مجسمه سازی و معماری

تاملی در رابطه با معماری و مجسمه سازی

از آنجا که ما در تصویرگران پویا اندیش دو رشته طراحی داخلی و مجسمه سازی را به صورت تخصصی تدریس مینماییم ؛
با توجه به ارتباط نزدیکی که این دورشته دارند و بسیاری از هنرجویان دکوراسیون داخلی علاقه مند هستند طرح هایشان را خود بسازند لازم دانستیم تا این دو رشته را در کنار هم بررسی کنیم .

شاید ارائه تعاریفی مجزا و روشن از دو هنر معماری و مجسمه سازی کار ساده ای نباشد،
همچنین ارائه تعریفی از ارتباط و نسبت این دو با هم نیز به همان اندازه دشوار است.
شناخت کلیتی از روابط، شباهتها و تفاوت های میان این دو موضوعی است که در این گفتار سعی شده است بدان پرداخته شود.
بظاهر ساخت مجسمه قدمتی بیش از معماری دارد.
یک دلیل آن را می توان سهولت ساخت مجسمه نسبت به معماری دانست ؛
اما احتمالا دلیل عمده آن سادگی بیش از حد درک انسان های اولیه از مفهوم فضا بوده که آنان را از دریافت و در نهایت خلق معماری باز می داشته است.
پس عجیب نیست که اجداد انسان در غار زندگی کنند، اما برای مراسم و آیینهای خود، مجسمه هایی ابتدایی بسازند.
این مجسمه ها، فاقد کارکردی فیزیکی هستند و تنها برای انجام بعضی مناسک ساخته شده اند.

رابطه معماری و مجسمه سازی

باور انسان اولیه به زندگی ابدی ، او را به ساخت قبر برای مردگانش واداشت.
وی از توانایی های خود در ساخت مجسمه ای به عنوان قبر استفاده کرد.
ابتدایی ترین این مجسمه ها، گورپشته هایی است که بر مزار رفتگان می ساختند.
اما با یک جانشین شدن انسان و روی آوردن وی به کشاورزی ، جامعه ای طبقاتی شکل می گیرد ،
که دیگر نیازها، سلایق و سنن آن از حد ساختن قبوری ساده برای اموات فراتر می رود.
این جوامع طبقاتی به معابد، کاخها و آرامگاه ها و… نیاز دارند .

انسان در این زمان به درکی از معماری نیز دست یافته و برای مثال به ساخت سرپناه برای خود می پردازد.
او دیگر در غار زندگی نمی کند، بلکه روابط پیچیده تر در جامعه نیاز به عملکردهای متنوع را پیش آورده که منجر به ساخت نخستین فضاهای معماری می شود.
خانه ها، بازارها و دیگر عملکردهای اجتماعی چنین کالبدهایی را دیکته می کند.

رابطه معماری و مجسمه سازی

معماری و مجسمه سازی

ارزش معمارانه بناهای قدیمی

ما در عمل شاهد هستیم که بسیاری از این آثار معماری واجد حجمی معظم و برونگرا هستند.
گویی که اصلا برای استفاده از فضای درونی شان ساخته نشدند، بلکه نمود کلی آنها مقصود بوده است.
شاید بتوان برای مثال به اهرام مصر یا زیگورات های تمدن ایلام اشاره کرد.
در این نمونه ها که به وضوح سمبلی از جامعه طبقاتی خود هستند،
شاهد حجمی بزرگ ، سنگین و ستبر هستیم که حتی بی شباهت به کوه نیست.
سلسله مراتب حاکم بر جامعه نیز به نوعی با ارتفاعات مختلف این احجام چفت شده اند؛

بنابراین ساخت این بناها تنها واجد ارزش معمارانه نیست ،
چون فضایی از پیش آنها ساخته نشده ، بلکه هیات و حجم بیرونی شاخصه آنهاست.
پس شاید بتوان آنها را مجسمه خواند تا معماری.
یعنی هنوز درک انسان ها از مفهوم فضا تا حدی پیش نرفته که بتوانند تنها به خلق آن بپردازند بدون آن که به وساطت مجسمه نیازی داشته باشند.
ساخت مجسمه ابوالهول مصر کنار اهرام ، گویای نزدیکی فاصله میان معماری و مجسمه سازی در آن عصر بوده ،
به طوری که مرزبندی مشخص میان این دو هنر موجود نبوده است.

