از کاخ ناگویا نام برد.

منابع

– مرزبان، پرویز؛ (۱۳۸۶)خلاصه تاریخ هنر، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ هجدهم

مقالات

– ژاپن بارت و ژاپنی هادر سونامی ۲۰۱۱: زهره روحی / ۱۹۵

– کوروساوایی که نمی شناسیم: حبیب باوی ساجد / ۱۹۷

– نظریه طراحی در تفکیک مجدد اراضی؛ برگرفته از تجربه‌ی تفکیک مجدد زمین در ژاپن: نرگس آذری / ۲۰۰

– تجارب سالمندی: اسطوره یائسگی در ژاپن و آمریکای شمالی: ترکان عینی زاده / ۲۰۱

– «گل داوودی و شمشیر : الگوی فرهنگ ژاپنی؛ کتاب زمان جنگ» / افشین اشکور کیایی / ۲۰۲

– نگاهی گذرا به چند کتاب: ترکان عینی زاده / ۲۰۴

– کتابشناسی فرهنگ ژاپن: ترکان عینی زاده / ۲۰۷

– نقش فرهنگ در معماری مسکونی ژاپن: خسرو موحد / ۱۵۹

– خانه ژاپنی؛ فضای متوازن و کهن الگوی فضای قطبی: نولد اگنتر ترجمه رویا آسیایی / ۱۶۳

– بررسی استتتیکی کرسی و تجهیزات جانبی آن در کنار ویژگی های زیبایی شناختی و مقایسه با کوتاتسو در برخی از عادات مردم ژاپن: نصیبه سلطانی زاده و گلنار زمانی / ۱۶۹

– تئاتر سنتی ژاپن: لاله تقیان / ۱۲۹

– بیان مبهم صورتک های زنان در تئاتر نو ژاپن: سولماز حشمتی / ۱۳۶

– شکل، شیوه، ژاپن: مژگان جهان آرا / ۱۳۹

– انسجام و تجزیه بدن: نقاشی ژاپنی در طول ۱۵ سال جنگ: برت وینتر- تاماکی ترجمه مریم سمسار / ۱۴۲

– مانگا و تاثیرات اجتماعی آن: سعید بهجت / ۱۴۹

– مساله وجود در انیمیشن های ژاپنی: سوزان جی. نپیر ترجمه زهرا سادات ابطحی / ۱۵۲

طبیعت

– طبیعت در دین و هنر ژاپنی با اشاره ای به مفهوم غربی آن: ع. پاشایی/ ۳۷

تاریخ

– دو سفرنامه ژاپنی در عصر ناصری، یوشیدا و فوروکاوا: مریم صادقی / ۴۹

– قرن بیستم، وداع فرهنگ ژاپنی با مرد سامورایی: زینب علیزاده / ۵۳

– دوره اِدو و تاثیر آن بر فرهنگ معاصر ژاپن / ۵۷

جامعه

– سیر تاریخی شکل گیری مبحث خاص بودن مردمان ژاپن: علیرضا رضائی / ۶۵

– فرهنگ آموزش و یادگیری در ژاپن: محمد رضا سرکار آرانی / ۶۹

– گسترش خانواده درمانی و تجربه ی پدری در بستر جامعه ژاپن: تاکشی تامورا ترجمه محیا پاک آئین / ۷۳

– ژاپن در نگاه عرب، نگاهی به آثار نویسندگان و پژوهشگران عرب درباره ژاپن: د. مسعود ضاهر ترجمه هدی بصیری / ۷۹

– مصاحبه با دالایی لاما با موضوع خودکشی در ژاپن: ترجمه قدرت الله ذاکری / ۸۵

ادبیات

– حکایت گنجی مونوگاتاری: سودابه فضائلی / ۹۱

– چگونه به آثار ادبی بنگریم: ناهوکو تاواراتانی/ ۹۵

– مرگ به خاطر نفرت از داستان نویسی؛ نگاهی به زندگی و آثار دازایی اوساموور: قدرت الله ذاکری /

موسوی‌نیا، زهره . مقاله نقاشی‌های چاپی ژاپن در قرن هفدهم و هجدهم،

*ریو،جان. هنر ژاپن نگاهی به جزئیات، بابک محقق، فرهنگستان هنر(پژوهشکده هنر)، تهران، ۱۳۸۸٫

*بدوآنو، بریجیت. ذن و چیدمان خانه، هومن بابک، نشر مثلث، تهران.

