فهرست اصطلاحات تخصصی مجسمه سازی

انتزاعی

هنر انتزاعی هنری است که هیچ ارجاعی به واقعیت تجسمی ندارد.
در معنی وسیعتر این اصطلاح هنری را توصیف می کند
که اشکال واقعی را در روشی ساده و با اشاره به شی اصلی طبیعی ترسیم می کند.

Anneal : حرارت دهی

حرارت دادن به شیشه یا سفال و سپس به آرامی خنک کردن
برای اینکه ظرف محکمتر شود و زودشکنی اش کاهش یابد.

لقب و امضای هنرمند

یکی از اولین انتصاب ها در ساخت مجسمه های اصلی از نظر فنی است اما در بعضی
موارد انتصاب های هنرمند پس از اینکه آثارش فروخته شد ایجاد می شود.
باید نشانه یا امضا هنرمند را بخاطر داشت و از ابتدای قرن ۲۰ به عنوان بخشی از هنر
محسوب می شود و هر کسی به داشتن دو لقب هنری مجاز است.

پایه

که به آن تندیس پایه هم می گویند. پایه چیزی است که مجسمه بر روی آن قرار می گیرد.
یک تکه سنگ با هر نوع شکلی می تواند پایه مجسمه را تشکیل دهد.
البته این اصطلاح معمولا با پایه ستون اشتباه گرفته می شود.

شعله کاری در مجسمه سازی با شیشه

شیشه گری با دمیدن در درون یک لوله خالی انجام می شود.
سپس شیشه گر با چرخاندن و فشار دادن از طریق ابزارهای آهنی به شیشه شکل های مختلفی می دهد.
حباب شیشه ای ایجاد شده ممکن است در داخل قالب میان تهی قرار بگیرد
و تا زمانی که به جزئیات مورد نظر برسد، منبسط شود.

برنز

آلیاژی از مس و قلع که گاهی حاوی مقدار کمی از عناصر دیگر در نسبت های مختلف مانند زینک، سیلیکون و فسفر است.
این ماده سفت تر و دوام بیشتری نسبت به برنج دارد
و برای مجسمه های قدیمی بکار می رود. آلیاژ برنز در رنگ نقره ای و قرمز مسی متغیر است.
کشورهای مختلفی استانداردهایی برای این قبیل ترکیبات دارند.
در شکل گداخته این آلیاژ آنرا به درون کانال اصلی می ریزند
و قالب مجسمه را با آن شکل می دهند تا در نهایت اثر مورد نظر بر این پایه ساخته شود.
ورقه های برنزی را می توان برای ساخت مجسمه هم استفاده کرد.

قالبگیری

مرحله قالب ریزی (گچ یا لاستیک، پلیمر و گچ و غیره) از شکل ابتدایی و سپس تولید یک فلز گداخته شده براق.
معمولا برنز، شیشه، آلمینیوم، آهن یا فولاد ضدزنگ بکار می روند.
فلزات گرانبها (طلا، نقره و پلاتینیوم) هم قالبگیری می شوند.

هنر مفهومی

هنر مفهومی هنری است که در آن مفاهیم یا ایده ها از موضوعات زیبایی شناسی سنتی پیشی می گیرند.

روش فیتیله ای

این یک روش دستی در ساخت کوزه است.گل رس به شکل فیتیله یا لوله استفاده می شوند.
آنها دارای اندازه های بزرگ تا کوچک هستند.
به وسیله دست ورز داده می شوند، فشرده می شوند و یک ظرف را تولید می کنند
در این روش معمولا از پایه شروع میکنیم و به سمت بالا پیش می رویم .
اگرچه در پایان ظرفی صاق و یکدست خواهیم داشت ،با این حال در بعضی موارد
خاک رس همچنان پیچ دار باقی می ماند که برای تزئینات استفاده می شود.

هسته

در مجسمه سازی، هسته بخش سخت داخلی قالب است که برای قالبگیری قسمت خالی مجسمه (مانند مجسمه چهره) استفاده می شود.
مقدار فضایی که میان هسته و قالب باقی می ماند ضخامت فلز قالب را مشخص می کند.
هسته از شن ریخته گری ساخته شده است.

تندیسی

ساخت تصویر صورت انسان یا حیوان. مجسمه تندسی می تواند رئال یا انتزاعی باشد.

گداخته کردن

قرار دادن در معرض حرارت در درون کوره ای از آتش برای سفت کردن قالب حاوی ماده که بخش جدایی ناپذیر ریخته گری است.