سابقه معماری و مجسمه سازی

زیباسازی ساختمان های عمومی با استفاده از مجسمه در دنیای باستان به وفور
دیده می شد اما در یونان اینکار فقط در بعضی ساختمان ها و مکان های عمومی صورت می گرفت.
این سبک ارزش خاصی داشت و مکان استفاده از مجسمه بر اساس دستورات اصلی معماران آن زمان مشخص می شد.
در سبک دوریک سنتوری هایی در پایه هر معبد وجود داشت.
نقش و نگارهایی روی دیوارها در خارج از معبد ترسیم می شد و مجسمه های بزرگی بالا و کنار هر سنتوری قرار می گرفت.
در سبک ایونیک مجسمه های سنتوری کم بود اما حاشیه های زیتنی دور تا دور معبد نگاشته می شد.
در ساختمان های کوچکتر مانند خزانه داری های باستانی در المپیا و دلپی،
مجسمه های زیادی وجود داشت اما کاملا تحت تاثیر سبک های معماری بود.

از قرن چهارم در محراب های بزرگتر و بناهای تاریخی افراد سرشناس از مجسمه های مختلف استفاده می شد.
معمولا تمام این دکوراسیون بالای ساختمان ها بود و در مسجمه های سبک ایونیک و شاید ساختمان های دوریک ملموس تر بود.
گاهی تصویر یک انسان به عنوان یک ستون ظاهر می شد.
در داستان ها آمده که مجسمه ها در واقع خدای معبد بودند و به نوعی تجلی خدای
مورد پرستش آنها تلقی می شدند یا اینکه افسانه ای را نشان می دادند که مربوط به ایین مذهبی شان یا شهرشان بوده است.
پس از این دوران توجهات به ترکیب های خاص و موضوع شان جلب شد.
سبک مجسمه ها به سبک های ایستاده تغییر کرد و البته شواهد موجود برای تشخیص آثار اصلی از تقلبی کفایت می کند.

معماری و مجسمه سازی در دوران کهن

بعضی ساختمان های قرن هفتم جزیره کرت با حاشیه های سبک شرقی تزئیین شده اند.
بسیاری از ساختمان های قرن ششم سنتوری هایشان را با تصاویری از جنگ حیوانات
پر کرده اند و معمولا در وسط یک تصویر یک عجوزه وجود دارد.
عباراتی از قدرت هم نگاشته شده که روایت گر داستان های کوچک هستند.
در معبد آرتمیس در کورفو و ساختمان های آکروپولیس آتن هم می توان این سنتوری ها
را دید که از مرمر ساخته شده و جنگ حیوانات و جنگ خدایان و غول ها را نشان میدهند و در آنها یک پیام آتنی نیز نگاشته شده است.
در آسوس نزدیک تروی، سبک معبد دوریک متداول تر از آثار شرق یونان است و هنوز حاشیه نگاری ها نقل کننده افسانه هاست.
معبدهای بعدی عهد دقیانوس مانند آپولو در ارتریا موضوعی دارد که به نظر می رسد
بیشتر به جنگ های آتن با آمازون و تزوس برمی گردد (نشانگر نزدیکی سیاسی و جغرافیایی است).
در آیگینا شبیه سازی خدایگان آفایا به آتنا صحنه هایی از شهر آتن را نشان میدهد که
در آن آتنی ها بیشتر هستند اما با چند قهرمان ایجانیا در ارتباط است.

