مکتب سورئالیسم(میلادی ۱۹۶۶-۱۹۲۴)

هنرمندان سورئالیست از ضمیر ناخودآگاه به مثابه ابزاری برای گشودن تخیل قفل شده بشر استفاده کردند . ایشان نه تنها بر خلاف جهت عقل گرایی و واقع بینی حرکت کردند ، بلکه عقل گرایی را موجب سرکوب تخیل گرایی می دانستند . همینطور ایشان اعتقاد داشتند که روان انسان دارای توانایی نشان دادن تناقض های همه روزه زندگیست . تاکید آنها بر این بود که قدرت تخیل فرد، آنها را در جرگه باورهای رومانستیم قرار می داد با این اختلاف که این تناقضات آشکار در ذهن و روح اتفاق نیفتد و تجسم آن در زندگی روزمره دیده شود .آنها همینطور علاقه خاصی به هنر بدری داشتند.
آندره برتون سبک سورئالیسم را حالت خودکار روانی تعریف کرد که توسط آن شخص می تواند حالات درونی خود را به صورت شفاهی ، به صورت کلمات و یا هر حالت دیگری ابراز کند . آنچه که وی توضیح می دهد این است که هنرمند از حیطه عقل گرایی و استدلال عبور کرده و دسترسی به ناخودآگاه پیدا می کند . به طور کلی هدف در سورئالیسم آزاد سازی فکر و زبان و ذهن بوده است .