ریخته گری

ساختمان یا محلی که ریخته گری برنز در آن با استفاده از قالب های شنی یا سرامیکی انجام می شود.
معمولا در این کار مراحل مختلفی وجود دارد.
بیشتر شامل ساخت قالب یا ظرف مخصوص، سپس ریختن مواد مایع به داخل قالب،
تمیز کردن حاشیه ها از ماده، ساخت هسته، مرتب کردن و باز کردن قالب مجسمه
با استفاده از ابزارهای مخصوص که رسیدن فلز مذاب به فضای خالی شکل گرفته را
زمانی که پارافین از بین می رود، ممکن می سازد، پوشاندن تمام قطعه و سپس
دفع پارافین با حرارت دادن و در نهایت ریختن برنز ذوب شده به درون قالب اصلی،
بریدن قالب و ظرف برنز، از بین بردن برنزهایی که اطراف قالب ریخته اند، جدا کردن
مواد پوششی، تراشیدن با اسکنه و سپس پولیش کردن یا استفاده از زنگار یا پارافین برای مجسمه.

قرار دادن قطعه آخر بر روی پایه یکی از اساس کارهای ریخته گری است.
معمولا ریخته گرها به مجسمه سازان با نصب و محکم کردن قطعات بزرگ کمک می کنند.

گیت یا ناودانه

در قالب ریزی، هر گونه کانال یا مجرایی که مواد مایع را از کانال اصلی حمل می کند و به خروج گازها کمک می کند، گیت نامیده می شود.
قطعه اضافه مواد با چنین مجرایی شکل گرفته و آنها هم گیت نامیده می شود و از فلز ریخته شده در گام اول تمیز کردن مجسمه پاک می شود.
گیت را گاهی ناودانه هم می نامند.

لعاب کاری

لایه ای از شیشه یا سرامیک که بر روی سطح ظرف سفالی یا قطعه سرامیکی ریخته می شود.
و برای شفاف شدن، تزئین یا هر دو بکار می رود.

نصب

با توجه به نوع مجسمه ای که شامل گروهی از عناصر مورد نیاز یک محیط است و به معنی قرار دادن و محکم کردن مجسمه است.

پوشش

لایه پوشاننده که در مجسمه سازی برای فلزات ریخته گری بکار می رود.
این لایه شامل خاک زمین و شن یا پلاستر ترکیب شده با خاک رس، فیبر و چسب است که برای مرحله از بین بردن پارافین بکار می رود.
گاهی به آن غلاف کردن هم می گویند. پارافین با تراکم مختلف به درون مواد نفوذ می کند تا پوشش را ایجاد کند.
پس از اینکه سوزانده شد، پوشش فلز ذوب شده را دریافت خواهد کرد.

تحرکات

هنری که همراه با حرکات واقعی بخشی از طرح است.

محدودیت نسخه قالبگیری

مجموعه تعداد مدل ها یا کپی طرح های مجسمه که قرار است ساخته شود یا از طرح اصلی گرفته شده و پس از آن قالب از بین برده می شود.
محدود کردن تعداد کپی برداری ها و قالب زنی بر اساس کیفیت نمونه اولیه است زیرا طرف های مسی به تدریج کیفیت خود را از دست می دهند.
بنابراین کاهش اندازه یک نمونه به میزان ابتدایی کار مجسمه ساز باعث می شود که کارهای او انسجام بهتری داشته باشند.

هیچ دلیل فنی برای محدود کردن تعداد آثار هنری وجود ندارد زیرا روش هایی مانند لیتوگرافی یا ریخته گری مواد با دوام را تولید می کنند.
نمونه ها با این حال بیشتر به دلایل مالی محدود می شوند، برای خاص بودن اثر مجسمه ساز او سعی می کند فقط تعداد محدودی بسازد.
در اروپا نمونه های هنری حداکثر ۹ و در آمریکا ۱۲تا به علاوه ۱ یا ۲ نشان هنرمند هستند.

میکس مدیا

این اصطلاح زمانی بکار می رود که دو یا چند ماده در یک اثر هنری استفاده شوند برای مثال فلز و چوب، یا فلز، چوب و سنگ.
مواد ترکیبی شامل پلاستیک، فیبر و هر گونه ماده طبیعی یا مصنوعی است که می توان از آن برای ساخت مجسمه استفاده کرد.