خزانه داری های دلفی، یکی دوریک برای سایکون، یکی ایونیک برای سافنوس روایت گر
انواع افسانه ها هستند که در آن ها تنها سنتوری های متفاوت سایفنیان ارتباط شان با دلفیک مشص است.
سایفنیان مجسمه هایی از زنان را در ستون های پیشین خود نمایش می دهد.
مستعمره های یونان در غرب ساختمان های دوریک با موضوعات افسانه ای در
مجموعه های دیواری دارند، مانند سلینوس در سیسیلی و پرستشگاه ها در دهانه رودخانه سیل نزدیک پاستوم.
اولین معبد زئوس در المپیا سنتوری با موضوع زئوس به عنوان نگهبان متهم توهین به خدایگان و آپولو نگهدارنده قانون است.
هراکلس که در تاسیس پرستشگاه نقش داشته اقداماتش در تزئیات دیواری روی درهای
ایوان نشان داده شده و عجیب است که ستون های خارجی معبد را به خود اختصاص نداده است.
ساختمان های دوریک در برنامه ساخت و ساز آتن از میانه قرن پنجم تا پایان آن صحنه های مربوط به تاریخ آتن را در قالب داستان نشان می دهند.
تزئیات دیواری هفستوسی اسطوره های تزوس و هرکول را نشان می دهند و همچنین
بر روی دیوارهای داخلی ایوان می تواند حاشیه نگاری ها را دید که به نظر می رسد افسانه های آتن و سنتار (اسب نیمه انسان) را ترسیم می کنند.
محل حاشیه نگاری ها در ایوان سبک جدیدی در دوره سانیوم است.
پارتنون از حاشیه نگاری ها با قرار دادن یک حاشیه ممتد دور تا دور بلوک مرکزی ساختمان استفاده می کند.
مجسمه به نظر مکمل ساختمان است زیرا جشن پیروزی آتنی ها را در مقابل فارس ها
نشان می دهد: تولد آتنا و پیروزی اش در تصاحب زمین های آتیکا در سنتوری ها،
تزئینات دیواری با جنگ های آمازون، غارت تروی، سنتار و خدایانی که با غول ها
می جنگند و حاشیه نگاری ها همراه با صفی از سلحشوران اسب سوار که حضور دوازده خدا را نشان میدهد.

معماری و مجسمه سازی کلاسیک

در آکروپولیس آتن ساختمان های جدید ایونیک هم وجود داشت، ایرکتیون
(Erchtheion) حاشیه نگاری اسرارامیزی دارد که قهرمانان اولیه آتن و آیین مذهبی شان را نشان میدهد.
بر روی ایوان جنوبی تصاویری از زنان (Caryatids) در عوض ستون ها نقش بسته است.

معبد ایونیک دیگر آکروپولیس معبد آتن نیک (ویکتوریا) ست که حاشیه هایش
مربوط به دوازه خدا، سه جنگ است که یکی از آنها با ایرانی هاست.

در پایان قرن پنجم معبد دوریک آپولو در باسای تزئینات دیواری خاصی داشت اما
حاشیه ای در اطراف دیوارهای داخلی اتاق ها دیده می شود که جنگ های آمازون و سنتارها را نشان می دهد که در آنها آپولو و آرتمیس شرکت داشتند.
در قرن چهارم طراحی ها ساده تر بود.
شاخص ترین بخش استفاده از پایه در سنتوری در مجسمه های تگا و سکویی به شکل اسب برای سوارکاران در اپیداروس بود.

سبک کاملا یونانی که در لیسیا ایجاد شد ساخت آرامگاه بود.
ارامگاه نیرید دارای سبک ایونیک است اما ردیفی کامل از مجسمه های سنتوری و حاشیه نگاری ها هم بر روی ساختمان هم پایه اش دیده می شود.
هرجایی در لیسیا ارامگاه ها با حاشیه هایی تزئین شده اند که نمایشگر افسانه های یونانی هستند.
این ویژگی مجسمه های معماری لیسیا است که علاوه بر افسانه صحنه هایی از عمیات
نظامی نزدیک به زمان معاصر و پادشاه وقت را ترسیم کنند، موضوعی که در سبک یونانی دیده نمی شود.

معماری و مجسمه سازی مدرن

اما ساخت بناهایی معمارانه تر در اعصار بعدی حاکی از آن است که دید کلی انسان ها نسبت به معماری کامل تر از گذشته شده است.
دیگر بناهایی ساخته می شوند که حجم بیرون آنان مانند سابق حائز اهمیت نیست.
در این بناها فضای داخلی مهم می شود و از این روی عنصر دیگری به نام تزیینات پدید می آید که برخی از آنها مجسمه را به یادمان می آورند.
این بار معماری بر مجسمه سازی سوار می شود.
مجسمه در خدمت ارائه فضایی زیباتر و خوشایندتر البته منطبق با معیارهای زیبا شناختی آن روز قرار می گیرد و خود به تنهایی حائز اهمیتی جداگانه نیست.
در حقیقت تعریف فضا به کمک این عناصر تزییناتی انجام می شود.