*استنلی بیکر،جوان. هنر ژاپن، نسترن پاشایی، فرهنگستان هنر،تهران، ۱۳۸۴

*دی‍ل‍ی، ن‍ل‍ی‌. ژاپ‍ن‌ روح‌ گ‍ری‍زان، ع‌. پ‍اش‍ای‍ی‌، ن‍س‍ت‍رن‌ پ‍اش‍ای‍ی، روزن‍ه‌، ف‍ره‍ن‍گ‍س‍ت‍ان‌ ه‍ن‍ر، ت‍ه‍ران‌ ، ۱۳۸۲. ‌‌ ‏

ارهارت(۱۳۸۴)،اچ،بایرون،دین ژاپن:یکپارچگی و چند گانگی ،ترجمه ملیحه معلم،تهران،انتشارات سمت

آنه ساکی(۱۳۷۹)،ماساهارو،»دین شین تو»،ترجمه ی ع.پاشایی،هفت آسمان،سال دوم،شماره ۵،بهار

پاسبان (۱۳۷۹)محمد،یاماگوچی ماسایو،جشن هاو آیین های ژاپنی،تهران،نشر میترا

پاشایی(۱۳۷۹)،ع،عبدالرحیم سلیمانی،»دانشنامه دین»،فصلنامه هفت آسمان،شماره ۶

پاشایی،(۱۳۸۳)،ع،»هنرژاپنی»،مجله هنرهای تجسمی،بهمن،شماره ۲۱

پاشایی،(۱۳۸۴)،ع،»طبیعت در هنر ژاپنی با اشاره به مفهوم غربی آن»،مرداد و شهریور،شماره ۸۳و۸۴گ

پیگوت(۱۳۷۳)،ژولیت،اساطیر ژاپن،ترجمه ی باجلان فرخی،تهران،انتشارات اساطیر

تاکه شی(۱۳۷۴)،»نگاهی به تاریخ و جامعه و فرهنگ ژاپن،کلک،ماه مرداد،شماره ۶۵

دورانت(۱۳۶۵)،ویل،تاریخ تمدّن ،ترجمه ی احمد آرام،ع.پاشایی و دیگران،تهران،سازمان انتشارات انقلاب اسلامی

دُله(۱۳۸۱)،نَلی،ژاپن،روح گریزان،ترجمه ع.پاشایی،نسترن پاشایی،تهران،نشر روزنه

ریو(۱۳۸۸)،جان،هنر ژاپن،ترجمه ی بابک محقق،تهران ،ترجمه و نشر آثار هنری متن

شمس(۱۳۸۱)،محمد جواد،»نگاهی به تاریخچه ،باورها و آیین های شین تویی»،دانشکده علوم انسانی دانشگاه سمنان،تابستان و پاییز ،شماره ۲

شونزو(۱۳۸۰)،ساکاماکی،»شین تو:قوم مداری ژاپنی»،جان ژاپنی:بنیادهای فلسفه و فرهنگ ژاپنی،ویراسته چارلز ای.مور،دترجمه ع.پاشایی،تهران،موسسه نگاه معاصر

قرائی(۱۳۸۲)،فیاض،»انسان آرمانی در مکاتب خاوردور»،دانشکده الهیات و معارف مشهد،بهار،شماره ۵۹

طلامینایی(۱۳۸۳)،اصغر،شناخت،زیبایی شناسی و آگاهی کیهانی،مترجم رضا افتخاری،تهران،رسا

مرزبان(۱۳۶۷)،پرویز، خلاصه تاریخ هنر،تهران،سازمان انتشارات وآموزش انقلاب اسلامی،چاپ دوم

معصومی(۱۳۸۲)،زهرا،»آیین های شالیزاز»،کتاب ماه هنر،فروردین و اردیبهشت

مقدّس(۱۳۸۰)،احسان،کوجیکی کتاب مقدّس ژاپن،انتشارات نیروانا

گواهی(۱۳۸۷)،عبدالرحیم،شینتوییسم،تهران،نشر علم

وُآن (۱۳۴۲)،ژوزفین،سرزمین ومردم ژاپن ،ترجمه ی محمود کیانوش،تهران،بنگاه ترجمه و نشر کتاب

هینلز(۱۳۸۶)،جان آر،فرهنگ ادیان جهان،ترجمه گروه مترجمان،ویراستار ع.پاشایی،قم،انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب

یوسا(۱۳۸۴)،میچیکو،دین های ژاپنی،ترجمه حسن افشار،تهران،نشر مرکز،چاپ دوم

Aston(1981),W,G,»Shinto»,EncyclopaediaofReligion&Ethics,byJamesHastings,Edinberg,Newyork

Bownas(1971),G.»Shinto»intheConsiceEncyclopaediaoflivingfaiths,ed.R.C.zaehrer,Londom

Ellwood(2008),Robert,JapaneseReligion,ed.Routledge,London

Kisala(2010),Robertj,»Japenesereligions»,God&Nature,byDavidC.Lindberg&RonaldL.Numbers.UniversityofCaliforniaPress,PrintedinUnitedStatesofAmerica

Kenji(1995) Ueda,»Kami»,EncyclopaediaofReligion,byMirceaEliade,Vol 8,printedinU.S.A