واسطه

اشاره به موادی دارد که برای ساخت مجسمه بکار می روند. برنز، تراکوتا، پلاستر و فولاد مثال هایی از این نوع هستند

مدل- مدل سازی

در این مرحله مسجمه ساز خاک رس خیس یا هر ماده نرم دیگری مانند پلاستر خیس
یا سیمان را به مواد اصلی کار هنری خود با استفاده از آرمیچر می افزاید.
این ماده افزودنی است و در مقایسه با حکاکی بخش اصلی تولید اثر هنری نیست.

مجسمه چندرسانه ای

چندرسانه ای، رسانه ای است که از اشکال مختلف محتوی اطلاعات و پردازش آن استفاده می کند.
مانند هنر میکس مدیا ، هنرمند می تواند تعدادی از رسانه ها را در سه بعد با هم ترکیب کند تا یک اثر مجسمه سازی خلق نماید.

پتینه

پتینه نمونه پیشرفته برنز با استفاده شیمیایی از رنگ است.
سه ترکیب حل شونده در آن پتینه را می سازند:

  1. فریک نیترات رنگ قرمز و قهوه ای تولید می کند
  2. سوپریک نیترات رنگ سبز و آبی
  3. سولفوریت پوتاش رنگ سیاه

هر کدام ویژگی های خاص خود را دارند که دلیلش استفاده از مواد شیمیایی، رنگ دانه ها و روش های کاربردی متفاوت است.
دامنه وسیعی از رنگ ها هم شفاف و هم کدر را می توان با زنگار تجربه کرد.
مرحله نهایی قرار دادن لایه ای نازک از پارافین بر روی برنز است تا زنگار حفظ شود.

نقش برجسته

در مجسمه سازی هر اثری که دارای پس زمینه است ، نقش برجسته مینامیم.
نقش برجسته ها سه درجه دارند.
مجسمه سازی به صورت نقش برجسته از مجسمه سازی مدور متفاوت است.

  1. در نوع ابتدایی نقش برجسته ، مجسمه تنها کمی برجسته است و سایر قسمت ها از زمینه جدا نشده اند. مانند مدال ها و سکه ها
  2. در مجسمه برجسته وار، تصاویر نیمی از وجود خود را از زمینه جدا کرده اند و بخش زیادی از آنها قابل مشاهده است .
    این نوع از نقش برجسته ها را بیشتر در نمای ساختمان ها و معابد میتوان مشاهده کرد.
  3. در میان این دو نوع، نوع نیم برجسته وجود دارد.

کمترین میزان برجستگی در آثاری است که ضخامتشان یک ورق کاغذ است و به آنها نقش برجسته فشرده می گویند.
نقش برجسته معکوس هم وجود دارد که برجستگی میان تهی نام دارد و در آن تمام
کنده کاری ها در قسمت تهی زیر سطح اثر ایجاد می شوند و به نوعی به آن عمق می دهند.
برجستگی ها ممکن است از مواد سخت یا مدل سازی شده در گل رس ، پارافین نرم شده یا پلاستر باشند.
برجسته سازی یکی از تکنیک های معمول در مجسمه سازی است.

ورقه سازی یا لوحه سازی

ورقه های گل رس برش داده می شوند تا در کنار یکدیگر قرار بگیرند و با استفاده از خراش دادن گل ، شکل های مختلف را بسازند.
ورقه ها می توانند اشکال مختلفی پیدا کنند برای مثال به دور استوانه ها یا انواع اشکال هندسی پیچانده شوند.
شکل های بزرگ کار مشکلی است زیرا هماهنگ کردن لبه ها کار سختی است و ممکن است فرورفتگی هایی ایجاد شود.
بعضی سفالگران با استفاده از فیبر در بدنه سفالی این مشکل را حل می کنند.
فیبرها در زمان حرارت دیدن می سوزند و حفره های ریزی را باقی می گذراند.

جوشکاری

مرحله اتصال دو قطعه فلز با استفاده از لحیم کاری یا جوش دادن.
حرارت ثابت با مشعل اکسی استیلین به صورت گاز یا دستگاه جوشکاری وارد می شود.
گاهی میله پرکننده در زمان اتصال ذوب می شود که به آن لحیم کاری می گویند.
جوشکاری مستقیم دو قطعه با ترکیب لبه های ذوب شده، جوشکاری حرارتی نامیده می شود.
اینکار در دمای بالا صورت می گیرد و بنابراین مقاومت بیشتر و طول عمر بیشتری را برای ماده به همراه دارد.
معمولا در مجسمه سازی فلزی کاربرد دارد و تحت اصطلاح مونتاژ کردن قرار می گیرد.

  • به این مطلب امتیاز دهید :
5.0
امتیاز کاربر 5 (1 رای)
آغاز ثبت نام کلاس های ویژه پاییز
+