البته در اینجا تفکیکی میان معماری غرب و شرق به طور اعم لازم است.
در دوره امپراتوری روم می بینیم که مجسمه سازی به عنوان هنری ارزشمند شناخته می شود و مورد احترام است.
حال اگر به معماری عصر خودمان که معماری مدرن نام دارد، بنگریم ، رابطه معماری و مجسمه سازی را نوعی دیگر می یابیم.

معماری و مجسمه
مجسمه

تقابل معماری و مجسمه سازی

این بار نه معماری بر مجسمه غالب است و نه مجسمه بر معماری پیروز می شود. هر یک راه خود را رفته اند.
پیشرفت انسان در زمینه درک هنری ، همراه با پیشرفت علم و راه یافتن مفهوم زمان در معماری ،
هر دو هنر را به سوی نوعی انتزاعی تر و ساده تر و احیانا نخبه گراتر می کشاند؛
معماری به مشابه ماشینی است که در آن زندگی روزمره ما رخ می دهد.
دیگر حتی به تزیینات هم نیازی ندارد و مجسمه تنها بیانی کاملا مشخص از درک هنرمند مجسمه ساز درباره موضوعی است،
یا حتی از این هم فراتر می رود و تنها بیانگر احساس وی در یک لحظه است.
دیگر مجسمه محتاج واسطه ای به نام معماری نیست تا تاثیر خود را بر مخاطب بگذارد.
هر گاه این دو با یکدیگر برخورد دارند، تقابل آنان کاملا محترمانه است.

معماری و مجسمه سازی به عنوان مکملی برای یکدیگر

این دو همدیگر را کامل می کند بدون آن که به یکدیگر وابسته باشند.
شاید مثال بارزی از این نوع ارتباط اخیر، پاویون بارسلون ساخته میسی ون درروهه ، معمار بزرگ آلمانی باشد.
وی در این بنا که براساس اصول معماری مدرن مورد قبول خود ساخته ، مجسمه ای گنجانده است.
این مجسمه به پرسپکتیوی که هنگام ورود به این پاویون داریم ، معنای خاص می بخشد،
و در عین حال از قبل جایگاه ویژه ای که در این بنا دارد، واجد معنایی دیگر شده ، بی آن که خود به تنهایی ناقص باشد.
واکنون در دوره ای که آن را فیلسوفان ، پست مدرن می خوانند، گرایش به تاریخی گری میان معماران دوباره شکل می گیرد؛
بنابراین حجم خارجی بنا بخصوص با توجه به شهرسازی مدرن که به مدد آن رویت یک بنا از دور دست نیز ممکن است ، حضور پررنگ تری می یابد.

معماری بار دیگر به مجسمه شباهت پیدا می کند.

این بار بیرون و درون ساختمان هر یک اهمیت ویژه و متمایزی از یکدیگر دارند.
در کارهای آخر معماران مدرن نیز می توان این پدیده را مشاهده کرد.
در موزه گوگنهایم نیویورک اثر فرانک لوید رایت ، معمار امریکایی ، حجم بنا کاملا خارق العاده است و از شکل دیگر بناهای اطراف خود تبعیت نمی کند.
در نظر اول شاید شباهتی میان عصر ما و اعصار بسیار دور که در آن معماری ، خود مجسمه سازی بوده است یافت شود،
اما این شباهت را باید به ظاهر محدود دانست.
در روزگار ما وجود رسانه ها که درک فضایی انسان ها را کاملا دیگرگون کرده اند،
همراه نیاز به عظمت گرایی سرمایه داران ، ساخت چنین بناهایی را دیکته می کند
و چنین می نماید که بار دیگر معماری و مجسمه سازی به هم نزدیک شده اند و این بار در جستجوی تاریخ .

مجسمه سازی

جهت ثبت نام و اطلاع از شرایط کلاس های آموزش مجسمه سازی

  • به این مطلب امتیاز دهید :
5.0
امتیاز کاربر 0 (0 رای)
درحال ارسال
شروع ثبت نام دوره های جدید آموزشی - تلفن های تماس : 05 05 58 22 - 587 587 22 - 110 111 28
+